آبان ۲۸ ۱۳۹۶

چالش مدرک

یه بحث همیشگی هست، یه عده می گن مدرک مهمه ، یه عده می گند کسانی که مدرک دارند کار بلد نیستند و فقط دنبال مدرکند و این بحث ادامه داره. بحث خزعبلیه (البته هر خزعبلی به درد نخور نیست ؛-) ) در کل چون معلوم نیست سر چیه؟! بیشترین چیزی که درش دیده می شه اینه که هر کدوم چیزی را که نداره تقبیح می کنه. ولی در هر حال نظاره گران این مناظره دنبال نتیجه هستند، مدرک مهمه یا نه؟ مدرک بگیریم؟ مدرک اصلا به چه درد می خوره؟

هدف
اول از همه هدف را مشخص کنیم. دنبال چی هستیم؟ این موضوع را مطرح کردیم که چی بدست بیاریم؟

هدف را می شه از چند جنبه تعریف کرد:
اول اینکه بیشترمون دنبال این هستیم که بدونیم چطور می‌تونیم متخصص بهتری باشیم. چه کارهایی را تو برنامه کاریمون بزاریم تا بتونیم کارمون را بهتر، حرفه‌ای تر و تمیز تر انجام بدیم و چطور بیشتر از کارمون لذت ببریم. چطور خودمون را بهتر عرضه کنیم و به دیگران بشناسونیم تا راحت تر به ما اعتماد کنند.

دوم زمان انتخاب یک همکار و یا نیروی جدید. چطور می‌تونیم یه همکار یا نیروی خوب را شناسایی کنیم. چه پارامترهایی از همکار یا نیروی جدید جمع آوری کنیم تا بتونیم یه تصویر مناسب از اون فرد در زمان همکاری بسازیم و انتخاب درست را انجام بدیم.

نکته مهم اینه که هر دو هدف بالا ، اگه به درستی تحلیل بشه به هم می رسند و نتیجه برای هر دو طرف قابل قبول خواهد بود.

حرف حساب
در مورد مشاغلی مانند Network Administration و System Administration و حتی تا حدی برنامه نویسان زبان‌های سطح بالا، که ملقمه ای از مهندسی و تکنسینی است، یکی کیج کننده ‌ترین مسائلی که پیش می یاد، همین مسئله دعوا بر سر آموزش‌های عملی و تئوری است. همان بحث خزعبل که در پاراگراف اول مطرح کردم 🙂

نکته مهم ولی همین ملقمه بودن این رشته هاست. و اینکه واقعاْ رشته های تحصیلی مستقیمی در مورد آنها وجود ندارد و از دل رشته های تحصیلی نزدیک، متخصصان آن متولد می شند. در این رشته ها به همان اندازه که دانستن تئوری در کیفیت کار موثر است، به همان اندازه داشتن تجربه و تکرار پیاده سازی های آزمایشی و واقعی سرویس‌ها و استفاده از ابزارها تاثیر دارند.

به این معنی که یک متخصص در دوره آموزش خود باید به شکل جدی هم به پیش نیازهای تئوری خود اهمیت بده و هم به توانایی پیاده سازی و عملی خود اضافه کنه. و این دو کنار هم کیفیت کار و تخصص اون شخص را مشخص می کنه. حالا هر دو این موارد نیاز به راهی دارند که محک زده بشند. در مورد موضوعات تئوری یکی از روشهای محک زدن، آزمون‌های بین المللی و مدارک آنهاست.

جایگاه مدرک
خوب علاوه بر این حرف‌هایی که زدیم مدرک چه جایگاهی داره و چه مزایایی می تونه داشته باشه

۱- اولین مزیت ایجاد زبان مشترک هست. زمانی که شما یک مدرک (certificate) سر فصلی را تعریف می‌کند، تمامی کسانی که برای گرفتن این مدرک تلاش می کنند، دارای پایه‌های تئوری مشابهی می شوند و خیلی راحت تر می تونند به تبادل اطلاعات دست بزنند

۲- پر کردن خلاء تئوری که برای مشاغلی که ذکر کردم نیاز هست. داشتن پس زمینه تئوری باعث می شه که شما انتخاب های بهتری داشته باشید. تصمیم های بهتری بگیرید و به جای اینکه فقط مشتری و تکنسین یک محصول باشید ، خودتون مهندس اون باشید و تصمیم بگیرید پیاده سازی به چه شکل و با چه ابزارهایی باید انجام بشه.

۳- گرفتن مدرک و مطالعه سرفصل‌های یک مدرک مطمئنا یکی از بهترین شروع ها برای کار هست.

تبصره ۱: مطمئنا گرفتن مدرک به تنهایی دلیلی بر ادعای تخصص نیست، ولی یکی از ابزار‌های اثبات تخصص هست و متخصصی که خود را در جایگاهی مناسب احساس می کند و از دریافت مدارک مناسب و هم سطح خود ابا دارد مطمئنا دارای ضعف‌های تئوری بنیادی است.

تبصره ۲: اگه شما شخصی است که احساس می کنی نه در زبان مشترک مشکل داری و نه در عقبه دانشی و هیچ مدرکی نداری و نمی تونی تعریف کنی چه روندی رفتی و چه مطالعاتی داشتی، احتمالا واقعا فقط احساس می کنی که مشکل نداری و از اوضاع داغون فعلی داری استفاده می کنی و امورات به خوبی می گذرد 🙂

تبصره ۳: این تبصره در ظاهر یه تناقض هایی با ماده ۳ داره، ولی فقط در ظاهر در باطن نداره … اونم اینکه مطالعه به صورت کاملا تئوری مطمئنا بهترین روش نیست،  الان در زمانی هستیم که از گوشه کنار روشهای جدید برای آموزش تجربه می شه. یکی از این روش‌ها اینه که به جای اینکه یه مجموعه مطلب تئوری آموزش داده بشه. ابتدا سناریویی تعریف بشه و مشخص بشه دقیقا چه نیازی هست و بعد مطالب در قالب سناریو تدریس و آموزش داده بشه. در این روش مطلب بسیار قابل درک تر و عمیق تر منتقل می شود. مشکل اینه که شروع این روش زمان و هزینه و تجربه اولیه بالایی می خواد. اقلا من هیچ وقت نتونستم زمان لازم را پیدا کنم تا تدریسم را به این سمت ببرم. در هر تلاش در نیمه راه برنامه متوقف شد.