تیر ۳ ۱۳۹۷

اینفلوئنسر مارکتینگ چیه و چیجوری میشه اون رو به شکل مؤثری به کار گرفت؟ “

اینفلوئنسر مارکتینگ چیه و چیجوری میشه اونو به شکل مؤثری به کار گرفت؟ “

اینفلوئنسر مارکتینگ (Influencer Marketing) روش جدیدی نیس و سالیان ساله که استفاده کرده می شه. این موضوع به یکی از موضوعات داغ بازاریابان تبدیل شده. شایدً دلیلش اینه که بازاریابی سنتی گران و ناکارآمده و اینفلوئنسر مارکتینگ می تونه جانشین مناسبی باشه. مهم تر از اون اینکه مصرف کنندگان علاقه ندارن مورد هجمه قرار بگیرن و پیامای تبلیغاتی هر روز بیشتر از قبل بی اعتبار می شن. طبق نتایج تحقیقات، افراد بین ۱۸ تا ۳۴ سال پذیرش پیشنهاد از طرف یک اینفلوئنسر رو ترجیح میدن، چون بیشتر تصمیمات خرید با پیشنهادای دهن به دهن هدایت می شن.

خیلی از شرکتا اینفلوئنسر مارکتینگ رو به عنوان محور بازاریابی و فعالیتای روابط عمومی خود استفاده می کنن. طوری که اینفلوئنسر مارکتینگ به راه حل اصلی و استاندارد روابط عمومی و بازاریابی تبدیل شده. با پیامای معتبری که افراد مشهور در رسانه های اجتماعی خود منتشر می کنن، برندها می تونن به طور زیادی توانایی دسترسی به تعداد زیادی از مخاطبان رو داشته باشن. در این مقاله با اینفلوئنسر، روشای همکاری با اونا و اصولی که در اینفلوئنسرینگ باید رعات کنین، آشنا می شید.

 

اینفلوئنسر کیست؟

یکی از بزرگ ترین خیالات غلط درباره اینفلوئنسرها اینه که اونا افرادین که در رسانه های اجتماعی بزرگ دنبال کنندهای زیادی دارن، درحالی که اینفلوئنسر کسیه که قدرت و توانایی تأثیرگذاری بر درک و نگاه بقیه رو داره یا می تونه اونا رو بنجام کاری متفاوت تشویق کنه. اینفلوئنسر در بازاریابی، کسیه که بقیه رو تشویق می کنه تا ازتون خرید کنن. اون چیجوری این کار رو انجام می ده؟ اینفلوئنسر باید ترکیبی از این سه ویژگی اصلی رو داشته باشه: توانایی دسترسی (reach)، اعتبار زمینه ای (contextual credibility) و هنر فروشندگی (salesmanship). هر چه این عوامل بیشتر باشن، نفوذ پنهون فرد هم بیشتره.

  1. توانایی دسترسی: توانایی اونا در پیام رسانی به دسته بزرگی از آدما. توانایی دسترسی امر مهمیه، اما کافی نیس. افرادی با توانایی دسترسی کم اما اعتبار و هنر فروشندگی بالا به عنوان اینفلوئنسرهای کوچیک (micro influencer) نامیده می شن.
  2. اعتبار زمینه ای: سطح اعتمادی که مخاطب طبق علم و تخصص اینفلوئنسر درباره موضوعی خاص کسب می کنه. مثلا سرآشپزی مشهور دارای اعتبار بالا در معرفی غذاه، اما در سیاست اعتبار کمی داره.
  3. هنر فروشندگی: مثل اینکه، بعضی افراد قدرت بالا العاده ای در قانع کردن بقیه دارن. اونا توانایی این رو دارن که با روشای متقاعدکننده ای توضیح دن، پیامای روشنی رو بگن و دیدگاه هاشون رو با اعتماد به نفس ارائه دن.

روشای همکاری و فعالیت با اینفلوئنسرها

آسون ترین راه همکاری با اینفلوئنسرها پرداخت پول به آنانه. بازاریابان زمان زیادیه که از آدما مشهور در تبلیغات خود بهره می گیرن. مشتریان، بازیگر یا ورزشکاری رو که واسه معرفی و تبلیغ کالا، پول دریافت کرده می شناسن. بازاریابان، اعتبار و معروفیت اینفلوئنسرها رو واسه فروش کالا به کار می برن. این روش، راهکاریه که اونو معرفی نامه ای از طرف شخص مشهور می گیم.

روش دیگر کار با اینفلوئنسرها بهره بردن از توانایی دسترسی آنهاست. این، دلیل اجرا اینفلوئنسر مارکتینگ از طرف بیشتر بازاریابان امروزیه. اونا در جست وجوی فردی با فالورهای اینستاگرامی زیادن تا اونو واسه تبلیغ کالا تشویق کنن. این روش حمایتی نامیده می شه.

اصولی که باید در اینفلوئنسر مارکتینگ رعایت کنیم

اینفلوئنسر مارکتینگ باید رو راست و قابل اعتماد باشه. اینفلوئنسر درباره محصول صحبت می کنه، نه به این خاطر که واسه تبلیغ اون پول دریافت می آروم، بلکه به خاطر این که اون محصول رو دوست داره و اونو مفید می دونه. پس اینفلوئنسر مارکتینگ زمان می بره و باید شفاف و رو راست باشه. اینفلوئنسر درباره خوبی و بدی جنساتون صحبت می کنن. اما اونا این کار رو به روشی انجام میدن که خیلی قابل اعتمادتر و مفیدتر از هر تبلیغی باشه.

زمانی که کار به درستی انجام شد، اینفلوئنسر مارکتینگ تقویت کننده هستش: این نوع بازاریابی توانایی دسترسی، اعتبار و هنر فروشندگی جامعه اینفلوئنسرها رو به کار میگیره تا از کالای شما در برابر مشتری حمایت کنه و نتیجه اون آگاهی، بهبود درک و اقدام به خرید به وسیله مشتری هستش.

چیجوری اینفلوئنسر مارکتینگ موفق بسازیم؟

۱. اهداف خود رو مشخص کنین

شما واسنجام اینفلوئنسر مارکتینگ موفق باید گروه مخاطبان هدف خود رو شناسایی کنین و شاخصای کلیدی کارکرد (Key Performance Indicator) رو مشخص کنین.

۲. کانالای رسانه اجتماعی خود رو به دید هدفمند انتخاب کنین

انتخاب رسانه مناسب، به اهداف تون بستگی داره. کانالای رسانه اجتماعی رو بسته به گروه خاص مشتریان که در جست وجوی اونا هستین و نوع کارا لازم واسنجام دادن انتخاب کنین. کانالای رسانه اجتماعی مختلف، امکانات متفاوتی رو در اختیار شما قرار میدن. فعالیت بازاریابی مثل در فیس بوک نتیجه مشابهی در توییتر، اینستاگرام، پینترست و… نخواهد داشت.

۳. اینفلوئنسر معتبری به عنوان سفیر خود پیدا کنین

اینفلوئنسری کنتخاب می کنین، درباره شرکت شما سخن خواهد گفت و سفیر برندتون هستش. پس قبل اینکه کار رو با فردی شروع کنین، از خود بپرسید: « این فرد بهترین فرد واسه معرفی شرکت منه؟» قبل از شروع کار باید تحقیق دقیقی درباره اینفلوئنسر انجام بدین. بعضی ایده های تحقیقی قبل از شروع کار با اینفلوئنسر پنهون به توضیح زیره:

  • همه پروفایلای رسانه اجتماعی اونو مشاهده کنین.
  • مطمئن شید که اونا درباره موضوعاتی بحث نمی کنن که به ارزش اجناس یا خدمات شما آسیب وارد کنه.
  • مطئمن شید که اونا مؤدبن، مطالب رو فصیح میگن و مطالبی رو می نویسند که خوب درباره اونا تحقیق کردن.

سعی کنین کنتخاب خود رو به تعداد فالورهای اینفلوئنسر پنهون منوط نکنین. اینفلوئنسرهای کوچیک رو هم بررسی کنین. اونا به شما این امکان رو می ده که به جای پرداخت هزینه زیادی واسه یک اینفلوئنسر، فعالیت طولانی تر رو بنجام برسونین و یا به شما این شانس رو میدن که تعدادی اینفلوئنسر رو هم زمان به کار ببرین.

اینفلوئنسرتون باید با پیامای برندتون موافق و منطبق باشه، مخاطبان اختصاصی داشته باشه و قادر باشه با شما سریع و خلاصه رابطه برقرار کنه. درنظر داشته باشین که یک ساختار تبلیغاتی با نام دهن پرکن مشهور واسه پیشنهاد به خرید اجناس خود ایجاد نکنین. به جای بیان مطالب درباره منافعی که مخاطب تون از خرید کالا یا استفاده از خدمات شما به دست میاره، مطمئن شید که اینفلوئنسرتون واسه اینکه محصول تون رو به خریداران روشن و مناسب نشون بده، مطالب دست اولی ارائه می کنه.

۴. واسه فعالیت خود برنامه پخش طراحی کنین

واسه اطمینان از اینکه فعالیتای اینفلوئنسرتون مؤثره و نتیجه مثبتی داره، نیازه همه صفحات رسانه اجتماعی خود رو نظم و سعی هاتون رو با دیگر فعالیتای تبلیغاتی خود هم موافق کنین، مثلا رویدادها، پستا، تصاویر، ویدئوها، همه از یک الگوی برابر پیروی کنن. ایجاد راه حل بازاریابی دور فعالیت بازاریابی اینفلوئنسر به شما کمک می کنن تا مخاطبان خود رو به راه فروش خود هدایت کنین.

۵. محتوا رو قبل از پخش بازبینی کنین

قبل از پخش هر مطلبی باید مطمئن شید که محتوای منتشرشده با شرایط فعالیت و روشای هدفمند تبلیغاتی تون هم راستاه. باوجوداین حقیقت که شما باید به خلاقیت اینفلوئنسرتون قدرت انعطاف بدین، توجه به این نکته حیاتیه که باید همه مطالب، تصاویر و موارد ضبط شده رو قبل از پخش بازبینی کنین.

۶. نتایج و نتیجه های کار خود رو اندازه گیری کنین

شما مثل فعالیتای بازاریابی دیگر، باید مطمئن شید که فعالیت اینفلوئنسرتون در بهترین سطح ظرفیت اون انجام میگیره یا نه. به شاخصای کلیدی کارکرد که در زمان تعیین راه حل فعالیت خود تعیین کردین، نگاهی بندازین و به سؤالات زیر جواب بدین:

  • شما پیشرفتی داشتین؟
  • از مخاطبان خود چه چیزی یاد گرفتین؟
  • چه مطالبی بهترین نتایج رو داشته؟
  • چه مطالبی ضعیف بودن؟

اینجا پنج نکته مهم واسه موفقیت فعالیت اینفلوئنسر مارکتینگ بیان شده:

  • استفاده از هشتگای در رابطه
  • نظم بودجه فعالیت واسه اجرا بیشتر از یک اینفلوئنسر
  • به اشتراک گذاری مطالب اینفلوئنسرتون
  • صحبت همیشگی درباره قیمت
  • مطمئن شید که قرارداد شما شامل دوره وقتیه که اینفلوئنسرتون با شما کار می کنن.

با اجرا پیشنهادای بالا، شما توانایی رابطه عمیق تر رو با مخاطبان تون دارین و هم به شما کمک می کنن تا برند خود رو گسترش بدین، باخبر شدن از محصول و خدمات خود رو کامل کنین و با مخاطبان خود با روشی صمیمی تر و قانع کننده تر صحبت کنین.





تیر ۳ ۱۳۹۷

اینترنت چه تاثیری روی مغز شما می ذاره “

اینترنت چه تاثیری روی مغز شما می ذاره “

آنلاین بودن شما رو واقعا افسرده می کنه؟ این نظریه مطرحه که از زمان در دسترس بودن اینترنت به شکل عمومی، افراد به طور جدی و از دید بالینی دچار افسردگی شدن. این مسئله، تنها یک ادعای بی اثبات نیس، تا الان نظرسنجیای خیلی از آدما مختلفی که از اینترنت استفاده کردن و اونایی که به اینترنت اعتیاد دارن، انجام شده و نتایج نشون می ده که رابطه مثبتی بین ساعات استفاده از اینترنت و احساس غم، تنهایی و گوشه گیری افراد هست. بعضی از منتقدان فکر می کنن که استفاده ی زیاد از اینترنت، احتمال ابتلای فرد به افسردگی رو دوبرابر می کنه. اما بعضی دیگر میگن اینترنت نمیتونه عامل افسردگی باشه، مگه اینکه کسی اونو پناه و محل آسایش خود بدونه.

 

استفاده از شبکه های اجتماعی شما رو منزوی می کنه

وقتی ایجاد رفت و امد با بقیه، تنها با نوشتن و بی هیچ کلامی صورت میگیره، شما قادر به تشخیص راستی یا نبود راستی طرف مقابل نیستین و طبق برداشت خودتون، حرفا رو تفسیر می کنین و برداشت شما به حال روحی تون بستگی داره. پس پذیرش یک عبارت مبهم مثل «نه ممنون» بعد از یک گفتگو ی بد، آسون تر از عبارات کنایه آمیز و به ظاهر مؤدبانهه و یک خودداری مؤدبانه تلقی می شه. تحقیقات نشون می ده که اگه شما خود رو وقف هزاران دوست در فیسبوک یا بقیه شبکه های اجتماعی کرده باشین، میزان استرس شما خیلی بالا هستش. هر چه تعداد دوستان تون بیشتر باشه، بیشتر سعی می کنین که وجهه ی مثبتی از خود نشون بدین که از دید عمومی قابل قبول باشه ولی در زندگی واقعی با مشکل روبرو می شید، چون استرسی که واسه حفظ دوستان مجازی خود دارین، مانع از ایجاد رابطه در دنیای واقعی با افراد می شه.

از این شاخه به اون شاخه پریدن در اینترنت باعث کاهش تمرکز و حواس پرتی می شه

اینترنت روی بستر کامپیوترها ایجاد شده و به افراد این امکان رو می ده که به آسونی از کاری به کار دیگر و از موضوعی به موضوع دیگر بدن و به طور متوسط هر دو دقیقه یک بار این کار رو تکرار کنن، اما ما هیچوقت قادر به استفاده از ویژگی چند کاره بودن که اینترنت به ما داده نخواهیم بود و به دلیل معطلی و شروع دوباره ی دائمی کارا، دچار رکود و افسردگی می شیم و با توجه به پاک شدن وقایع در اینترنت، مغز سعی می کنه تا با ایجاد یک حافظه ی چند کاره هر چیزی رو که اتفاق افتاده در خود حفظ کنه. این موضوع باعث می شه که افراد نتونن حواس خود رو جمع کنن و توانایی کار کردن و حل مسئله در اونا کاهش پیدا میکنه. تحقیقات نشون می ده که بعد از یه مدت توانایی بازیابی خاطرات تو ذهن و به همراه اون میزان هوش محاسباتی بررسی میره، هر چه از این شاخه به اون شاخه پریدن شما در اینترنت بیشتر باشه، این خطر هم بیشتره و اگه از سنای کودکی اینجور عادتی داشته باشین به مشکل حواس دچار می شید به همراه بقیه مشکلات رفتاری که بعد از اون ایجاد می شن.

گوگل جانشین حافظه ی شما می شه

وقتی شما چیزی رو یاد می گیرین، اون چیز تو ذهن تون حک نمی شه، بلکه تنها نگاشتی روی اعصاب از راه حرکت و فعالیتای ذهنی در اون لحظه رخ می ده، پس بازیابی اطلاعات فراخوانیِ یک مجموعه کدگذاری شده در ذهنه همراه با جزئیاتی که هر لحظه به اون اضافه می شه. وقتی شما از حافظه تون استفاده نکنین، مغز به مرور، این اطلاعات بیهوده و بی مصرف رو حذف می کنه. این یک کارکرد خوب و طبیعیه که مغز همیشه فضای خود رو واسه ورود اطلاعات جدید آزاد می کنه. اما اگه همیشه به جای مغزتون از گوگل استفاده کنین، مغز هم تنبل می شه و تمایل داره به جای بازیابی اطلاعات، وقایع روزانه رو در جایی مجموعه کنه، پس مغز نمیتونه خاطرات رو به سرعت بازیابی کنه و تا زمانی که از گوگل استفاده می کنین نمی تونین فضایی رو در مغزتون واسه حفظ کردن اطلاعات اختصاص بدین، چون عادت کردین گوگل رو جانشین حافظه تون بکنین.

اینترنت باعث در خودماندگی و تنهایی شما می شه

تا وقتی از اینترنت به عنوان مغزتون استفاده می کنین، اونقدر واسه تون اهمیت پیدا میکنه که باعث می شه دائم از اون استفاده کنین تا آرامش خاطر پیدا کنین و باعث استفاده ی کمتر از مغزتون می‏ شه و به اینترنت وابسته‏ تر می شید. با هم با افسرده شدن به دلیل استفاده ی زیاد از اینترنت، بخش سفید مغز که مربوط به چندکاره بودنه، کم‏ کم بررسی می‏ رود. واسه همین سایت‏ های رسانه ها هشدارهای زیادی واسه بازگشت کاربران به زندگی واقعی می‏ دن.

طرفداران بازی‏های ویدئویی از پیش‏روی در مراحل بازی، چشمک زدن تصویر، صداهایی که پخش می شه و بالا رفتن عدد مرحله‏ ی بازی لذت می‏ برند و تشویق می ‏شن تا بازم اونو تکرار کنن بی اونکه از خود اختیاری داشته باشن. اگه این حالات واسه شما آشناست، خوبه بدونین که چه عوارضی در انتظار شماس و از نتایج اون مطلع شید.

اینترنت در دنیای امروز گسترده شده

حتی اگه شما علاقه ای به استفاده از اینترنت نداشته باشین یا از برنامه های نظارتی بترسید یا بخواهید از اثرات منفی اینترنت روی مغزتون جلوگیری کنین، بازم ناگزیر از اجرا اون هستین. الان هر کسی یک گوشی هوشمند داره و خیلی از صنایع و شرکتا به طرف ارائه جنسا و خدمات به شکل اینترنتی جلو رفتن، پس اینترنت یک پیش نیاز واسه زندگی امروزی حساب می شه و استفاده از تکنولوژیای قدیمی دیگر خیلی مناسب به نظر نمی رسه.

لزومی نداره از اینترنت ترس داشته باشین، شما شاید معتاد به اینترنت نیستین و اگه فکر می کنین ممکنه به اون اعتیاد پیدا کرده باشین، می تونین تستایی رو واسه اطمینان خاطر انجام بدین. تکنولوژیای جدید همیشه پتانسیل خطرناک بودن رو دارن اما این معنیش این نیس که امکان استفاده ی درست از اون وجود نداره، مثل هر چیز دیگری در این دنیا باید در مورد همه چیز میونه روی و میونه روی رو رعایت کرد.

برگرفته از : all-that-is-interesting.com


تیر ۳ ۱۳۹۷

موفقیت

این کارا رو هر روز انجام بدین تا موفقیت خود رو تضمین کنین

ممکنه از یکنواختی زندگی روزمره خسته شده و روز و شب در ناراحتی موفقیتای کسب نکرده تون باشین؛ به جای اندیشیدن به رؤیاهاتون و ناراحتی خوردن، سعی کنین کاری بکنین. لازم نیس سخت سعی کنین، حتی لازم نیس به همه آرزوهاتون برسین، همین که هر روز قدمای کوچیک و آسونی واسه بهبود زندگی تون وردارین موفقیت و اعتمادبه نفس رو احساس می کنین و با گذر زمان خواهید دید آسون تر از چیزی که تصورش رو می کردین به زندگی ایده آل تون رسیدین.

تا الان دوست داشتین رمز موفقیت رو بدونین؟ واسه بیشتر مردم رمز موفقیت چیز مشخصی نیس، بلکه نتیجه عادات بسیاریه که روزها پشت سر هم تکرار شدن. در این مقاله ۱۵ کار کوچیک معرفی شدن که می تونین هر روز اونا رو بکنین تا کنترل زمان رو در دست بگیرین و وقت تون رو صرف اولویت هاتون کنین. این فعالیتای کوچیک رو در برنامه روزانه تون بذارین تا شاهد صعود موفقیت تون باشین.

۱. اولویت هاتون رو تعریف کنین

سه اولویت اصلی زندگی تون چیه؟ سه فعالیتی که بیشترین وقت رو ازتون می گیرن کدومان؟ اون فعالیتا با اولویت هاتون سازگارند؟ اگه اینجور باشه عالیه، وگرنه باید واسه وقت گذاشتن روی اولویت هاتون سعی و اراده ی بیشتری داشته باشین و به خاطر رسیدگی به فعالیتایی که برایتون مهمه از اتلاف وقت روی مسائل کم اهمیت دوری کنین. به این فکر کنین از زندگی چه می خواید؟ شاید به محض اینکه وقت تون صرف فعالیتایی شه که برایتون بیشترین اهمیت رو داره، احساس موفقیت می کنین.

۲. واسه روز آینده برنامه ریزی کنین

زمان باارزش ترین سرمایه و غیرقابل برگشته. اگه واقعا می خواید موفق باشین باید واسه نحوه ی گذران وقت تون برنامه ریزی کنین. یکی از کارایی که پس می تونین بکنین، اینه که هر روز عصر برنامه روز بعدتون رو بنویسین. نوشتن برنامه از سه جنبه به شما کمک می کنه: ساعات بیداری تون رو به بیشترین حد میرسوند، کمک می کنه هر روز بتونین زمانی رو روی اولویت هاتون تمرکز کنین و در صورت هدر دادن زمان زیادی فهمیده باشین. اخیرا در جایی خوندم مردم آمریکا به طور متوسط ۵ ساعت از روز رو صرف تماشای تلویزیون می کنن. برنامه ریزی به شما کمک می کنه از افتادن در دام وقت کشیایی مثل تماشای تلویزیون خودداری کنین.

۳. قورباغه تون رو قورت بدین

اگه هر روز صبح پیش از هر کاری یک قورباغه ی زنده قورت بدین، در طول روز هیچ اتفاق بدتری نمیتونه واسه تون بیفته

– مارک تواین

 

 

اگه شمام مثل بیشتر مردم باشین، کاری هست که هر روز انجام دادن اونو به تعویق میندازین، چون انجام اون ترسناک یا آزاردهندهه. این کارا همون قورباغه ی شمان و به قول مارک تواین بهتره اونا رو همون اول صبح قورت بدین. ایراد عقب انداختن کارا اینه که نمی تونین روی فعالیتای دیگر تمرکز کنین، چون بیشتر از هر چیزی فکرتون مشغول قورباغه ایه که بعدا باید قورت بدین. گذشته از این عقب انداختن اون به مراتب واسه تون آزاردهنده تر هستش، چون تموم مدت مشکلاتی رو مجسم می کنین که ممکنه در بین انجام کار پیش بیاد.

اگه قورباغه تون رو در ساعات آسون روز قورت بدین، بی معطلی احساس راحتی می کنین و خیلی خوبه که روز رو با احساس موفقیت شروع کنین. فعالیتی رو که از اون می ترسین خیلی سریع بکنین تا واسه فعالیتای دیگر در طول روز انرژی بگیرین؛ ، هر کاری در برابر قورباغه ای که روزتون رو با قورت دادن اون شروع کردین آسون مثل اینکه.

۴. با خودتون صادق باشین

حالا که درباره قورت دادن قورباغه صحبت کردیم، می خوام تشویق تون کنم با خودتون صادق باشین. اینکه قورباغه ای منتظرتانه دلیل نمی شه واسه خلاصی از اون خیلی زودتر از همیشه بیدار شید.

بعضی افراد پیش از بالا اومدن آفتاب بهتر کار می کنن و بعضی دیگر عصرها فعال ترن. اگه دوست دارین روزتون رو از ساعت ۵ صبح شروع کنین خیلی خوبه، قورباغه تون رو اول صبح قورت بدین. اگه هم ترجیح میدید صبحا بیشتر بخوابید اشکالی نداره، هر وقت بیدار شدید به قورباغه تون رسیدگی کنین.

افراد موفق با خودشون صادقن، اونا میدونن اگه ذاتا آدم سحرخیزی نباشن، ورزش صبحگاهی ساعت ۴:۳۰ زیاد برایشون مفید نیس. اونا برنامه هاشون رو بر مبنای ساعت بدن خودشون تنظیم می کنن.

۵. واسه خودتون محدود کردن زمانی بذارین

از قانون پارکینسون واسه به بیشترین حد رساندن فعالیت تون استفاده کنین. قانون پارکینسون می گه هر کاری دقیقا به همون اندازه زمان می بره که براش در نظر گرفته شده. اگه واسه اتمام کاری زمان کمتری داشته باشین، سعی تون رو افزایش میدید. مثلا زمانی که یکی از آشنایان تون با شما تماس میگیره و می گه تا ۲۰ دقیقه ی دیگر به منزل تون میاد، با سرعتی توضیح نشدنی خونه تون رو منظم می کنین. خودتون قضاوت کنین اگه واسنجام کاری تنها تا صبح روز بعد مهلت داشته باشین، چقدر خوب روی اون کار تمرکز می کنین. اگه زمان تون محدود باشه سعی تون به میزان زیادی زیاد می شه.

اگه واسنجام کاراتون محدود کردن زمانی بذارین، آسون تر به اهداف تون می رسین. برنامه ریزی روزانه در پیاده کردن قانون پارکینسون به شما کمک می کنه. به این منظور کاراتون رو هنگام برنامه ریزی زمان بندی کنین، به خودتون ۵۵ دقیقه واسنجام یک کار مهلت بدین و بعد ۵ دقیقه استراحت کنین. دانستن اینکه زمان تون محدوده فعالیت تون رو در طول اون ۵۵ دقیقه ی کاری به بیشترین حد میرسوند. استراحت فکری پس از هر ساعت کار سخت، انرژی از دست رفته تون رو تجدید می کنه.

۶. عوامل حواس پرتی رو به کمه کم برسونین

تا جای ممکن در بین کار عوامل حواس پرتی رو از خودتون دور کنین. اگه اینترنت حواس تون رو پرت می کنه کامپیوترتون رو طوری تنظیم کنین که در طول ساعات معینی از روز سایتای متفرقه رو قفل کنه. گوشی موبایل تون رو روی حالت سکوت قرار بدین و بعد از اینکه کاراتون تموم شد پیام هاتون رو چک کنین.

۷. بعضی وقتا دست از کار بکشین

در طول روز زمانی رو واسه رسیدگی به خودتون در نظر بگیرین. در برنامه روزانه تون زمانی رو به ورزش، ریلکسیشن یا در بهترین حالت به هر دو اختصاص بدین.

۸. از روشِ برنامه ریزیِ پس رو استفاده کنین

یکی از راه های برنامه ریزی واسه اهداف بزرگ بلندمدت برنامه ریزی پس روست. مثلا فرض کنیم می خواید تا سال آینده ۱۳ کیلو وزن کم کنین، از زاویه دید سال آینده برنامه ریزی و هدف تون رو به قسمتای قابل انجام تقسیم کنین. اگه می خواید در عرض یک سال ۱۳ کیلو کم کنین، باید هر هفته ۲۵۰ گرم کم کنین، یعنی هفته ای ۱۷۵۰ کالری کمتر استفاده کنین که می شه روزی ۲۵۰ کالری. خیلی از مردم در طول روز سه وعده غذای کامل و دو بین وعده مصرف می کنن؛ پس کافیه از هر وعده ی غذایی تون ۵۰ کالری کم کنین. رعایت این رژیم ممکنه. اینطوری شما هدفی بزرگ و سخت رو به اهداف روزانه ی کوچیک و دست یافتنی تقسیم کردین.

برنامه ریزیِ پس رو واسه همه اهداف بزرگ عمل می کنه. من امسال یک هدف اقتصادی دارم و دقیقا می دونم واسه رسیدن به اون هر روز چند تومن باید پس انداز کنم.

۹. اهداف تون رو بنویسین

تحقیقات نشون داده نوشتن اهداف تون شانس شما رو واسه رسیدن به اونا به میزان زیادی افزایش می ده. اگه اهداف تون رو بنویسین، اونا رو در خطر دید قرار بدین و هر چند وقت یه بار به اونا مراجعه کنین، شانس خیلی بیشتری واسه موفقیت دارین.

۱۰. کسی رو پیدا کنین تا بر پیشرفت تون نظارت داشته باشه

داشتن کسائی که ما رو در رسیدن به اهداف مون همراهی کنن بالا العاده، اونا ما رو در این راه حمایت و تشویق می کنن. شاید همیشه دوست داشتین کتاب بنویسین، منظم ورزش کنین یا یک کسب وکار خونگی راه بندازین؛ یکی از نزدیکان تون رو در جریان بذارین تا هر هفته با همدیگه پیشرفت تون رو بررسی کنین و خودتون رو در قبال جواب دادن به اون موظف بدونین. اگه فرد منتخب شمام اهدافی مثل خودتون داشته باشه، نتیجه خیلی عالی هستش.

۱۱. تنها به خاطر تقویت اراده خودتون رو با بقیه مقایسه کنین

اگه می خواید نسبت به زندگی تون احساس خوبی داشته باشین و مقایسه خودتون با افراد دیگر احساس بدی به شما می ده، از این کار دست وردارین. حسادت به بقیه به سرعت روحیه ی شما رو از بین می بره و باعث احساس نبود موفقیت می شه.

اگه به جای حسادت با دید تشویق خودتون رو با بقیه مقایسه کنین، مقایسه کردن می تونه مفید باشه. اگه دوست تون همیشه در محل کار ترفیع میگیره، رفتارش رو در محل کار مشاهده کنین. همیشه زود سر کار میاد، دیر میره و خواسته اضافه کاری می ده؟ ممکنه تقلید از اخلاقِ کاری اون شما رو به پیشرفت مورد نظرتون برسونه. همکارتون نمونه کاملی از یک آدم سالمه؟ در صورت مقایسه عادتای خودتون رو با اون، شاید متوجه می شید هر روز بعد از وقت نهار در حالی که شما پشت میزتون نشستین و هله هوله می خورید، اون در حال پیاده روش. اگه می خواید اندام متناسب تری داشته باشین، در پیاده روی به اون ملحق شید.

هنگامی که به شکل ای سالم (یعنی با گفتن فلانی فلان چیز رو داره، من هم می خوام داشته باشم، چیجوری میتونم گرفتن اونو از اون یاد بگیرم؟) خودتون رو مقایسه کنین، اراده تون واسه موفق شدن تقویت می شه.

۱۲. یک راهنما پیدا کنین

اگه یکی از ابعاد زندگی تون شما رو پریشون کرده، واسه اینکه در اون زمینه رشد کنین از یک مشاور موفق کمک بگیرین. شاید لازم باشه مثل من در موردای مختلف، مشاوران مختلف انتخاب کنین. درباره گرفتن مربی هم فکر کنین، یک مربی خوب دنیایی تغییرات در زندگی تون ایجاد می کنه، چون می تونه وسیله مورد نیاز رو در اختیارتون بذاره و به شما انگیزه بده تا به درجات بالای موفقیت برسین.

۱۳. بعضی کارا رو به عهده ی بقیه بذارین

«اگه می خواید چند کار کوچیک رو درست بکنین، اونا رو خودتون بکنین. اگه می خواید کارهای بزرگ و تأثیرگذار بکنین، تقسیم کار رو یاد بگیرین. جون. سی. مکسوِل»

آزاد کردن کنترل بعضی کارهای مهم و سپردن اونا به بقیه به همون اندازه که سخته، مهم هم هست. گذشته از هر چیز، هر روز تنها ۲۴ ساعته و اگه واقعا می خواید روی اولویت هاتون تمرکز کنین و فرد موفقی باشین باید به بقیه در انجام کارهای کم اهمیت تر اعتماد کنین.

چند سال پیش، هنگامی که کارهای هفتگی ام رو نوشتم، فهمیدم هر هفته ۵۶ کار مختلف انجام میدم. تعجبی نداره که اون زمان چقدر احساس خستگی می کردم. پس شروع کردم به حدس زدن اهمیت هر یک از اون کارا و تصمیم گرفتم کارایی رو که باید انجام می شدن، اما انجام دادن شون به دست من لازم نبود به بقیه واگذار کنم. حالا زمان بیشتری واسه تمرکز روی اولویت ام دارم. با واگذار گردن کارایی به بقیه می تونیم روی مسائلی تمرکز کنیم که برامون مهمه. یکی از نکات موفقیت همینه.

۱۴. دور و بریا تون رو عاقلاننتخاب کنین

علاوه بر کسی که شما رو در رسیدن به هدف تون همراهی می کنه، بقیه ی دور و بریا تون رو هم با دقت انتخاب کنین.

جیم جون یک تاجر موفقه، اون می گه: «شما ترکیبی از پنج آدمی هستین که بیشتر وقت تون رو با اونا می گذرونین.»

با افرادی هم نشین هستین که حمایت کننده، تشویق کننده و مثبت اندیشن یا بیشتر وقت تون رو با آدمای سمی می گذرونین؟ تصمیم بگیرین بیشتر وقت تون رو با افرادی سپری کنین که به شما انگیزه میدن تا بتونین بهترینِ خودتون باشین.

۱۵. بخونین

می خواید خیلی موفق باشین؟ بخونین. همیشه بخونین. مطالعه به ما نیرو می ده و ذهن مون رو باز می کنه. مطالبی رو بخونین که به شما انگیزه میدن و شما رو به جلو می رانند. در مورد ی پیشرفت ی فردی جستجو کنین. تا جایی که می تونین اطلاعات کسب کنین. همیشه چیزی واسه یادگرفتن هست.

هر روز این کارا رو بکنین تا به سرعت در جاده ی صاف موفقیت قرار بگیرین.

برگرفته از: lifehack

 



تیر ۳ ۱۳۹۷

این چند اشتباه راحت رو هیچوقت در محل کار انجام دهنده نشید 

این چند اشتباه آسون رو هیچوقت در محل کار انجام دهنده نشید 

جدا از استعدادای تون و هر چیزی کنجام دادین، رفتارهای مشخصی هست که با انجام اونا دید مردم واسه همیشه نسبت به شما تغییر می کنن.

همه ما کارهای احمقانه ای رو که مردم در محل کار انجام میدن دیده یا درباره اونا شنیده ایم. لازم نیس حتما یک صندلی وردارین و اونو از پنجره بیرون بندازین یا وسط یک ارائه مهم، محل رو ترک کنین تا زندگی حرفه ای خود رو به خطر بندازین. مسائل زیادی وجود دارن که می تونن موقعیتای شغلی رو واسه افراد خوب و سخت کوش از بین ببرن. اشتباهاتی که غیرعمد صورت می گیرن اما می تونن نتایج سختی رو به همراه داشته باشن. در این مقاله با این اشتباهات آشنا می شید.

 

«نباید یک اشتباه رو دو بار انجام دهنده شید، چراکه بار دوم دیگر اشتباه نیس بلکنتخابه.» – ناشناس

 

 

هم اینجور احتیاجی نیس که حتما انجام دهنده اشتباه «بزرگی» شید و بعد به فکر چاره باشین، «اشتباهات کوچیک» هم می تونن کم کم روی هم جمع شن و به همون اندازه یا حتی بیشتر از اشتباهات بزرگ، زندگی حرفه ای تون رو تهدید کنن.

خودآگاهی مهارتی لازم در محل کاره و پایه و پایه هوش هیجانیه. تحقیقات نشون می ده که خودآگاهی، ۵۸% از کارکرد شغلی شما رو شامل می شه. اگه همیشه هوشیار باشین، خیلی آسون می تونین مشکلاتی رو که به شما و آینده شغلی تون آسیب میزنن، کنترل کنین.

وعده ی زیاد و عرضه کم

اگه صادق و سخت کوش و دارای اعتماد به نفس کافی باشین، شاید وسوسه می شید که به مشتریان خود قول بدین کار بیشتری به اونا تحویل میدید. اما باید بدونین که دلیلی نداره خود رو زیاد تحت فشار بذارین چون این کار می تونه در آینده شما رو ضعیف جلوه بده.

فرض کنین قول دادین کاری رو دو ساعته تحویل بدین و انجام کار سه ساعت طول کشیدهه، شاید فکر می کنین کار رو با موفقیت انجام دادین چراکه بازم اونو با سرعت بالایی تموم کردین. اما وقتی چیزی رو به کسی قول میدید، اون دقیقا انتظار همون رو ازتون داره و نه کمتر (در مثال ما یعنی دقیقا ۲ ساعت نه ۳ ساعت!)؛ اگه از همون اول انتظارات واقعی ای ایجاد می کردین، می تونستید این کار رو با همون کیفیت و در همون زمان با نتایج بهتری ارائه بدین. کاری نکنین که اهداف تون از قصد دست کم گرفته شن؛ فقط درباره نتیجه ارائه تون واقعی وعده بدین و انتظاراتی بسازین که حتی بتونین بهتر از اون عمل کنین. وگرنه شما بدقول دیده می شید!

از دست دادن کنترل احساسات

شرکت من خدمات مربی گری اجرایی ارائه می ده و ما در این راه به افراد زیادی برخوردیم که وسایل رو پرتاب می کردن، فریاد می کشیدند، باعث گریه مردم می شدن و دیگر نشونه های این چنینی که از نبود توانایی اونا در کنترل احساسات سررشته میگیره. نبود توانایی در کنترل احساسات نشون می ده که فرد از هوش هیجانی خیلی کمی برخورداره و این موضوع یکی از آسونترین دلایلیه که شخص رو در خطر اخراج شدن قرار می ده. مهم نیس چقدر سخت کوش و قابل اعتماد هستین، همین که اینجور رفتارهایی نشون بدین اطمینان کردن به شما واسه بقیه سخت شده و باور نمی کنن که بتونین در مواقع حساس خود رو کنترل کنین.

اگه بیشتر از حد عصبانی شید و عصبانیت تون رو روی کسی تخلیه کنین، جدا از اینکه اون شخص لیاقت این برخورد رو داشته باشه یا نه، باعث می شه دید مردم نسبت به شما عوض شه؛ به شما برچسب بی ثباتی و تهدیدآمیز بودن میزنن و نزدیک شدن به شما رو غیرممکن می بینن.

کنترل احساسات تون باعث می شه بتونین در راه درست به راه تون ادامه بدین. اگه هنگام روبه رو شدن با فردی که شما رو عصبانی می کنه توانایی کنترل احساس تون رو داشته باشین، در آخر اون کسیه که بد مثل اینکه نه شما.

چاپلوسی واسه رئیس

افرادین که چاپلوسی واسه رئیس شون رو مدیریت در کار می دونه، اما واقعا اینطور نیس. چاپلوسی راه درستی واسه ایجاد یک رابطه قابل احترام بین شما و رئیس تون نیس؛ این رفتارِ افرادِ آب زیر کاه و متقلبه. چاپلوسان سعی می کنن به جای کار و سعی ، با تقویت غرور و عزت نفس رئیس شون توجه اونو جلب کنن؛ البته همیشه کسائی که واقعا کار و سعی می کنن از پاچه خوارا موفق ترن.

بله، شما می خواید رابطه خود و رئیس تون رو بهتر کنین ولی نباید واسه رسیدن به این هدف دست به اینجور کاری بزنین. در رابطه بین رئیس و کارکنان، اعتبار و اصالت مهمه. هیچ جایگزینی واسه کار و سعی وجود نداره.

خوردن غذاهای بودار

اگه محل کار شما در کشتی نباشه، همکاران شما از اینکه همه جا بوی ماهی مونده بده ناراحت می شن. قانون کلی در مورد ی بردن غذا به محل کار می گه: اگه بوی غذای شما اونقدر زیاده که از درب آشپزخانه خارج می شه و در همه جا می پیچد، بهتره در خونه بمونه.

ممکنه مسئله کوچیکی به نظر برسه اما بردن غذای بودار به محل کار بی ملاحظگیه و تمرکز بقیه رو از بین می بره؛ وقتی اینجور مسئله آسون ای رو ندیده می گیرین همکاران تون ناراحت و عصبانی می شن. ناهار پر ادویه ی شما به همه می گه که به اونا اهمیت نمی بدین، حتی اگه واقعا این طور نباشه.

از پشت خنجر زدن

تیتر موضوع کل مطلب رو میگه. از پشت خنجر زدن به همکاران تون چه از قصد باشه چه ناخواسته، یکی از دلایل درگیریای محل کاره. مردم بعضی وقتا واسه اینکه از دعوا جلوگیری کنن، شخص دیگری رو مقصر اشتباه خودشون جلوه میدن، اما به محض اینکه قربونی تیغه ی خنجر رو در کمرش حس کنه حتی باعث درگیریای بیشتری می شه. مهم نیس هدف تون چه باشه، هر بار که سعی کنین یک نفر رو در چشمان همکارانش بد نشون بدین مثل اینه که از پشت به اون خنجر زده باشین.

منفی گرایی

بعضی وقتا وقتی احساس خوبی ندارین و ناراحتید، حتی اگه نخواهید، حال شما می تونه روی بقیه هم اثر بزاره. شما استخدام شدید تا کار رو واسه رئیس و همکاران تون آسون تر کنین نه اینکه اونو واسه شون سخت تر کنین. کسائی که منفی گرایی رو در محل کار خود پخش کرده و همیشه درباره کار و مردم شکایت می کنن، کار رو واسه بقیه هم سخت تر می کنن.

دروغ پراکنی

کسائی که درگیر دروغ پراکنی درباره بقیه می شن، در آخر خود رو بد جلوه میدن. آخرش روزی بقیه متوجه می شن که شما همیشه دارین درباره زندگی و اشتباهات شون صحبت می کنین و ممکنه ناراحت شن. شک نداشته باشین شما نمی خواهید بقیه رو آزار بدین و به شخصیت خودتون آسیب وارد کنین.

با تکبر حرف زدن

وقتی کسی درباره موفقیتی که کسب کرده زیاد صحبت کنه و هیجان زده شه نشون می ده این اتفاق واسه اون زیاد رخ نمی ده؛ از طرف دیگر اگه طوری رفتار کنه کنگار واسه اون اهمیت زیادی نداره، مردم فکر می کنن کسب موفقیت واسه اون اتفاقی همیشگیه. انجام کارهای بزرگ بی اینکه با تکبر درباره شون صحبت کنین، همون نتیجه ای که می خواید رو روی بقیه می ذاره و تصور قوی شما رو نشون می ده و می گه موفقیت واسه شما کم اتفاق نمی افته.

اعلام اینکه از شغل تون متنفرید

بدترین چیزی که هرکسی می تونه در محل کارش اینه که یک نفر چقدر از شغلش ناراضیه. بیان نارضایتی در محل کار باعث می شه فردی منفی نگر شناخته شید و روحیه ی کل گروه رو از بین ببرین.

مدیران به سرعت افراد ناراضی و کسائی که به گرونرژی منفی میدن رو تشخیص میدن. اونا میدونن که همیشه افراد مشتاقی در گوشه ای منتظرند تا جانشین این افراد شن.

جمع بندی

کنترل این رفتارها ممکنه غیرضروری به نظر برسه، اما این اشتباهات قدرتش رو دارن که موقعیت تون رو به خطر بندازن. یک یادآوری کوچیک راهی عالی واسه خودداری از آنهاست.

نکاتی که کارمندان معمولی از اون بی خبرند


۲۴۰۰۰تومن


تیر ۳ ۱۳۹۷

این قوانین موفقیت شما رو به خواسته هاتون می رساند 

این قوانین موفقیت شما رو به خواسته هاتون میرسوند 

هیچکی کامیاب و پیروز به دنیا نمیاد، اما هرکسی توانایی و توانایی تبدیل شدن به یک فرد موفق رو داره. به قول ویل اسمیت، «عظمت یا سرافرازی، یک ویژگی شگفت انگیز، مرموز و مسحورکننده ی الهی نیس که تنها افراد خاصی از اون بهره مند باشن، بلکه چیزیه که درون همه ما هست!» گرچه راه موفقیت از راه های مختلفی میگذره اما مثل اینکه چندین نکته ی کارساز و بنیادی واسه پیمودن این راه هست. واسه رسیدن به بزرگی و شکوهِ پنهون در وجودتون، بد نیس سخن بزرگان درباره موفقیت رو بخونین و با قوانین موفقیت از دیدگاه مشاهیر دنیا آشنا شید.

 

۱. روی راه تمرکز کنین، نه روی نتیجه

به قول رالف والدو امرسون (Ralph Waldo Emerson)، «زندگی یعنی سفر کردن؛ مقصد به تنهایی مهم نیس!»

«من هیچوقت به نتیجه پرتابای ناموفق توجه نمی کنم. وقتی به نتیجه فکر می کنین، همیشه نتیجه منفی به ذهن تون خطور می کنه.»

– مایکل جردن

 

 

این گفته آنت فونیچلو (Annette Funicello) رو هم فراموش نکنین که «یک زندگیِ شگفت انگیز، حتما به معنی زندگیِ بی مشکل نیس.»

۲. به عناصرِ درست توجه کنین

استیو جابز گفته بود: «مهم نیس هنگام مرگ چقدر ثروت دارم، مهم اینه که هر شب هنگام خواب، بدونم کار بالا العاده ای انجام دادم.» این گفته تیک نات هان (Thich Nhat Hanh) فعال مدنی ویتنامی رو هم آویزه ی گوش تون کنین: «اگه خودِ واقعی مون نباشیم و به راستی حالا رو درنیابیم، همه چیز رو از دست میدیم.»

«بهترین و زیباترین چیزها رو نمیشه دید یا لمس شون کرد، اونا رو باید با دل و جون احساس کرد.»

– هلن کلر

 

 

۳. بندازه کافی (حتی کمی هم بیشتر!) واسه بقیه مایه بذارین

چارلز دیکنز به فکر بود: «در این دنیا هرکی که باری از دوش دیگری برمی داره، آدم مفیدیه.» نباید فقط دریافت کننده باشین؛ به قول مایا آنجلو (Maya Angelou) شاعر و فعال مدنی، «نمی تونین به هردو دست تون، دستکش بیس بال بپوشونین، دستی هم واسه پرتاب کردنِ توپ لازم دارین.»

خلیل جبران (Kahlil Gibran) لذت زندگی رو این جور تعریف می کنه: «در خواب دیدم که زندگی سراسر لذته، بیدار شدم و دیدم زندگی همه اش خدمت به دیگرانه، خدمت کردم و دیدم خدمت کردن لذت بخشه!»

«با چیزی که به دست میاریم، زندگی رو اداره می کنیم و با چیزی که به بقیه عرضه می کنیم، زندگی رو می سازیم.»

– وینستون چرچیل

 

 

۴. استعدادهاتون رو به کار بگیرین و با رقابتا روبه رو شید

آلبرت اینشتین (Albert Einstein) به فکر بود: «همه ما خیلی باهوش هستیم، اما اگه ماهی رو به خاطر ناتوانی اش در بالا رفتن از درخت سرزنش کنین، تموم عمر فکر میکنه احمقه.» گوته باور داشت «بزرگ ترین لذت واسنسانی که با استعداد ویژه ای به دنیا میاد، استفاده از اون استعداده.»

«قدرت از پیروزی ریشه نمی گیره، بلکه این رقابتان که شما رو قوی می کنن. وقتی به سختی و سختی برمی خورید و پا پس نمی کشید، قوی می شید.»

– آرنولد شوارتزنگر

 

 

۵. همیشه قدرشناس باشین

اون طور که ملودی بیتی (Melody Beattie) نویسنده ی کتابای خوددرمانگری می گه: «راز وفور در زندگی، قدرشناسیه. قدرشناسی داشته هامون رو کافی جلوه می ده، رد رو به پذیرش، بی نظمی رو به نظم و سردرگمی رو به روشنی و شفافیت تبدیل می کنه.»

«اگه قدردان داشته هاتون باشین، بیشتر به دست میارید. اگه پیوسته به نداشته هاتون فکر کنین، هیچوقت دارایی کافی نخواهید داشت.»

– اپرا وینفری

 

 

۶. صبور باشین

در زمان عصبانیت، این پیشنهاد ی توماس جفرسون (Thomas Jefferson) رو در پیش بگیرین: «موقع خشم، پیش از سخن گفتن تا ۱۰ بشمارید، اگه خیلی خشمگین هستین تا ۱۰۰ بشمارید.» صبر و صبر خیلی مهمه، به قول پائولو کوئیلو «زندگی یعنی صبر تا وقتی که زمانِ مناسب واسنجام دادن کارا فرا برسه.»

«صبر کردن سخت و تلخه، اما میوه اون شیرینه.»

– ژان ژاک روسو

 

 

۷. بدونین که شادی، به آسونی به دست نمیاد

«شادی نتیجه سعیِ فردیه. واسه رسیدن به اون باید بجنگین، سعی کنین، اصرار کنین و حتی بعضی وقتا دنیا رو در جست وجویش زیرورو کنین! باید با جدیت استعدادهاتون و نعمتایی رو که در زندگی دارین، به نمایش بذارین.» این رو الیزابت گیلبرت (Elizabeth Gilbert) نویسنده ی معروف کتاب «بخور، نیایش کن، عشق بورز» می گه. النور روزولت (Eleanor Roosevelt) هم باور داشت «شادی هدف نیس بلکه نتیجه جانبیِ هدفه.»

«شادی و خوشحالی رو حاضر وآماده تقدیم کسی نمی کنن. شادی از سعیا و فعالیت هاتون نشأت میگیره.»

– دالایی لاما

 

 

۸. پایهِ کار «سادگی» است

جون وودن (John Wooden) بازیکن و مربی معروف بسکتبال، به فکر بود «جزئیات کوچیک لازمن. چیزای کوچیک اتفاقات بزرگ رو رقم میزنن.» اینشتین واسه خوشحال بودن چیز زیادی لازم نداشت؛ «یک میز، یک صندلی، ظرفی از میوه و یک ویولون؛ واسه خوشحال بودن همینا کافی ان!»

«هیچوقت فراموش نکنین واسه ساختن یک زندگی خوشحال، چیز زیادی لازم نیس.»

– مارکوس اُرلیوس

 

 

۹. نباید سعی کنین همه رو راضی نگه دارین

همونجوریکه پائولو کوئیلو می گه: «اگه همه دوست تون دارن، یک جای کار می لنگد! بهتره دشمنی داشته باشین که همیشه هشیارتون کنه.» این گفته آبراهیم لینکلن رو هم فراموش نکنین: «خواسته ی خودتون واسه موفق شدن، از هر چیز دیگری مهم تره.»

«من نمی دونم راز موفقیت چیه، اما می دونم کلید شکست، سعی واسه راضی نگه داشتن همهه!»

– بیل کازبی

 

 

۱۰. به خودتون و کارایی که می تونین بکنین، ایمون داشته باشین

توماس ادیسون به فکر بود «اگه همه کارایی رو که قادر بنجام شون هستیم بکنیم، مات و مبهوت می شیم!» پس مثل النور روزولت «هر روز یکی از کارایی رو که از اونا می ترسین، بکنین.» و همونجوریکه سِت گودین (Seth Godin) کارآفرین نیویورکی می گه: «پیش برید و غیرممکن رو ممکن کنین.»

«بهترین راه پیش بینی آینده، ساختن اینه.»

– پیتر دراکر

 

 

۱۱. اشتیاق، اشتیاق و بازم اشتیاق داشته باشین

همونجوریکه دیل کارنگی گفته: «تنبلی شک و دودلی میاره و اقدام کردن، اعتماد و جسارت داره. با نشستن و فکر کردن نمی تونین بر ترس هاتون پیروز شدین. بیرون برید و کاری بکنین.» شاید با فرانک لوید رایت (Frank Lloyd Wright) معمار و نویسنده ی آمریکایی موافق باشین که به فکر بود: «واسه رسیدن به چیزی باارزش، باید با تموم وجود در اون غرق بشین.»

«من هیچ استعداد ویژه ای ندارم، فقط مشتاقانه کنجکاوم!»

– آلبرت اینشتین

 

 

برگرفته از: huffingtonpost

 



تیر ۳ ۱۳۹۷

این روزها… دلتنگم 

این روزها… دلتنگم 

میدونید بعضی وقتا بعضی چیزها باید نباشه تا قدر بودنشون رو بدونیم. تا شاید اصلاً بودنشون رو درک کنیم. واسه منی که تو تهران به دنیا آمدم و در همین شهر بی در و پیکر بزرگ شدم، اکسیژن حسی مثل به گمشده ای داره که به دنبالش نمیریم، نمی گردیم و حتماً پیدایش نمی کنیم. البته باید بگم که همه اینا تنها وقتی به ذهنم رسید که تهران رو واسه اولین بار ترک کردم.

سال ۸۴ بود که به زور پدیده ای به نام دانشگاه آزاد، به تفرش سفر کردم. شهری کوچیک و خوش آب و هوا در استان مرکزی که بین چند کوه قد و نیم قد گیر افتاده بود. اولین چیزی که نظرم رو جلب کرد آسمان بود که می شد در کرانه اون تا پشت ابرها رو دید. همه چیز شفاف تر بود درست مثل وقتی که واسه اولین بار عینک می زنی و می فهمی سال هاست که هیچ چیزی نمی دیدی.

چشمم و ذهنم به دنیای جدیدی باز شده بود که در اون نفس کشیدن لذت بخش بود. نمی دونم اثر آب و هوای پاک شهر بود یا دوری از شلوغیای تهران اما به نظر سردردهای وقت و بی وقتم هم بهتر شده بود. مردم شهر مهربون تر بودن و لبخند مهم ترین آسیب نفس کشیدن بی سرب بود.

هم دانشگاهیا همه منتظر بودن تا کلاسا تموم شه و زودتر به شهر شلوغ دوست داشتنی شون برگردند اما من لذتی تازه رو پیدا کرده بودم. لذت اوج گرفتن از زمین و نفس کشیدن در کنار درختانی که کارشون رو خوب بلد بودن. گرچه بالاجبار گه بعضی وقتا به تهران بر می گشتم اما تفرش به زادگاه و میعادگاه من تبدیل شده بود.

درس و مشق و دانشگاه که تموم شد به پایتخت برگشتم. تهران اما برایم اون شهر همیشگی نبود. درست مثل وقتی که بعد از سفر به شمال و زندگی در یک ویلای بزرگ به خونه بر می گردین و احساس می کنین آپارتمانتان از همیشه کوچیک تر شده؛ دیوارها به هم نزدیک تر شدن و انگار گلوتون رو فشار میدن.

دیوارهای تهران من رو در آغوش گرفته بودن و تنگی نفسی همیشه، گلویم رو فشار می داد. سردردهایم هم به سرعت به حالت آسون برگشت تا این بار با اطمینان بگم که هوای آلوده پایتخت عامل میگرن منه. هیچی تغییر نکرده بود جز نگاه من به هوایی که دیگر نبود. دیگر سر جاش نبود.

این روزها اما من در شهری زندگی می کنم که همه نگران زلزله احتمالی اشن. غافل از این که این شهر سال هاست که ده ها ریشتر زلزله رو در عمق چند سانتی متری ریهای شهروندانش تجربه می کنه. این روزها اما ناراحتی می خورم به روزهایی که می شد صبحا پنجره رو باز کرد و نفسی عمیق کشید و لبخندی رو حواله همسایه روبرویی کرد. این روزها اما دلتنگم. دلتنگ هوای اون روزها…


تیر ۳ ۱۳۹۷

این جملات مثبت رو افراد موفق هر روز به خود میگن 

این جملات مثبت رو افراد موفق هر روز به خود میگن 

موفقیت از چیزی که تصورش رو می کنین به شما نزدیک تره. واسه برسی به موفقیت باید مثل یک فردِ موفق عمل کنین. همونجوریکه پیش از اینم به گوش تون خورده س، کافیه نگاه تون رو اصلاح کنین تا اعمال تون اصلاح شه. در این مورد لازمه با افکاری که مقدمات موفقیت شما رو فراهم می کنه آشنا شید. در این مقاله به بحث تکرار جملات مثبت که واسه رسیدن به موفقیت باید در زندگی روزمره خود اعمال کنین می پردازیم؛ به این امید که هر روز به موفقیت نزدیک تر شید.

 

تفکر شروع عمله، به ویژه هنگامی که پای خوشبختی و موفقیت در بین باشه.

دستاوردهای ما به اعمال ما بستگی دارن، نه به افکارمون؛ با وجود این اعمال ما همیشه تحت اثر افکارمونن. هر موفقیت بزرگی با یک ایده، چشم انداز، نظریه یا تمایل شروع شده.

در این مقاله واسه شما از جملات مثبت که افراد موفق هر روز تکرار می کنن مثالایی آورده ایم، تأثیری که این جملات بر اعمال اونا می ذاره اونا رو به طرف موفقیتای بزرگتر هدایت می کنه.

شاید امروز نتونم هرچه می خوام انجام بدهم، اما میتونم یه قدم کوچیک وردارم

اهمیتی نداره که چه برنامه ها، اهداف و ایده های بزرگی داشته باشین، تا زمانی که دست به عمل نزنید هیچی ندارین.

ما هرروز اجازه میدیم شک و دودلی ما رو از عملی کردن ایده هامون بازدارد. یک برنامه، هدف یا ایده رو انتخاب کرده و شروع کنین؛ یه قدم کوچیک وردارین. همیشه اولین قدم به طرف موفقیت سخت ترین قدمه، قدمایی که به دنبال اون بین آسون ترن.

امروز یک کار متفاوت انجام میدم

معمولا انجام دادن کارایی که مردم از اون خودداری می کنن آسون ترین راه واسه متفاوت بودنه.

کاری رو که مردم در حالت عادی انجام نمی دن انتخاب کنین، مهم نیس که کوچیک یا آسون باشه، انجامش بدین. در همون لحظه شما به یک فرد متفاوت تبدیل می شید.

همین طور ادامه بدین، هر روز به کاری فکر کنین که کسی انجام نمی ده. در این صورت پس از یک هفته فردی متفاوت، پس از یک ماه فردی استثنایی و پس از یک سال یک اسطوره خواهیدبود، و به همین راحتی از مردم عادی جدا می شید.

در طول این فرآیند شما عزت نفس و اراده ی خود رو به میزان زیادی افزایش میدید.

امروز با یکی از ترس ام روبرو میشم

بازدارنده ترین ترس، ترس از ناشناخته هاست.

هیچ پدیده ای به اون اندازه که ما فکر می کنیم سخت و ترسناک نیس. ، بر ترس غلبه کردن خیلی هیجان انگیزه. علاوه بر بیان جمله «باورنکردنیه، همین الان انجامش دادم!» هیجانی تجربه می کنین که خیلی وقت مثل اونو تجربه نکردین.

هر روز کاری انجام بدین که کمی ترسناک باشه، کاری که شما رو از نظر جسمی یا احساسی به رقابت بکشه. نگران چیزی نباشید، به شما اطمینان میدم واسه هر مشکلی که سر راه تون قرار بگیره راه حلی پیدا می کنین.

امروز از اطرافیانم تشکر می کنم

بعضی از کارا بیشتر از مهارت به سعی نیاز دارن. تحویل دادن بسته های پستی، بسته بندی تنقلات، رسیدگی به مشتریان و…

این وظایف به خودی خود آسونن و معمولا زیاد به چشم نمی آیند، اما مثل هر کار دیگری واسنجام دادن اونا سعی می شه. واسه کسائی که بی توقع کار می کنن به گفتنِ یک تشکر خشک و خالی اکتفا نکنین، با اونا رابطه چشمی برقرار کنین و کلمه محبت آمیزی بهش بگید.

در دور شما افرادی که به سختی کار می کنن بی اینکه کسی ذره ای به اونا توجه کنه زیادن. به خودتون قول بدین هر روز کمه کم به یکی از اونا توجه کنین. با این کار احترامی واقعی به دست میارید، احترامی که از ایجاد تغییری زودگذر اما خوش آیند در زندگیِ شخصی دیگر به وجود اومدهه.

امروز ده برابر بیشتر از اونکه حرف بزنم گوش میدم

من هم زمانی آدم پرحرفی بودم؛ تصور می کردم دانا، باهوش، شوخ طبع و جذاب هستم. اما خیلی کم پیش می اومد این صفات واسه من صادق باشن، بیشتر اوقات هیچ یک از اونا درمورد من صدق نمی کرد.

در اصل افراد بااعتمادبه نفس احتیاجی به حرف زدن احساس نمی کنن.

از این اتفاق متنفرم اما هنوزم بعضی وقتا در بین گفت وگو متوجه میشم مخاطبم علاقه ای به شنیدن حرفام نداره و تنها خودم مشتاق ادامه صحبت ام هستم!

هیچ بعضی وقتا تنها واسه خوشنودی خودتون صحبت نکنین، هیچکی از این رفتار شما خوشش نمیاد.

امروز به افکار مردم اهمیت نمی دم

بیشتر اوقات لازمه به افکار بقیه توجه کنین، اما نه وقتی اون افکار مانع رسیدن به زندگی ایده آل تون باشه.

اگه می خواید کسب وکاری راه بندازین که تنها چند ساعت زمان نیاز داره و نگران این هستین که کارتون از نظر بقیه عاقلانه نباشه؛ کار خود رو انجام بدین.

کاری رو که فقط به دلیل نگرانی از افکار و حرفای مردم کنار گذاشتین انتخاب کنین و انجامش بدین. به یاد داشته باشین زندگی تون واسه شماس و شما این حق رو دارین که به روش خودتون زندگی کنین.

امروز به سؤالاتِ غیرِ مستقیم جواب میدم

بعضی وقتا دودلی، ناامنی، خجالت و احساساتی مثل این مردم رو مجبور می کنه سؤالاتِ غیرِ مستقیم بپرسند.

مثلا ممکنه کارمندتون درباره شرکت در دوره های آموزشی ازتون نظر بخواد، اما می خواد بدونه از نظر شما واسه پیشرفت در مؤسسه تواناییای لازم رو داره یا نه؟ اگه جواب مثبت بدین و دلایل تون رو واسه اون بازگو کنین خیلی خوشحال میشه.

ممکنه شوهرتون ازتون بپرسد در مهمانی خانوم ناشناس ای قصد داشته توجه اونو جلب کنه؟ اون می خواد با پرسیدن این سؤال بفهمد هنوزم واسه شما جذابه یا نه، امیدواره همین طور باشه. اون عاشق اینه که این حرف رو از زبون خودتون .

پشت خیلی از سؤالات، سؤالی پرسیده نشده پنهون. بیشتر توجه کنین تا بتونین اونا رو دریافته و جواب بدین؛ طرف مقابل تون به جواب اون نیاز داره، گرچه مستقیما ازتون نپرسیده باشه.

امروز توقع بهترین نتایج رو ندارم

درسته که واسه تأثیرگذاری عمیق تنها یک بار فرصت دارین؛ درک می کنم که بهترین نتیجه رو می خواید.

متأسفانه واقعیت اینه که هیچ کار یا محصولی کامل نیس، و تا الان هیچ طرح یا ابتکاری بی اشکال برنامه ریزی و اجرا نشده. بیشتر اوقات توقع بهترینا رو داشتن بدترین دشمن شماس.

به سختی سعی کنین، کارتون رو خوب انجام بدین، بهترین کاری رو که در توان تونه ارائه بدین، و در آخر اونو آزاد کنین. مشتریان و همکاران تون به شما خواهند گفت چه چیزی نیازمند بهبوده، و شما باید واسه درمان مسائلی سعی کنین که واقعا واسه مردم مهمه.

تا زمانی که اسیر سخت گیریای بیهوده باشین نمی تونین کاری انجام بدین. به خودتون سخت نگیرید و واسه جبران کمبودها آخر سعی تون رو بکنین.

امروز سعی می کنم بهتر از گذشته باشم

همه ما در زندگی مون خراب کاریایی کردیم. در زندگی همه ما کارایی هست که می تونستید بهتر بکنیم. خیلی جاها از حرفا، رفتارها، غفلتا، کوتاهیا، دخالتا و حمایتای بی جا ضربه خورده ایم.

واسه رسیدن به موفقیت لازم نیس آدم کاملی باشین، تنها لازمه بدونین همیشه می تونین بهتر باشین.

روز گذشته رو به خاطر بیارین، به اتفاقات خوبی که گذشت فکر کنین. بعد به اتفاقاتی که ممکن بود بهتر پیش برود فکر کنین. تقصیرات تون رو قبول کنین، مسئولیت کارهای تون رو بر عهده بگیرین و به خودتون قول بدین امروز بهتر عمل کنین.

امروز بیشتر کار می کنم

به قول جیمی اسپیتیل، کاپیتان تیم قایقرانی اوراکل آمریکا، که برنده جام قهرمانی آمریکا شد: «به کم شرایطی دیده ام که در اون کمتر از بقیه کار کردن تدبیر خوبی باشه.»

ممکنه از تجربه، استعداد، امکانات و پارتی سهم زیادی نبرده باشین. اما همیشه می تونین درست فکر کنین، همت داشته باشین و بیشتر از بقیه کار کنین.

راهی که جلو تون قرار داره به سرزمینی بکر، پهناور و خالی از ساکنان منتهی می شه. همه درمورد اون صحبت می کنن اما افراد کمی به اون سو رهسپار می شن.

سعی و اصرار می تونه وسیله پیشرفت شما باشه، اینا تنها ابزارین که واسه موفقیت نیاز دارین، حتی زمانی که به ظاهر همه چیز علیه شما قد علم کرده.

امروز قدرِ داشته ام رو می دونم

ممکنه برنامه ها و اهداف بزرگی داشته باشین اما خوشحال نباشید.

متأسفانه معمولا این مسئله نشون می ده که شما خوشبخت نیستین، چون بیشتر به چیزایی که به دست نیاوردید، انجام ندادید و ندارین فکر می کنین. راه حل اینه که واسه کارایی که خوشحال تون می کنه بیشتر وقت بذارین.

لحظه ای به داراییای فردی و حرفه ای تون بی اندیشید. ممکنه فهمیده باشین بیشتر از چیزی که زمانی رویایش رو داشتین به دست آوردین.

واسه موفقیتای بیشتر سعی کنین، اما همیشه به خودتون یادآوری کنین چیزی که دارین، به ویژه روابط عاطفی تون، از چیزی که می خواید به دست بیارین مهم تره.

داراییای تون برخلاف خواستهای تون آرزو، رویا و مجازی نیستن. چیزی که الان دارین واقعی و واسه شماس؛ قدر اونو بدونین.

برگرفته از: inc.com

 



تیر ۳ ۱۳۹۷

این جملات امید بخشاین جملات امید بخش زندگی شما رو تغییر می ده زندگی شما رو تغییر می ده 

این جملات امید بخش زندگی شما رو تغییر می ده

در لحظات سخت و بد زندگی، امیدواری، تنها عاملیه که باعث می شه دست از سعی برنداریم و جنبه های مثبت زندگی رو ببینیم. همه ما در طول زندگی با فراز و نشیبای زیادی روبه رو می شیم. بعضی وقتا زندگی، روی سخت و بد خود رو به ما نشون می ده. با این حال، در اینجور شرایطی همیشه باید به خاطر بیارین که سختی، جزو جدانشدنی زندگیه و خیلی از آدما، شرایط سختی مثل شما رو تجربه کردن. این جملات امید بخش به شما کمک می کنن که در شرایط سخت زندگی، امیدتون رو از دست ندین.

 

«امیدواری، یعنی توانایی دیدن نور و روشنایی از پسِ تاریکیا»

– دزموند توتو

 

 

این نقل قول قشنگ از دزموند توتو، یکی از فعالان صلح و رهبران جنبش ضد آپارتاید آفریقای جنوبیه. این نقل قول آسون، معنای واقعی امید رو به ما یادآوری می کنه و نشون می ده که امید دقیقا به چه کارمون میاد. حتی در تاریک ترین لحظات زندگی، امیده که باعث می شه به جنبه های مثبت زندگی و اتفاقات خوشایندی که در آینده می افتن، فکر کنیم.

«سه اصل لازم واسه داشتن زندگی خوشحال عبارتند از: کاری واسنجام دادن، چیزی واسه دوست داشتن و چیزی واسه امیدوار بودن»

– ژوزف ادیسون

 

 

ژوزف ادیسون، نویسنده و شاعر انگلیسی، باور داره واسه خوشحال بودن، تنها سه عامل موردنیازه و یکی از اونا، امیده. دو اصل اول یعنی کاری واسنجام دادن و چیزی واسه دوست داشتن، ریشه در زمان حال دارن اما امید، آدم رو به تفکر به آینده وامی داره.

«امید مثل ریسکیه که باید اونو قبول کنین.»

– ژرژ برنانوس، نویسنده ی فرانسوی

 

 

زمانی که زندگی روی سخت خود رو نشون می ده، امید بیشتر به شکل خطر مثل اینکه. شما مجبورید به چیزایی امیدوار باشین که ممکنه اصلا پیش نیایند ولی شاید شرایط موجود، برابر میل شما پیش برود. به خاطر این، جمله ژرژ برنانوس، خوب این شرایط رو توضیح می کنه. امیدوار بودن ضروریه اما زندگی همیشه اون طور که ما توقع داریم، پیش نمی ره.

«ما باید ناامیدیا رو قبول کنیم ولی هیچوقت نباید امیدمون رو از دست بدیم.»

– مارتین لوترکینگ جونیور

 

 

مارتین لوترکینگ، جملات قشنگ و نقل قولای حکیمانه ی زیادی داره و شاید این نقل قول، کمتر از بقیه جملات اون شنیده شده. پذیرش ناامیدی یعنی این حقیقت رو قبول کنیم که همیشه، همه چیز برابر میل ما پیش نمی ره. باید این حقیقت رو قبول کنیم اما نه به قیمت از دست دادن امید.

«امید چون پرنده ایه که بال و پر داره، در روح ما لونه می گزیند، بی گفتن هیچ کلمه ای، آواز می خونه و هیچوقت متوقف نمی شه.»

– امیلی دیکنسون، شاعر آمریکایی

 

 

امیلی دیکنسون از کنایه ای جذاب واسه توضیح امید، استفاده کرده. اون امیدواری رو به پرنده ای آوازخوان تشبیه کرده که بی شک احساس مثبتی رو در ما ایجاد می کنه. امید هیچوقت متوقف نمی شه و بالاتر از هر توضیح و کلمه ایه. هرکدام از نقل قولای این فهرست، تنها گوشه ای از قدرت امیدواری رو توضیح می کنن.

«در تاریک ترین آسمان هاست که میشه نورانی ترین ستارها رو دید.»

– ریچارد ایوانز

 

 

نقل قولای مشابهی از آدما مختلف در این مورد مطرح شده اما این نقل قول، ریشه ی علمی داره. واسه تماشای ستارهای چشمک زن که میلیونا سال نوری ازمون فاصله دارن، باید در تاریک ترین محیطا به آسمان نگاه کنین. شاید این حقیقت علمی هم به یه جور تعریفی از امید باشه؛ نور ستاره زمانی ظاهر می شه که نورهای کم محیط دور، کنار برن و تاریکی مطلق، ظاهر شه.

«از دیروز درس بگیر، واسه امروز، زندگی کن و به فردا امیدوار باش. مهم ترین چیز اینه که از پرسیدن دست نکشی.»

– آلبرت اینشتین

 

 

واسه اینشتین، یادگیری همیشه مهم ترین جنبه ی زندگی بود. در این نقل قول، اینشتین اهمیت یادگیری رو با معنی امید ترکیب کرده. اون به فکر بود که ما هیچوقت نباید از سوال گری دست بکشیم؛ شاید فردا، جوابای جدیدی واسه سؤالات خود پیدا کنیم.

«امید چیز خوبیه، شاید بشه گفت بهترینِ چیزهاست و چیزای خوب هیچ وقت نمی میرن.»

– اندی دوفرین – رستگاری در شاوشنک

 

 

رستگاری در شاوشنک، فیلمی الهام بخشه که معنی امید رو به ما یادآوری می کنه و این نقل قول، معنی این فیلم رو در یک جمله خلاصه می کنه. امید تنها دلیل اندی دوفرین واسه ادامه دادن راه و سعی واسه آزادیه. ما هم خیلی آسون می تونیم این روحیه و امید اندی رو الگوی زندگی روزمره ی خود قرار بدیم.

«امید مثل ستونیه که دنیا رو سرپا نگه می داره. امید، رؤیای آدم بیداره.»

– پلینیوس

 

 

این جمله شاید یکی از قدیمی ترین نقل قولای این فهرست باشه. پلینیوس، معروف به پلینی بزرگ، طبیعی دان، فیلسوف طبیعی و نویسنده ی رومی و مؤلف «دانشنامه ی تاریخ طبیعی» بوده. در این جمله، پلینی امید رو مثل ساختاری توضیح می کنه که دنیا رو نگه داشته.

«شگفت انگیزه که چه جوری یک فردای کوچیک می تونه همه دیروزهای از دست رفته رو جبران کنه.»

– جون گوئیر، نمایشنامه نویس آمریکایی

 

 

هیچی نمیتونه گذشته رو تغییر بده اما آینده می تونه فرصتی واسه جبران اشتباهات گذشته باشه؛ اشتباهاتی که شاید در زمان خودشون، درست به نظر می رسیدن. نقل قولای زیادی درمورد آینده هست مثل این نقل قول از جون گوئیر که باور داره امیدی گرچه کوچیک به آینده، می تونه فرصتی واسه جبران شکستای گذشته باشه.

«امید، هیچوقت سکوت نمی کنه.»

– هاروی میلک، سیاست مدار آمریکایی

 

 

منظور از نقل قول بالا اینه که امید هیچ بعضی وقتا از بین نمی ره و همیشه هست. این توانایی و اشتیاق ماست که حضور امید در زندگی مون رو پررنگ تر یا بی فروغ تر می کنه.

«امیدتون رو که از دست بدین، انگار همه چیز رو از دست دادین. البته حتی زمانی که فکر می کنین همه چیز از دست رفته، بازم امید هست.»

– من شماره چار هستم، پیتاکوس لور

 

 

پیتاکوس لور نویسنده ی کتابای علمی و تخیلیه و این جمله در یکی از کتاب هاش عنوان شده. این نویسنده، امید رو به چرخه ای تشبیه می کنه. حتی زمانی که ناامیدی، ما رو به طرف سیاهی و پوچی می کشه، امید دوباره ظاهر می شه. امید همیشه قابل اتکاست و همیشه در موقع نیاز برمیگرده و آدم رو از پوچی نجات می ده.

«ممکنه بتونین همه گلا رو بچینید، اما نمی تونین از اومدن بهار جلوگیری کنین.»

– پابلو نرودا

 

 

نقل قول قبل درمورد چرخه امید بود. پابلو نرودا هم نقل قول مشابهی داره و امید رو با بهار مقایسه می کنه که پس از پاییز و زمستون سرد و طولانی، از راه می رسه. حتی اگه آدم از تموم قدرت خود واسه جلوگیری از اونا استفاده کنه، امید و بهار، هردو از مفاهیم دوری ناپذیر زندگین.

«ظرفیت آدم واسه پذیرش امید، شگفت انگیزترین حقیقت زندگیه. امید، واسه بشر یک مقصد روشن مشخص می کنه و انرژی لازم رو واسه شروع کردن به اون می ده.»

– نورمن کازین، نویسنده و روزنامه نگار آمریکایی

 

 

امید، دلیلی واسه ادامه دادنه یا دلیلی واسه سکون؟ نورمن کازین باور داره که امیدواری، انرژی لازم واسه حرکت و هدفی واسه ادامه راه به آدم می ده. بی امید، تلاشی واسه رسیدن به اهداف آینده، صورت نخواهد گرفت. امیدواری، مقصدیه که گذروندن راه رو مهم می کنه.

«من به بدبختیا و چیزای بد فکر نمی کنم؛ تنها چیزی که به یاد میارم زیبایی هاییه که باقی می مونن.»

– اینه فرانک، نویسنده ی آلمانی

 

 

خاطرات اینه فرانک، یکی از مشهورترین کتابای دنیاست. اینه فرانک، همیشه به جنبه های مثبت زندگی توجه کرده. در این نقل قول، اون به جای غرق شدن در ناامیدیا، بر زیباییا و جنبه های مثبت تمرکز می کنه. این تفکرات مثبت، بهترین مثال از امیدواریه که در تاریک ترین و سخت ترین لحظات زندگی، به دادمون می رسه.

در تموم لحظات سخت زندگی، همیشه امید وجود داشته. باید این حقیقت رو قبول کنیم که زندگی هیچکی، خالی از سختی و سختی نیس و ادامه دادن اون، بی امیدواری، ممکن نیس.

کدوم نقل قول واسه شما الهام بخش تر بود؟ نقل قول دیگری درمورد امید شنیدین که زندگی شما رو تغییر داده باشه؟ کتابی خوندین یا فیلمی تماشا کردین که امید رو در دل شما زنده کرده باشه؟ اونو با بقیه همراهان چه جوری در بین بذارین.

برگرفته از: motivationgrid


تیر ۳ ۱۳۹۷

این جملات الهام بخش رو همیشه به یاد داشته باشین 

این جملات الهام بخش رو همیشه به یاد داشته باشین 

همه ما جملات آموزنده و زیبایی رو شنیده ایم و یا خوندیم. با اینکه گوینده ی بعضی از اونا نامشخصه، اما اثر زیادی بر ما گذاشتن. این جملات کوتاه و عمیق، بعضی وقتا اثر زیادی بر زندگی ما می ذارن و نتیجه ای رو واسه ما میگن که بعضی وقتا باید با خوندن یک کتاب، یا پشت سر گذاشتن تجربه ای تلخ به اون برسیم. اینجا می خوایم تعدادی از این جملات الهام بخش رو مرور کنیم.

 

  • شما به این دنیا نیامدین که پیروزیا و شکست هاتون رو بشمارید. شما به این دنیا اومدید تا دوست بدارین و دوست داشته شید. اگه روی راه خود تمرکز کنین، عشق رو پیدا می کنین، چه راه رو به اتمام برسونین و چه نرسانید.
  • اگه کاری رو هیچوقت انجام ندادین، همین الان انجامش بدین. اونو مثل سرگرمی در نظر بگیرین، یک سرگرمی لذت بخش.

  • هر چه طوفان بزرگ تر باشه، رنگین کمونِ پس از اونم، نورانی تر هستش.
  • بی وجود تاریکی، ستاره ای هم نخواهد درخشید.
  • خودت رو که باور داشته باشی، هیچکی نمیتونه متوقفت کنه.
  • قانون شماره یک واسه هر بانو: همیشه برازنده و باوقار باش.
  • خوش بین باش، این جور حس بهتری داری.

  • همیشه به تلاشت ادامه بده و هیچ وقت از مسیرت منحرف نشو. آخرش سخت کوشی ات به نتیجه می رسه.
  • تا زمانی که نور امید رو پیدا نکرده ای، به تلاشت ادامه بده.
  • قوی باش و هیچ وقت تسلیم نشو. همیشه روی هدفت متمرکز بمون و آینده ات رو خودت بساز.
  • بعضی وقتا مثل اینکه که چیزها دارن از هم می پاشند، اما دارن در جای درست خود قرار می گیرن.

«هیچوقت با نفرت، حسادت، خشم یا دودلی سخن نگید. سخنان تون رو پیش از اونکه از دهن تون خارج شن، . بعضی وقتا بهترین کار، سکوته.»

– تونی گاسکینس

 

 

  • آدما یا سعی می کنن یا بهونه میارن.
  • موفقیت به دنبال تو نمیاد، این تو هستی که باید به دنبالش بروی. پس برو و به دستش بیار.

۳ قانون آسون ی زندگی:

  1. اگه به دنبال اون چیزی که می خوای نروی، هیچوقت به دستش نمی آوری.
  2. اگه هیچوقت درخواستت رو مطرح نکنی، جواب درخواستت، همیشه منفی هستش.
  3. اگه به جلو قدم ورنداری، همیشه در جای خودت می مانی.
  • شجاع باش و اونو آرزو کن، بیشتر از اونکه از اون هراسان باشی.
  • قبل از هر کار بزرگی که می خوای بکنی به این فکر کن: آسون هستش؟ نه. ارزشش رو داره؟ شک نداشته باشین!

  • به راهت ادامه بده. هرآنچه نیاز داری، در زمان مناسب برات آماده میشه.
  • سخت ترین زمانا، به بهترین لحظات زندگیت منتهی می شن. ایمانت رو از دست نده. در آخر، تموم این سختیا به نتیجه می رسه.
  • راه های سخت، به مقصدهایی قشنگ منتهی می شن.

۶ اصل اخلاقی در زندگی:

  1. ایمون بیار، قبل از اونکه عبادت کنی.
  2. گوش بده، قبل از اونکه سخن بگی.
  3. به دست بیار، قبل از اونکه خرج کنی.
  4. فکر کن، قبل از اونکه بنویسی.
  5. سعی کن، قبل از اونکه تسلیم شی.
  6. زندگی کن، قبل از اونکه بمیری.
  • از چیزای معمولی دوری کن.
  • سخت کوش و مهربون باش.
  • فراموش نکن «تو» شگفت انگیزی.
  • زندگی مثل یک دوربین عکاسیه؛ بر چیزی که برات مهمه، تمرکز کن. پس لحظات خوب رو ثبت کن، اگه کارا درست پیش نرفت، عکس دیگری بگیر.

«من نمی تونم به تو بگم کلید موفقیت چیه، ولی کلید شکست، سعی واسه راضی کردن همهه.»

– اِد شیرِن

 

 

  • مهربون باش، سخت کار کن، فروتن باش، لبخند بزن، صادق باش، وفادار باش، هر وقت میتونی سفر کن، هیچوقت از یادگیری دست نکش، همیشه قدردان باش و عشق بِوَرز.
  • از مقایسه خود با بقیه دست بردار تا خوشبختی رو لمس کنی.
  • هیچوقت امروز خوبت رو به دلیلِ دیروز بدت، خراب نکن.
  • ما به این دنیا اومدیم که عشق بورزیم.

  • پس از باران، به دنبال رنگین کمون باش و در تاریکی، به دنبال ستارها.
  • آزاد نکن اون چیزی که روحت رو تصرف کرده.
  • همیشه باور داشته باش که اتفاقی شگفت انگیز در انتظارته.
  • در آخر، همه چیز درست میشه و اگه الان درست نیس، به اون هنوز پایانش نرسیده.
  • شجاعت همیشه غُرش نمی کنه. بعضی وقتا شجاعت، صدای آرامیه که در آخر روز می گه، فردا دوباره سعی خواهم کرد.
  • در آخر، افسوس فرصتایی رو خواهیم خورد که از اونا استفاده نکرده ایم.
  • به خاطرِ کسائی که «پشت سرت» سخن میگن، ناراحت نباش. حتما دلیلی داره که اونا «پشت سرت» هستن.
  • معمولی نباش.

«کارا همیشه تا زمانی غیرممکن به نظر می رسن که کسی اونا رو انجام نداده باشه.»

– نلسون ماندلا

 

 

  • واسه کارایی کنجام نداده ای، غصه نخور؛ بلند شو و انجام شون بده.
  • من میتونم و انجامش میدم. بشین و تماشا کن.
  • آخرسر روزی معنای همه چیز رو میفهمی. پس فعلا، به سردرگمی ات بخند، در بین اشکهایت لبخند بزن و همیشه به خودت یادآوری کن که هر اتفاقی، دلیلی داره.

«الماس، همون تکه زغالیه که زیر فشار، طاقت آورده.»

– هنری کیسینجر

 

 

  • زندگی این نیس که منتظر باشیم تا طوفان تموم شه، زندگی یعنی یاد بگیریم که زیر باران برقصیم.

  • دیگر واسه جمعه، واسه تابستون، واسه اینکه کسی عاشقت شه و واسه زندگی، انتظار نکش. خوشبختی زمانی به دست میاد که تو انتظار کشیدن واسه اونو آزاد کنی و از لحظه ای که در اون هستی، بهترین استفاده رو ببری.
  • حقیقت رو بگو، حتی اگه صدایت می لرزد.

«اگه افکار خوبی داشته باشی، این افکار، مثل پرتوهای آفتاب، چهره ات رو نورانی می کنن و همیشه دوست داشتنی به نظر خواهی رسید.»

– رولد دال

 

 

  • یکی از شادترین لحظات زندگی، لحظه ایه که شجاعتِ دست کشیدن از چیزی رو که نمی تونی تغییر بدهی، پیدا میکنی.
  • نمی تونم ات رو به میتونم و رویاهایت رو به طرح و برنامه تبدیل کن.

«مشکل، خود مشکل نیس؛ مشکل، نگاه تو در مورد مشکله.»

– کاپیتان جک اسپارو

 

 

  • هیچوقت اجازه نده که ذهنای کوچیک، تو رو قانع کنن که رویاهایت بیشتر از حد بزرگن.
  • بعضی وقتا دنبال کردنِ قلبت، به معنی از دست دادنِ عقلته.
  • من ازت نمی خوام من رو نجات بدهی. من ازت می خوام وقتی که من خودم رو نجات میدم، کنارم باشی.

«زندگی سخته، ولی توئم سرسخت هستی.»

– استفانی بِنِت هنری

 

 

  • در بین دسته کبوترها، فلامینگو باش.
  • هر زیبایی ای در نوع خودش عجیب هم هست.
  • هرکی که شجاع باشه، آزاده.
  • من پیش از اونکه به هر شخصِ دیگری تعلق داشته باشم، به خودم تعلق دارم.
  • زندگی زیباست.
  • دانستن اینکه چه زمانی باید راه بیفتیم، عقله، توانایی انجام کار، شجاعته و ادامه دادن به راه، در حالی که سرتون رو بالا گرفتیم، کرامته.

برگرفته از: livkul


تیر ۳ ۱۳۹۷

این تکنیکای صحبت در اف بی آی بکار برده می شه 

این تکنیکای صحبت در اف بی آی بکار برده می شه 

صحبت و گفت وگو، همیشه بهترین راه دست یافتن به هدفه؛ ولی واسه رسیدن به نتیجه مطلوب، اثر گذاشتن بر طرف مقابل و همراه کردن اون با خود، باید روشای درست صحبت رو بدونیم. در این مقاله می خوایم تعدادی از تکنیکای صحبت رو مرور کنیم که در اف بی آی مورد استفاده قرار میگیره و در زندگی روزمره و دنیای تجارت و کار و کاسبی هم کاربرد داره.

 

از تکنیک آینه ای (mirroring technique) استفاده کنین

از اونجا که در صحبت باید تا جای ممکن از طرف مقابل اطلاعات به دست بیاریم، می تونیم این کار رو با تکرار ۳ تا ۵ کلمه کلیدی در جمله آخر اونا، انجام بدیم؛ چون به طور طبیعی افراد مجبور می شن حرفای خود رو تکرار کنن. این تکرار اطلاعات بیشتری به ما منتقل و ابهامای موجود در صحبتای اونا رو واسه ما روشن می کنه. مثلا به مثالی که می خوام بزنم توجه کنین:

شخص اول: واسه این که کاری کنیم فردی دست خود رو رو کنه و منظورش رو روشن بگه، فقط کافیه ۳ تا ۵ کلمه کلیدی رو در جملات اون تکرار کنیم.

شخص دوم: شما کلمات کلیدی آخر رو تکرار می کنین؟

شخص اول: بله، شاید مسخره به نظر برسه ولی این کار باعث می شه تا من نکته ی مورد نظر خودم رو دوباره و از زاویه دیگری توضیح بدهم که اطلاعات بیشتری رو رو می کنه. این اطلاعات می تونه خیلی باارزش باشه و به شما کمک می کنه تا نتایج مورد نظر و انگیزهای واقعی من رو کشف کنین.

واس می گه شاید هنگام اجرای تکنیک آینه ای، این کار بد و ناشیانه به نظر برسه ولی فرد مقابل شما، هیچوقت متوجه این تکنیک نمی شه و فکر میکنه واقعا به حرفای اون گوش میدید. واس از این روش با عنوان «ترفند ذهن جدی» (Jedi Mind trick) در صحبت یاد می کنه، چون به نظر اون این روش همیشه مؤثره و هیچکی متوجه اون نمی شه.

چرا باید از کلمات پرسشی «چه؟» و «چیجوری؟» استفاده کنین

واس توضیح می ده که این ۲ کلمه پرسشی در صحبت خیلی قوی عمل میکنن، چون طرف مقابل رو تشویق می کنن که به صحبت کردن ادامه بده و منظور خود رو روشن و در آخر، اهداف و انگیزهای واقعی خود رو رو کنه. مثلا ممکنه بگید: « می خواید با این شرایط موافقت کنین؟ چه چیز باعث شده که این فرصت ۳۰ روزه واسه شما مناسب باشه؟»

کلمه پرسشی «چیجوری» هم به همین ترتیب عمل می کنه. اگه کسی واسه آزادی گروگانی ۱ میلیون دلار پول بخواد، شاید جواب واس به اون این جور هستش: «می فهمم، ولی ازتون می خوام واقع بین باشین. من چیجوری باید این پول رو تهیه کنم؟» با این سوال، طرف مقابل خودش رو جای شما می ذاره. این کار اونو مجبور می کنه که واسه لحظه ای حق رو به شما بده؛ علاوه بر این، گوش دادن به حرفای اون وقتی نقشه ای رو در ذهنش طراحی می کنه، انگیزهای مخفی اونو واسه شما رو می کنه.

با بها دادن به دربانان، از اونا عبور کنین

به گفته واس، در گفت و گوا گروگان گیری، معمولا مستقیما با رئیس صحبت نمی کنین. در بیشتر موارد، فردی تعیین می شه تا با مأموران اجرای قانون صحبت و خواستهای آدم رباها رو مطرح کنه. در دنیای کار و کاسبی هم وضعیت مشابهی هست و در خیلی از موارد، لایه هایی از در بانان، دستیاران و افرادی هست که مسئولیتی ندارن و پس از اونا به تصمیم گیرنده اصلی می رسین. در گفت و گوا تجاری و گروگان گیری، اگه از فرصت صحبت با این افراد به درستی استفاده نکنین به دردسر خواهید افتاد. مثلا اگه دستیاری رو دست کم بگیرین و درست با اون صحبت نکنین، اونم تماس تلفنی شما رو به رئیس خود وصل نمی کنه. این کار واسه اون زحمتی نداره، ولی ضربه شدیدی به شما می زنه.

به همین ترتیب، اگه بین مکالمه با یک تروریست اونو دست کم بگیرین، ممکنه غیرمنطقی رفتار کنه و تماس تلفنی رو قطع کنه. واس پیشنهاد می کنه که با این افراد وارد گفت وگو شید. مثلا بگید: « پیشنهاد من، با اون چیزی که واسه رسیدن به اون سعی می کنین، هم راستاست؟» این جمله گفت وگو رو شروع می کنه و باعث القای حس احترام به طرف مقابل می شه و پس احتمال بیشتری هست که رابطه شما رو با تصمیم گیرنده اصلی فراهم می کنه.

هیچوقت به کسی دروغ نگید، مگه اینکه بخواهید اونو بکشین

واس می گه دروغ انگار اثرات منفی بلندمدت به دنبال داره. مثلا در صحبت ای بر سر گروگان گیری، اگه به کسی دروغ گفتید، بهتره اونو بکشین چون اگه به گوش همه برسه که اف بی آی دروغ می گه، گروه بعدیِ گروگان گیر، حتی به خود زحمت نمی ده که واسه به توافق رسیدن با اف بی آی صحبت کنه. به باور ی واس دروغ انگار «دامی گمراه کننده» است. در این شرایط می تونیم چیزی که رو که می خواهیم به دست بیاریم ولی اگه به گوش بقیه برسه که شما دروغ می گین، در بلندمدت، تموم قدرت نفوذ خود رو از دست میدید. پس به جای کشتن فرد مقابل، در مرحله اول سعی کنین که اصلا دروغ نگید.

.com



خرداد ۳۱ ۱۳۹۷

نکته های سلامت روانی- ۲

نحوه تربیت فرزندان از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و این امر سبب شکل گیری آینده آنها می شود؛ یکی از نکاتی که در رابطه با رفتار با فرزند و تربیت آنها بسیار مد توجه است عدم تفاوت قائل شدن میان فرزندان است.

متخصصین معتقدند که تفاوت قائل شدن بین فرزندان تاثیرات بسیار مخربی را در آینده آنها خواهد داشت.

معمولا والدین ادعا می‌کنند بین فرزندانشان فرق نمی‌گذارند. در حالی که نظر فرزندان اغلب به‌گونه‌ای دیگر است و فکر می‌کنند پدر و مادرشان همیشه به یکی از خواهرها یا برادرهای‌شان بیشتر توجه دارند.

گاهی توجه ما به فرزند بزرگ‌تر بیشتر است؛ فقط با این توجیه که او بیشتر ما را به یاد گذشته خودمان می‌اندازد. زمانی هم با فرزند کوچک ارتباط بهتری داریم، چون با‌مزه‌تر به نظر می‌رسد، گاهی به‌نظرمان یکی از بچه‌هایمان زیباتر از بقیه است و …

متاسفانه گاهی جنسیت هم باعث می‌شود ما برخورد متفاوتی با آنها داشته باشیم؛ این‌گونه رفتارها در روحیه فرزندانمان در مقاطع مختلف زندگی آسیب‌های فراوانی در پی خواهد داشت که گاهی جبران آن بسیار سخت و تا حدودی غیرممکن می‌نماید.

آسیب‌های دوطرفه

والدین معمولا بچه‌های خود را به یک میزان دوست دارند، ولی گاهی نمی‌توانند رفتار مشابهی با همه آنها داشته باشند. همین موضوع، هم باعث بروز مشکلات زیادی در ارتباط تک‌تک فرزندان با پدر و مادرهایشان می‌شود و هم تاثیر ناخوشایندی بر روابط بچه‌ها با یکدیگر می‌گذارد. ضمن این‌که بعضی اختلالات رفتاری را هم برای خود بچه‌ها به‌وجود می‌آورد.

توجه داشته باشیم که این آسیب دوطرفه است یعنی هم فرزندی که بیشتر به او توجه می‌شود دچار مشکلات خواهد شد و در آینده نمی‌تواند در روابط مختلف کاری و عاطفی و مناسبات اجتماعی موفق باشد و هم فرزندی که به او بی‌توجهی شده است آسیب می‌بیند و معمولا اعتماد به نفس لازم را نخواهد داشت یا عزت نفس پایینی خواهد داشت و اجازه می‌دهد دیگران براحتی رفتار توهین‌آمیزی با او داشته باشند.

توجه به تفاوت‌ها

توجه به این نکته بسیار مهم است که والدین هم نباید بین فرزندان خود تفاوتی قائل شوند، البته به آن معنا نیست که با همه آنها هم باید یک گونه رفتار کرد. زیرا با توجه به عوامل مختلف با هر کدام از آنها باید به گونه‌ای که لازم است و باتوجه به جنسیت، سن، موقعیت در خانواده و‌… رفتار‌های متفاوتی داشت. مثلا آیا پاداش یا تنبیهی که برای هریک از فرزندانمان قائل می‌شویم به یک شکل باشد؟

در واقع ما باید حتما به یک اندازه به فرزندانمان توجه نشان دهیم ولی این توجه می‌تواند به گونه‌های مختلف ابراز شود . وجود این‌گونه تفاوت‌ها در تربیت و پرورش فرزندان هیچ مشکلی به وجود نمی‌آورد، اما وقتی بین آنها فرق می‌گذاریم استعداد‌ های آنها به خوبی رشد نمی‌کند.

پدر و مادر نیز ضمن آگاهی از تمام این عوامل باید سعی کنند بین فرزندانشان فرق نگذارند، اما حتما با توجه به نیازهای هرکدام، رفتار درستی را با آنها در پیش بگیرند.

گاهی بچه‌ها رفتارهای همدیگر را تقلید می‌کنند تا بتوانند توجه بیشتری از طرف والدین خود دریافت کنند. همین موضوع باعث می‌شود آنها نتوانند خلاقیت داشته باشند. ضمن این‌که تفاوت قائل شدن بین فرزندان باعث حس ناامنی و حسادت نیز در آنها می‌شود.

پیامدهای تفاوت قائل شدن بین فرزندان

عوامل ایجاد تفاوت

ترتیب تولد بچه‌ها

یکی از عوامل مهم ترتیب تولد فرزندان است. این موضوع باعث به وجود آمدن بعضی تفاوت‌ها در رفتار و نحوه کنار آمدن بچه‌ها با مشکلات‌شان می‌شود. مثلا بچه‌های اول خانواده اغلب با والدین ارتباط بیشتری دارند و والدین هم معمولا وقت زیادی را به آنها اختصاص می‌دهند، اما این در مورد بچه‌های دوم کمتر دیده می‌شود و شاید در بسیاری از موارد حتی حقشان هم ضایع شود .

حوادث و اتفاقات ناگهانی

نوع اتفاقاتی که در خانه می‌افتد نیز در چگونگی رفتار والدین با فرزندانشان موثر است، مثلا وقتی که والدین جوان‌تر هستند رفتار آنها با زمانی که سن و سالشان بالا می‌رود متفاوت است. با بالا رفتن سن حوصله زیادی ندارند و نمی‌توانند برای فرزندانشان وقت زیادی بگذارند.

جنسیت و ظاهر بچه‌ها

جنسیت بچه‌ ها نیز یکی دیگر از عواملی است که باعث می‌شود توجه والدین به فرزندانشان به یک اندازه نباشد که این نوع تفاوت‌گذاری را شاید بتوان بسیار شکننده دانست، از طرفی گاهی نیز پدر و مادر با توجه به ظاهر فرزندانشان با آنها برخورد می‌کنند. مثلا وقتی قیافه فرزندشان شبیه یکی از والدین یا خانواده‌هایشان باشد انگار آنها بیشتر وجود خود را در او می‌بینند و ناخودآگاه هم توجه بیشتری به او نشان خواهند داد.
بهترین سن آموزش زبان دوم به کودکان
بهترین سن آموزش زبان دوم به کودکان
آموزش زبان دوم به کودکان در سنین پایین از اهمیت ویژه ای برخوردار است برخی از ۶ ماهگی به بعد کم کم زبان مادری را می آموزند.

مهارت‌های لازم برای یادگیری زبان دوم

کودک باید تا حدی از بهره ‌هوشی لازم برخوردار باشد و همچنین بررسی های لازم در مورد وی صورت گرفته باشد تا در صورتی که کودک به تاخیر در رشد گفتار و زبان دچار است، ابتدا به او کمک شود تا پایه‌های زبان و گفتار درمانی در ذهن وی تقویت شود و سپس به آموزش زبان دیگر بپردازد.

بهترین راه برای آموزش زبان مادری در یک جامعه بیگانه، صحبت کردن در خانه به زبان مادری است. والدین باید در خانه به زبان خودشان صحبت کنند و اجازه بدهند کودک زبان دوم را از طریق تلویزیون، مدرسه و ارتباط با همسالان کشور بیگانه بیاموزد.

از چه سالی باید آموزش زبان دوم به کودکان را شروع کرد؟

اکثر کارشناسان معتقدند بهتر است آموزش زبان دوم از همان دوران کودکی صوت بگیرد زیرا اگر از دوران کودکی به شحضی یک زبان آموزش داده شود آن شخص در سنین بالاتر در یادگیری آن زبان موفق تر خواهد بود و آن زبان را بهتر می آمورد. در سال ۱۹۹۶ یک مقاله در روزنامه نیوزویک منتشر شد که نتایج یک تحقیق را بررسی می‌کرد.

بر اساس این تحقیق، کودکی که بعد از ۱۰ سالگی شروع به آموختن زبان دوم کند با احتمال کمتری ممکن است بتواند بعدها این زبان را مانند کسانی که آن زبان، زبان مادری‌شان است، صحبت کند.

نتایج این تحقیق توسط زبان‌شناسان زیادی تایید شده است و به دنبال این تحقیق، تحقیقات بسیار دیگری هم انجام شد که بر همین موضوع تاکید داشت.

بررسی‌های بیشتر در مورد یادگیری زبان در سنین پایین نشان داد کودک نه تنها با یادگیری زبان، برخورد اجتماعی‌اش تقویت می‌شود و در ارتباط با دیگر بچه‌ها موفق‌تر عمل می‌کند، بلکه این مسئله می‌تواند باعث پیشرفت عملکرد کلی کودک در بقیه دروس در مدرسه نیز بشود.

در تحقیقی روی بچه‌های مدارس یکی از کشورهای غیرانگلیسی زبان، کودکانی که بیش از ۴ سال به یادگیری زبان دوم (اغلب زبان انگلیسی) پرداخته بودند نسبت به بچه‌هایی که زمان کمتری آن زبان را آموزش دیده بودند یا اصلا زبان دومی را یاد نگرفته بودند، در امتحان جامع و تست‌های مورد نظر تحقیق نتایج بهتری کسب کردند.

طبق این تحقیق بچه‌هایی که زبان دوم یاد گرفته بودند حتی از بچه‌هایی که به یادگیری ریاضی پرداخته بودند هم موفق‌تر عمل کرده بودند. نتایج بررسی‌های متخصصان آموزش کودک نشان داده است کودکانی که زبان دوم می‌آموزند در حل مسائل پیچیده خلاقیت و تبحر بیشتری دارند.

بررسی‌های بروک لمبرت و تاکر، در سال ۱۹۷۴ نشان داده است بچه‌هایی که توانایی یاد گرفتن بیش از یک زبان را دارند هوش بالاتری دارند. لمبرت این‌طور استدلال می‌کند که شاید یادگیری زبان دوم و زبان‌های بیشتر باعث پیشرفت توانایی ذهنی و قوه درک فرد شده است.

بهترین زمان آموزش زبان به کودک

چگونه به کودک زبان دوم را بیاموزیم؟

کودکانی که پس از فراگیری زبان اول در معرض یادگیری زبان دوم قرار می گیرند عموماً موارد زیر را تجربه می کند.

در ابتدا ممکن است برای مدت کوتاهی از زبان خانه شان استفاده کند.

وقتی که برای اولین بار در معرض زبان دوم قرار می گیرد ممکن است وارد فاز “خاموشی” یا “غیرشفاهی” شود. این فاز از چند هفته تا چند ماه طول می کشد و در این مدت کودک درک خود از زبان را می سازد.

کودکان کم سن تر معمولاً بیشتر از کودکان بزرگتر در این فاز می مانند. کودک می تواند در این مدت از ایما و اشاره استفاده کند و از چند کلمه به زبان دوم استفاده کند.

او شروع به استفاده از جملات کوتاه یا تقلیدی می کند. او از برچسب های تک کلمه ای یا جملات حفظی مانند “نمیدونم” یا “این چیه؟” استفاده می کند. این جملات از واژگان یا دانش زبانی خود کودک ساخته نشده اند. بلکه جملاتی هستند که او جائی شنیده و حفظ کرده است.

بالاخره کودک شروع به ساختن جملات خودش می کند. این جملات کاملاً حفظی نیستند و از بعضی از واژگانی که کودک تازه یاد گرفته ساخته شده اند. کودک در ابتدا به هنگام ساختن جمله از یک “فرمول” استفاده می کند و کلمه خودش را در یک جمله معمولی می گذارد مانند “من … می خواهم”.

بالاخره کودک به تدریج در زبان روان و سلیس می شود و دائماً خطاهای گرامری انجام می دهد یا جملاتی می سازد که مخفف به نظر می آیند زیرا او بعضی از قواعد گرامر را نمی داند. بعضی از این خطاها به خاطر تأثیر زبان اول او هستند. ولی بیشتر خطاهای او مانند همان خطاهایی هستند که کودکان تک زبانه به هنگام یادگیری آن زبان انجام می دهند.

اهمیت آموزش زبان دوم به کودک

سخن گفتن با کودک به زبان دوم در اوقاتی معین به تفکیک ذهنی کودکتان کمک می کند.

اگر زبانی که تصمیم به آموزش آن به فرزند خود گرفته اید زبان مادری خودتان نیست، سعی کنید برای آموزش آن اوقاتی را تعیین کنید که برای حفظ هماهنگی و پیشگیری از سردرگمی در آن اوقات فقط به یک زبان صحبت کنید.

درست است که تکلم به زبانی که دیگران قادر به فهم آن نیستند بی ادبی محسوب می شود اما در این مورد این کار برای سازگاری کودک لازم است.

کودک دانش آموز نیست! آموزش دادن برایش مضر است! تنها باید اورا در معرض زبان دوم قرار دهید نه اینکه برایش کلاس زبان برگزار کنید.

لازم نیست به طور رسمی به او “آموزش” دهید. استفاده از زبان در مکالمه های روزمره براحتی موجب انتقال آن به کودک خواهد شد. اگر می خواهید کودکتان زبان را بهتر بیاموزد یا علاوه بر زبان مادری زبان دیگری را نیز بیاموزند، می توانید از فیلم و موسیقی نیز بهره بگیرید.

آموزش همزمان سه زبان به کودک- زبان مادر، زبان پدر و زبان رسمی- دشوار و نامعقول به نظر می رسد. برای حل این مشکل هر کدام از پدر یا مادر باید فقط با کودک به زبان خود صحبت کنند.

اگر پدر و مادر در خانه به یک زبان صحبت می کنند و این زبان با زبان رسمی متفاوت است، به صحبت کردن به زبان خود در خانه ادامه دهید. در این کار ثبات قدم داشته باشید و از اینکه او نتواند زبان رسمی را یاد بگیرد نگران نباشید.

هنگامی که کودکان در مدرسه یا اجتماع حاضر می شوند به سرعت زبان رسمی را می آمورند. کودکی که مجبور به تکلم به یک زبان باشد آن زبان را با سرعت زیادی خواهد آموخت. کودکان در به کاربردن یک زبان جدید شجاعت بیشتری از بزرگسالان دارند و از تلفظ نا صحیح کلامت ترسی ندارند.

آیا بین هوش و استرس ارتباطی وجود دارد ؟
آیا بین هوش و استرس ارتباطی وجود دارد ؟
از نظر روانشناسی افراد باهوش وقتی در شرایط استرس زا قرار میگیرند عکس العمل بیشتری نسبت به کسانی از خود نشان میدهند که از بهره هوشی کمتری برخوردار هستند و در واقع این افراد استرس و اضطراب بیشتری را تجربه میکنند.

یک روانشناس بالینی با اشاره به مهم‌ترین مولفه در تعریف هوش که توانایی سازگاری است، بیان کرد: تحقیقات نشان داده است که افراد باهوش در شرایط اضطرابی، عملکردی متفاوت با افرادی که از هوش کمتری برخوردار هستند، دارند.

دکتر مسعود عارف‌نظری با اشاره به سه حالت که منجر به اضطراب در افراد می‌شود، افزود: اضطراب ممکن است در هنگام مواجه شدن با موقعیتی ناشناخته، به هنگام تعارض شناختی و یا به عبارتی وقتی که شناخته‌ها با واقعیت تطابق ندارد و در سومین حالت در موقعیت‌های تهدید آمیز ایجاد شود.

وی با ذکر مثالی درباره عکس‌العمل فرد باهوش در مقایسه با افرادی با بهره هوشی کمتر، اظهار کرد: افرادی که از هوش بیشتری برخوردارند در برابر موقعیت‌های اضطرابی، مؤثرتر و سریع‌تر به راه حل می‌رسند.

این روانشناس بالینی افزود: به عنوان مثال ممکن است یک فرد با بهره هوشی بالا به منظور قرار ملاقاتی که دارد، منتظر قطاری باشد که با تاخیر مواجه شده است، در چنین موقعیتی اگرچه اضطراب در او ایجاد خواهد شد اما در مقایسه با فردی که بهره هوشی پایین‌تری دارد سازگاری بیشتری با شرایط پیش آمده پیدا کرده و ممکن است در عرض ده دقیقه راه حل مناسبی را پیدا کند اما فردی که از بهره هوشی کمتری برخوردار است، احتمال دارد در عرض نیم ساعت موفق به یافتن یک راه حل شود.

عارف‌نظری با بیان این‌که اضطراب می‌تواند بر عملکرد هوش، تاثیر منفی بگذارد، تصریح کرد: قرار گرفتن در شرایط اضطراب آفرین مانند زلزله، کارکرد هوش فرد با ضریب ۱۴۴را به ۱۳۸ می‌رساند، عملکرد افرادی که بهره هوشی کمتری دارند نیز در برابر اضطراب همین‌گونه است، بدین معنی که فرد با بهره هوشی ۱۰۰ نیز با کارکرد هوش ۹۰ در برابر اضطراب مواجه خواهد شد.

به گفته این روانشناس بالینی، یک فرد باهوش به دلیل هوش بالاتر، درگیری‌های ذهنی بیشتری نسبت به فرد معمولی دارد و قطعا به دلیل مشغله‌های فراوان، میزان اضطراب در او افزایش خواهد یافت، در حقیقت بین هوش و اضطراب یک رابطه همبستگی وجود دارد و اگر جایگاه یک فرد با بهره هوشی پایین نیز عوض شود و در شرایط فرد مقابل قرار گیرد مسلما اضطراب بیشتری او را در برمی‌گیرد، اما به طور کلی، رابطه مستقیمی در این‌که افراد باهوش مضطرب‌تر باشند، وجود ندارد

تاثیر کم خوابی در درمان افسردگی
دانشمندان در پژوهشی جدید اثبات کرده‌اند که کم خوابی یا همان محرومیت از خواب باعث کاهش علائم افسردگی در افراد می‌شود.

شاید این موضوع کمی غیرمنطقی و عجیب به نظر برسد، اما سال‌هاست که پژوهشگران شاهد تاثیرات کم خوابی بر روی کاهش سریع نشانه‌های افسردگی هستند. سرانجام هم محققانی از دانشگاه پنسیلوانیا (University of Pennsylvania) آمریکا، با بررسی داده‌هایی که در طی سی سال مطالعه جمع‌آوری‌ شده بودند، به صورت رسمی اثر ضدافسردگی خواب کم بر روی ۵۰ درصد افراد را تایید کردند.

در حدود دویست سال پیش، روانپزشکی آلمانی به نام یوهان کریستین آگوست هینروث (Johann Christian August Heinroth) محرومیت از خواب را به عنوان درمانی برای بیماری مالیخولیا تجویز می‌کرد. در طول دهه‌های اخیر هم این پدیده در مقیاس بزرگ‌تری توسط روانشناسان موردمطالعه قرار گرفته و از فرایندی نوپا به نام «بیدار درمانی» (Wake Therapy) برای مقابله‌ی سریع با علائم شدید افسردگی و مقدمه‌چینی برای استفاده از داروهای ضدافسردگی استفاده شده است.

یلیپ گرمن (Philip Gehrman)، نویسنده اصلی مقاله درمان افسردگی به کمک کم خوابی در این رابطه می‌گوید که پس از گذشت سی سال از کشف این روش درمانی توسط پزشکی نوین، هنوز اطلاعات دقیقی در مورد میزان تاثیر این فرآیند و طریقه دستیابی به بهترین نتایج درمانی وجود ندارد.

در فراتحیلیل (meta-analysis) انجام‌شده، تیم گرمن برای درک بهتر عواملی که باعث کاهش یا افزایش تاثیرات ضدافسردگی کم خوابی می‌شوند، ۶۶ مطالعه انجام‌شده در میان بیش از ۲ هزار تحقیق موجود را به دقت بررسی کردند. برای دستیابی به نتایج مقاله چاپ‌شده هم تمامی فاکتورها مانند سن، جنسیت، مصرف دارو و نوع کم خوابی بیماران در نظر گرفته شد.

در نهایت مطالعات نشان دادند که محرومیت از خواب به صورت کلی افسردگی را بهبود می‌بخشد؛ در شرایطی که تعدادی داوطلب به عنوان گروه کنترل در آزمایش حضور داشتند، ۴۵ درصد مواقع نتایج موردنظر به دست آمدند و در حالت نبود گروه کنترل هم نیمی از افراد مورد آزمایش کاهش علائم افسردگی به کمک کم خوابی را از خود نشان دادند.

گرمن در این رابطه اظهار کرد است که صرف‌نظر از نحوه اندازه‌گیری نتایج مثبت گزارش‌شده، طریقه محروم کردن داوطلب از خواب و یا نوع افسردگی فرد، نرخ موثر بودن این روش درمانی تقریبا در حدود ۵۰ درصد است.

یکی از چالش‌های پیش روی محققان برای استفاده کاربردی از این پدیده‌ی عجیب و در عین حال باسابقه، جلوگیری از بازگشت علائم افسردگی به فرد در فاصله زمانی یک روز تا یک هفته بعد از کم خوابی است. از طرف دیگر با وجود پژوهش‌های گسترده انجام‌شده بر روی ظاهر شدن نشانه‌های افسردگی به واسطه ابتلا به بیماری بی‌خوابی و یا ناپیوستگی خواب، نمی‌توان کم خوابی را به چشم درمانی دائمی برای افسردگی در نظر گرفت.

با این حال تحقیق دانشگاه پنسیلوانیا حقایق شگفت‌انگیزی را در مورد مغز انسان آشکار کرده است؛ در مقاله‌ای مربوط به سال ۱۳۹۴ ادعا شد که محرومیت از خواب همانند داروهای ضدافسردگی، گیرنده‌های تنظیم‌کننده خلق و خوی مغز انسان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

دانشمندان دیگری هم در حال حاضر با بررسی روش‌های زمان‌درمانی خواب به کمک تغییر برنامه استراحت افراد، بر روی طولانی‌تر کردن تاثیرات مثبت کم خوابی در خلق و خو تحقیق می‌کنند.

با وجود نتایج مثبت به دست آمده، گرمن و همکارانش توصیه می‌کنند که افراد مبتلا به افسردگی خود را از خواب محروم نکنند و روش را شخصا و بدون نظارت روانشناس مورد آزمایش قرار ندهند؛ همانطور که اشاره شد، تحقیقات بیشتری برای پی بردن به مکانیزم دقیق تاثیر کم خوابی بر روی افسردگی موردنیاز است. با این حال این امید وجود دارد که در آینده نزدیک، مطالعات دقیق‌تر در این رابطه به توسعه‌ی داروهایی منجر شوند که در عین مختل نکردن خواب افراد، افسردگی آن‌ها را از بین می‌برند.

مقاله دانشمندان دانشگاه پنسیلوانیا در ژورنال “The Journal of Clinical Psychiatry” به چاپ رسید.

چند راه برای خوشبخت بودن همیشگی
اگر به زندگی‌های دوروبرتان نگاه کنید، هزار‌ و‌ یک دلیل برای حسرت‌ خوردن پیدا می‌کنید. ممکن است شیوه محبت‌ کردن، حرف‌ زدن، حمایت‌ کردن فلانی‌ها و حتی شیوهایی که با هم وقت می‌گذرانند و تفریح می‌کنند، این احساس را در شما ایجاد کند که زندگی مشترک‌تان بیش‌ از حد یکنواخت و بی‌هیجان شده است!

گاهی هم به خودتان نگاهی می‌اندازید و فکر می‌کنید کیلومترها با آنچه از خود انتظار داشته‌اید، فاصله دارید و به همین دلیل ازدواج و همسرتان را به‌ عنوان اولین مقصرها معرفی می‌کنید، اما واقعیت چیز دیگری است.

شاید شما زیاد از حد خودتان را به دست سرنوشت سپرده‌اید و به‌ جای این که فکری به حال زندگی‌تان کنید، منتظر هستید عشق و آرامش از آسمان به شما برسد. اگر فکر می‌کنید در زندگی دیگران چیزی برای حسرت‌ خوردن وجود دارد، دست‌ روی‌ دست نگذارید و یک‌بار دیگر نگاهی به اشتباهات کوچکی که هر روز در زندگی‌تان اتفاق می‌افتد، بیندازید.

۱- با خوشحال‌ها وقت بگذرانید

فقط یک هفته امتحان کنید؛ با شادترین خانواده‌هایی که دوروبرتان می‌شناسید، معاشرت کنید و تأثیرش را روی زندگی مشترک‌تان ببینید. محققان راست می‌گویند، خنده مسری است! آن‌ها معتقدند اگر با آدم‌های شاد وقت بگذرانید، خودتان هم شاد و سرزنده می‌شوید و اگر با آدم‌های سیاه‌بین و کج‌خلق معاشرت کنید، خودتان هم منتقد زمین و زمان می‌شوید و اگر هم با زن و شوهرهایی که مدام با هم بحث می‌کنند زیاد رفت‌ و آمد کنید، به‌ مرور خودتان هم به یک زن و شوهر غرغرو تبدیل می‌شوید. این ادعا به نظرتان عجیب‌ و غریب می‌آید و باورش نمی‌کنید؟ توصیه ما این است که تنها مدتی امتحانش کنید و بعد در مورد مؤثر یا بی‌اثر‌بودنش قضاوت کنید.

روابط زناشویی مستحکم

۲- خودتان را رها نکنید

فکر می‌کنید چه کاری درست است و چه کاری اشتباه؟ از نظر شما کدام کار عادلانه است و کدام نه؟ چه باورهایی برای شما ارزشمندترند و از کدام‌ یک می‌توانید بگذرید؟ به تمام این سؤال‌ها فکر کنید و جواب هیچ‌کدام‌شان را نادیده نگیرید. اگر برای قضاوت در مورد هر موضوعی منتظر نظر دیگران باشید، هیچ‌ وقت خوشبخت نخواهید شد. سعی کنید بیشتر در مورد باورهایتان فکر کنید و وقتی در موردشان به ثبات رسیدید، دیگر نگذارید کسی برای تغییر‌ دادن این ارزش‌های ارزشمند به شما فشار بیاورد، حتی اگر این فرد همسرتان باشد. قرار نیست میان شما و همسرتان یک جنگ خانوادگی راه بیندازیم، اما شما با نهایت آرامش و عشق باید او را با مرزبندی‌های‌تان آشنا کنید و از او بخواهید به آن‌ها احترام بگذارد.

۳- آسان کنار نکشید

اگر برای زندگی‌تان حتی بعد از ازدواج برنامه‌ای دارید، آرزویتان را جدی بگیرید. نگذارید مشکلات زندگی شما را از اهداف‌تان دور نگه‌دارد، اما اجازه ندهید اهداف دوران مجردی‌تان هم زندگی مشترک‌تان را تحت‌تأثیر قرار دهد. برای این که هر دوی این ابعاد را در کنار هم داشته باشید، باید اهداف‌تان را با توجه به وضعیت موجود، شرایط مالی، زمانی و محدودیت‌های بعد از زندگی مشترک تعدیل‌ کرده و بدون کنار‌ کشیدن مسیری را تعریف کنید که در شرایط فعالیت‌تان هم بتوانید به آن برسید. باز هم می‌گوییم جنس موفقیت، هدف‌گذاری و مسیری که برای رسیدن به موفقیت انتخاب می‌کنید، قطعا با دوران مجردی‌تان تفاوت دارد. شاید راه‌تان کمی سخت‌تر، طولانی‌تر و اهداف‌تان کمی محدود‌تر شده باشد، اما باز‌هم اگر با شجاعت برای رسیدن به آن‌ها قدم برندارید، خیلی زود از سبک زندگی‌ که انتخاب کرده‌اید، پشیمان خواهید شد.

۴- خانه‌نشین نشوید

مدام در خانه و کنار هم ماندن یکی از آرزوهایی است که خیلی از زن و شوهرها در ماه‌های قبل از ازدواج‌شان برای رسیدن به آن لحظه‌شماری می‌کنند، اما بعد از رفتن زیر یک سقف، این آرزو هم شکل دیگری به خود می‌گیرد. خانه‌نشین‌بودن بعد از ازدواج می‌تواند به‌ مرور شما را از هم دورتر کند. پس سعی کنید هر هفته یک پیک‌نیک کوچک برپا کنید و از مسافرت‌های ساده و هرازگاهی هم نگذرید. قبول داریم که هزینه‌های امروز کمرشکن شده‌اند، اما نباید به این بهانه معاشرت‌های‌تان را کمتر کنید. سعی کنید سادگی را به مهمانی‌های‌تان بیاورید تا بتوانید هرچه بیشتر از این تنهایی دونفره فاصله بگیرید و برای زندگی مشترک‌تان زنگ تفریح قائل شوید.

احساس خوشبختی همیشگی

۵- از خودتان راضی شوید

تصور این که زندگی بعد از ازدواج یکنواخت و خسته‌کننده شده باشد و این که شما فکر کنید در این زندگی آن‌قدر حل شده‌اید که از آن لذتی نمی‌برید، تصور رایجی است اما به‌ هیچ‌ وجه طبیعی نیست. خیلی از زن و شوهرها نمی‌دانند که چطور ازدواج‌شان را از هیجان و تجربه‌های تازه پر کنند و به همین دلیل در چنین باتلاقی می‌افتند. اگر نمی‌خواهید درگیر چنین حسی شوید، به‌ جای این که به عادت‌های موجود تن بدهید، سعی کنید گاهی از آن‌ها فرار کنید و از راه‌های تازه‌ای به‌دنبال عشق و شادی بگردید. اگر احساس می‌کنید پیشرفت شغلی‌تان حس کسالتی را به زندگی‌تان وارد‌کرده، کمی از کارتان فاصله بگیرید و اگر فکر می‌کنید دور‌بودن‌تان از دوست‌های قدیمی یا تجربه‌هایی که به زندگی‌تان معنا می‌دهد، شما را به این حس دچار‌ کرده، خودتان را از لاک این زندگی بیرون بیاورید و کمی هیجان به خودتان تزریق کنید.

۶- دیگران را مقصر ندانید

فکر نکنید که دیگران مسئول احساسات شما هستند و اگر احساس خوشبختی نمی‌کنید، همسرتان گناهکار است. شما هم او را می‌شناسید و هم اوضاع زندگی‌تان را می‌دانید، پس سعی کنید با توجه به امکانات موجود به سمت خوشبختی بروید. جمله‌هایی مثل تو خواستی، تو نگذاشتی، تو نتوانستی و… هیچ کمکی به خوشبخت‌تر‌شدن شما نخواهند کرد، پس به‌جای این که همسرتان را متهم کنید، خودتان دست‌به‌کار شوید و بگویید من می‌خواهم، من می‌توانم! حق با شماست؛ شما نمی‌توانید در تمام این مسیر تنهایی تصمیم بگیرید و تنهایی پیش بروید، پس به همسرتان بگویید که به چه کمکی احتیاج دارید و برایش توضیح دهید که چطور می‌تواند از شما حمایت کند.

روشهای خوشبختی در زندگی زوجین

۷- از تغییر نترسید

شاید دوست داشته باشید اوضاع همین‌طور که هست، بماند و اصلا به‌ دلیل این که وضعیت زندگی، احساسات و اهداف‌تان تغییر‌کرده و در مورد احساسی که به همسرتان دارید، دچار تردید شده باشید، اما باور کنید تغییر همیشه بد نیست. شمایی که ۱۰ سال است با هم زندگی می‌کنید، قطعا نمی‌توانید و نباید هم بتوانید ارتباطی مثل روزهای نامزدی‌تان داشته باشید. از تغییراتی که به‌ مرور در احساسات و سبک زندگی‌تان ایجاد می‌شود، نترسید و تنها سعی کنید آن‌ها را به دلپذیرترین شیوه ممکن پیش ببرید. هر مرحله از زندگی مشترک می‌تواند زندگی، احساسات و اهداف شما را زمین تا آسمان تغییر دهد، پس بی‌گدار به آب نزنید و بدون آمادگی برای این تغییرات، وارد یک مرحله جدید نشوید.

دنبال اتفاق خارق‌العادهای نگردید. خوشبختی همین اتفاقات روزمره دوروبرتان است. همین که در کمال سکوت کنار هم بنشینید و تلویزیون ببینید و برای رفتن به سفر، طول یک جاده را با هم رانندگی کنید و همین که وقتی یکی از شما از راه می‌رسد و دیگری چایی گذاشته باشد. به زندگی‌های اطراف‌تان نگاه نکنید؛ زیرا ارتباطی که شما از راه دور می‌بینید، واقعا آن چیزی نیست که در یک زندگی می‌گذرد، پس برای خوشبخت‌ بودن به‌دنبال یک آرامش هر روزه بگردید و از هر راه که می‌توانید آن را به زندگی‌تان بیاورید.

جند روش کارآمد برای داشتن زندگی آرام
کارکرد ذهن ما یک فرآیند خودکار است، فرآیندی که انرژی بسیار زیادی می‌سوزاند. از این انرژی می‌توان جای بهتری استفاده کرد؛ مثلا در رسیدن به یک زندگی خوب.

آنی دیلارد (Annie Dillard) در کتاب خود، زندگی نامه (The Writing Life) می‌گوید:

میان‌بری برای رسیدن به یک زنگی خوب وجود ندارد، اما کارها و تمرین‌هایی در این رابطه هست که به ما در رسیدن به این هدف کمک می‌کنند.

اِریک زیمر (Eric Zimmer) در مجموعه The One You Feed می‌گوید:

این حق ما است که نحوه زندگی، کردار و فکر‌های خود را انتخاب کنیم و تمرکزمان را بر روی اهداف اصلی و مهم زندگی‌مان بگذاریم.

زیمر با بیش از ۲۰۰ روانشناس در رابطه با غلبه بر ترس و رسیدن به یک زندگی خوب صحبت کرده و درنهایت به این نتیجه رسیده که رسیدن به شادی نیازمند چیزی بیشتر از به دست آوردن یک خط فکری مثبت است؛ رسیدن به این هدف نیازمند خواسته قوی و استواری در این راه است.

امروز با این سه استراتژی می‌توانید رسیدن به یک زندگی خوب را تمرین کنید:

۱٫ مراقبه یا مدیتیشن (Meditation)

حتی اگر به مدت دو یا سه دقیقه در طول روز این تمرین را انجام دهید به حضور، تمرکز و شور و اشتیاق شما افزوده می‌شود. مراقبه برای شما موقعیتی را فراهم می‌کند که از نحوه کارکرد ذهن خود مطلع شوید و به مرور از فرآیند خودکار آن جلوگیری کنید.

زیمر می‌گوید:

شادی با حضور شما رقم می‌خورد، و برای رسیدن به یک زندگی خوب باید حضور را یاد گرفت.

اگر در کار مراقبه مبتدی هستید با این آموزش ساده شروع کنید: ساعت ثابتی در طول روز انتخاب کنید و در این ساعت در گوشه‌ای خلوت و ساکت بنشینید، تنها برای چند دقیقه از دویدن بی‌وقفه باز ایستید، این مدت زمان کوتاه به هیچ کدام از کارهای مهم شما آسیبی وارد نمی‌کند. در این چند دقیقه بر روی تنفس خود تمرکز کنید، افکار خودکار ذهن و تمرکز بر تنفس در این چند دقیقه در رفت و آمد هستند، نیازی به فشار آوردن نیست، برای یک بار در زندگی خود ساده بگیرید، هیچ کاری انجام ندهید و اجازه دهید تنفس و تفکر شما باهم به جنگ بروند. لازم است که در روزهای اول تنفس خود در طول این پروسه عمدا به یاد آورید اما بعد از چند روز، این یادآوری به صورت ناخواسته اتفاق می‌افتد. در این بین، پس از رفت و آمدهای فراوان، لحظه‌ای می‌رسد که نه فکر هست و نه تمرکز بر روی نفس‌ها. در آن لحظه شما هستید. با گذشت چند هفته از این تمرین، کارکرد ذهن شما تغییر خواهد کرد، دیگر ذهن یک ماشین خودکار نیست که در طول روز، شما را به این سو و آن سو بکشاند. ذهن خوراک زیادی می‌سوزاند، و این خوراک می‌تواند در جای بهتری خرج شود، مثل دیدن و دوست داشتن افراد مهم زندگی‌تان، آن‌هایی که مدت‌ها است تصاویر و صداهایی یکنواخت و تکراری شده‌اند، آن‌قدر عادت کرده‌اید که دیگر نمی‌بینید. دلیل تمام افسردگی‌ها کمبود انرژی است، انرژی که ذهن از ما می‌خورد، با جمع کردن این انرژی و رام کردن ذهن، قطعا بزرگترین قدم در رسیدن به آرامش واقعی و داشتن یک زندگی خوب برداشته شده است.

روش های داشتن زندگی آرام و خوب

۲٫ زمان‌بندی کردن استفاده از فضای مجازی برای ساختن یک زندگی خوب

فیسبوک، اینستاگرام و تلگرام طوری طراحی شده‌اند که شما را تا ابد درون خود نگاه دارند! درون محتوای آن‌ها بالا و پایین می‌روید و لحظه به لحظه زندگی پر ارزش خود را در این دنیای خیالی از دست می‌دهید.

زیمر می‌گوید:

این یک میل طبیعی است که دوست داریم زمان زیادی درون گوشی همراه خود غرق شویم، که البته همیشه چیز بدی نیست، اما بهتر است مزاحم زمان شما برای مسائل مهم نشود. هرچه هوشیاری بیشتری در رابطه با زمان مصرفی خود در این شبکه‌های اجتماعی داشته باشیم، بهتر می‌توانیم بر روی کارهای مهم و سازنده زندگی خود تمرکز کنیم.

پیش از وارد شدن به شبکه‌های اجتماعی تصمیم گیرید که چه زمانی را می‌خواهید درون آن‌ها بگذرانید؛ ۱۰ دقیقه؟ ۳۰ دقیقه؟ هرچه لازم دارید انتخاب کنید و بر اساس انتخاب خود آلارم گوشی هوشمندتان را تنظیم کنید تا شما را بیدار کند؛ بیرون آمدن از شبکه‌های اجتماعی مانند بیدار شدن است، نه؟

می‌توانید از آلارم گوشی خود در طول روز هم استفاده کنید؛ زنگ گوشی به صدا در می‌آید و حالا از خودتان بپرسید که کجا هستم؟ چکار می‌کنم؟ کاری که مشغول آن هستم اهمیت دارد یا نه؟

۳٫ برای دور کردن افکار منفی از بازی الفبا استفاده کنید

اگر متوجه افکار و احساسات منفی خود شدید پیشنهاد زیمر به شما بازی الفبا است.

حروف الفبا را به ترتیب مرور کنید و با رسیدن به هر یک در ذهن خود به دنبال کلمه‌ای بگردید که حرف آغازین‌اش، حرف الفبایی باشد که به آن رسیده‌اید. این کار برای خروج شما از چرخه افکار منفی بهترین تمرین است؛ ذهن شما را به زمان حال آورده و با گذشت زمان، نحوه داشتن یک زندگی خوب را به شما می‌آموزد. بدون شک مهم‌ترین تمرین این مقاله مراقبه است، در صورتی که سوالای در این رابطه داشتید از ما بپرسید.

آیا همسرتان در حال خیانت به شماست ؟
در صورتیکه نشانه های خیانت ذکر شده در این مطلب را در همسرتان دیدید، هر چه سریع تر با او در این رابطه صحبت کنید.

از نگاه دیگران شما در یک رابطه سال و ایده آل به سر می برید اما خودتان احساس می کنید که یک جای کار می لنگد. احساس می کنید اشکالی وجود دارد، و ناگهان خود را در حال بررسی موبایل و جیب های او می یابید. در همین زمان است که تلخی واقعیت شما را غافلگیر می کند: بله! او به شما خیانت می کند. بسیاری از ما این تجربه دردناک را داشته ایم. در این مواقع از خود می پرسیم: آیا اشتباهی از من سر زده است؟ آیا به اندازه کافی خوب نبوده ام؟ آیا نشانه هایی وجود داشت که آنها را نادیده رفتم؟

از آنجا که این موضوع در رابطه عاطفی بسیار حساس است، بهتر است که تنها با دیدن یک یا دو نشانه زود قضاوت نکنید. اگر بیش از ۳ نشانه خیانت را به طور مکرر در همسرتان دیدید، آنوقت باید هر چه سریع تر با او در این رابطه صحبت کنید.

تلفن همراه اش را از شما دور می کند

تلفن همراه یکی از خصوصی ترین اشیا هر فرد است. اگر همسرتان در حال خیانت به شما باشد، مطمئنا رد پای آن را در تلفن همراهش خواهید دید. بنابراین اگر همسرتان در نشان دادن تلفن همراهش به شما خودداری کرد، باید به او شک کنید.

این روزها کار کردن زیاد با تلفن همراه امری طبیعی است که تقریبا تمام افراد به آن دچارند اما زمانی که شما در اطراف همسرتان هستید و او گوشی خود را کنار می گذارد یا آن را خاموش می کند، پس بی شک او در حال پنهان کردن چیزی از شماست.

اکانت شبکه های اجتماعی اش را غیرفعال یا شما را از آن حذف می کند

گاهی ممکن است که شبکه های اجتماعی حوصله همسرتان را سر برده باشد و بخواهد که مدتی از آن دور شود، در اینصورت ایرادی ندارد و نباید خیلی به دلیل آن گیر دهید اما زمانی که او شما را از لیست دوستانش حذف می کند، باید به او شک کنید. مطمئنا این کار او طبیعی نیست و او چیزی یا کسی را از شما پنهان می کند.

در کنار شما عصبی است

آدمها به دلایل مختلف ناراحت و عصبی می شوند اما اگر دیدید که شریک زندگی تان تنها در زمان هایی که کنار شماست بداخلاق، عصبی و بهانه گیر می شود، آنوقت به دنبال دلیل اصلی آن باشید. شاید که او بخواهد در مورد موضوعی با شما صحبت کند.

ناگهان به سفر می رود

دلایل زیادی برای سفر وجود دارد، سفرهای کاری، سفرهای تفریحی برای دور شدن از استرس زندگی روزمره و… هیچکدام از اینها جای نگرانی ندارد اما اگر همسر شما بدون برنامه ریزی قبلی و هماهنگی با شما ناگهان چمدان سفر خود را بست، توصیه ما به شما این است که پیگیر دلیل آن باشید.

البته احتمال این که او شما را نیز تشویق به سفر کند نیز وجود دارد. در این شرایط اگر که او بر این کار اصرار کرد، بدون این که ذره ای از دوری شما دلتنگ و ناراحت باشد، باید به این رفتار او شک کنید. شاید او به دنبال پیدا کردن فضایی برای خیانت به شما است.

شما را به خیانت متهم می کند

اگر همسر شما در حال خیانت به شما باشد، احتمال این که این موضوع را برعکس ببیند و بی دلیل شما را به این کار متهم کند، نیز وجود دارد. در واقع او با این کار می خواهد که کارهای خودش را پنهان و حواس شما را به جای دیگری پرت کند. افراد خیانت کار و دروغگو همه را به چشم خودشان می بینند.

بی دلیل خوشحال است

شما از دور می ببینید که همسرتان گلی را بویید و لبخند زد یا که بی دلیل خوشحال است، در این شرایط باید منتظر باشید تا او خبر خوبش را به گوش شما نیز برساند اما اگر چنین اتفاقی نیافتد، باید به دنبال دلیل شادی او باشید. مطمئنا او دلیلی جز شما برای شادی اش پیدا کرده است.

رابطه جنسی شما کم شده است

اگر تا به حال همسرتان بود که به سمت تان می آمد اما حال نیازهای شما را، زمانی که به سمت اش دست دراز می کنید، پس می زند، باید دلیلش را بپرسید. شاید دلیل آن استرس کاری، اختلال هورمونی یا حتی بیماری های روانی باشد اما دلایل دیگری هم وجود دارد که ممکن است رابطه شما را به اتمام برساند، پس هر چه سریع تر به دنبال علتش باشید.

با شما سر سازش ندارد

افراد خیانتکار به هیچ صراطی مستقیم نیستند. زمانی که بحثی بین شما بوجود می آید، آنها کوچک ترین تلاشی برای حل آن نمی کنند و احساسات شما را کاملا نادیده می گیرند. اگر شما نیز احساس کردید که همسرتان ناگهان لجباز شده و به حرف های شما کوچک ترین اهمیتی نمی دهد، هوشیار باشید زیرا اینها نشانه ای از خیانت است. مسلما بحث و دعوا در هر رابطه ای طبیعی است اما اگر یک طرف رابطه تلاشی برای حل آن نکرد یا به بیانی سر سازش نداشت، باید به آن شک کنید.

از نقشه هایش عقب می کشد

اگر با همسرتان برنامه ای ریخته اید و منتظر او نشسته اید تا بدان عمل کنید اما او ذره ای تمایل به آنها را ندارد یا آنها را کنسل می کند، باید به طور جدی با او گفتگو کنید. کنسل کردن برنامه ها یا کنار کشیدن از آنها نه تنها توهین به رابطه عاشقانه شماست بلکه بی احترامی نیز محسوب می شود.

در برنامه های آینده اش جایی ندارید

اگر شریک زندگی تان بدون شما به میهمانی رفت یا که برای رفتن به خانه پدر و مادر خود تنهایی را ترجیح داد، احتمال این که در آینده اش نیز شما جایی نداشته باشید، زیاد است. در واقع او برنامه زندگی اش را، مهم نیست که کوتاه مدت است یا بلند مدت، بدون شما می بیند و دوست ندارد که شما را در آن شریک کند. آیا فکر کرده اید که شاید پای فرد دیگری در میان است؟

خبر خیانت‌اش را از دیگران شنیده اید

اگر دوست، آشنا یا حتی غریبه ای برای اولین بار به شما پیغام و خبر داد که همسرتان در حال خیانت به شماست، بهتر است که از همسرتان دفاع و گوشی را قطع کنید اما اگر این پیغام ها تکرار شد باید فکر دیگری کنید. از آنجا که این موضوع جای نگرانی دارد، بهتر است که هر چه سریع تر با همسرتان گفتگو کنید.

در نهایت، اگر چه همسرتان با اعتمادترین فرد زندگی شماست اما اگر تعدادی از نشانه های بالا را به طور مکرر در رفتارهای او دیدید، تا دیر نشده وارد عمل شوید.

عوامل اصلی افسردگی در زنان جوان
عوامل اصلی افسردگی در زنان جوان
شاید یک شب کم خوابی باعث کاهش افسردگی روز بعد شود، ولی بنا بر مطالعه ای جدید، کم خوابی مزمن رابطه ای مستقیم و جدی با افزایش شدت افسردگی در زنان جوان دارد.

به گفته دیوید کالمباخ از دانشگاه پزشکی میشیگان و مسئول اصلی این تحقیق، «رسیدن به این نتیجه که خوابِ کم و بی کیفیت منجر به بدخلقی و بدتر شدن خوابیدن می شود، چندان دور از ذهن نیست.» به گفته این محقق این ارتباط نه فقط در افراد مبتلا به بی خوابی یا افسردگی، بلکه در زنان جوان سالم هم دیده شده است.

محققان ۱۷۱ دختر محصل در مقطع پیش دانشگاهی را زیر نظر گرفته به مدت دو هفته روی آنها مطالعه انجام دادند. این مطالعه با ارائه پرسش نامه ای برای بررسی میزان اضطراب و افسردگی هر فرد شروع شد. در ادامه، افراد شرکت کننده باید گزارشی روزانه از میزان بدخلقی و اضطراب خود تهیه می کردند. این دختران جوان باید کل ساعات خواب، مدتی که طول کشیده تا به خواب روند و میزان کیفیت خوابِ هر شب خود را گزارش می دادند.

رابطه افسردگی زنان جوان با کمبود خواب

این افراد به طور میانگین هر شب ۷ ساعت و ۲۲ دقیقه خوابیده بودند. ۲۱ دقیقه طول کشیده بود تا به خواب بروند. به طور کلی کیفیت خواب شان را نسبتا خوب گزارش کرده بودند. در ابتدا یک سوم خانم ها از نظر افسردگی در سطح «در خطر» بودند و ۱۷ درصدشان اضطراب بالینیِ قابل ملاحظه داشتند. در زنانی که در طول شب های این دو هفته کم تر خوابیده بودند علائم افسردگی که به صورت عدم درک لذت نمودداشت بیشتر مشاهده شد. در عین حال این علائم بیشتر روز بعد از شبی که بیشتر خوابیده بودند بروز کرده بود.

به گفته کالمباخ، «یک شب کم خوابی شاید حال روز بعد فرد را بهتر کند ولی تاثیرات درمانی یک شب کم خوابی کوتاه مدت است و چون بی خوابی مزمن احتمال بروز افسردگیرا افزایش می دهد، در بهترین حالت نیز فواید آن برای کاهش افسردگی، نسبتا کم است.»

وقتی این دختران جوان احساس رنج بیشتری داشتند، بیشتر طول می کشید تا به خواب روند و کیفیت خواب شان نیز پایین تر بود. علائم افسردگی شدیدتر معمولا قبل از شبی ظاهر می شد که مرحله خوابیدن طولانی تر بوده، ساعات خواب کم تر و کیفیت خواب پایین تر بوده است. کالمباخ در مصاحبه با رویترز گفت: «با توجه به دلایل مشکلات خواب، درمان افسردگی و اضطراب می تواند منجر به بهبود کیفیت خواب شود.»

مناسب ترین زمان برای ترک سیگار

محققان دریافته اند اگر شروع دوره ترک سیگار یا «روز ترک» در طول مرحله فعالیت فولیکول یا نیمه اول چرخه عادات ماهانه باشد، ترک سیگار چندان موفقیت آمیز نخواهدبود. به گفته رِان وتِریل، نویسنده اصلی این مطالعه و استادیار روان شناسی در دانشگاه پنسیلوانیا، «درک چگونگی تاثیر دوره ماهانه بر فرآیندهای عصبی، شناختی و رفتاری می تواند گامی مهم در دستیابی به درمان های موثرتر و انتخاب بهترین و فردی ترین روش ها برای کمک به ترک سیگار باشد.»

بنابر مطالعه ای دیگر از سوی همین محققان، در مرحله فولیکولی، نواحی مربوط به پاداش در مغز زنان، به هر چیزی که به سیگار کشیدن رمبوط است، واکنش قدرتمندتری نشان می دهد. در مطالعه اخیر، ۳۸ زن سیگاری در محدوده سنی ۲۱ تا ۵۱ سال شرکت داشتند که داروهای ضدبارداری هورمونی مصرف نمی کردند.
از آن ها اسکن هایی گرفته شد تا چگونگی ارتباط مناطقی از مغز که به کنترل رفتار کمک می کنند با بخش های مربوط به سیگنال پاداش بررسی شود. بعضی از این زنان در مرحله فولیکولی از دوره ماهانه بودند و برخی دیگر در شرایط بعد از تخمک گذاری. در افرادی که در مرحله فولیکولی بودند- فاصله زمانی بین عادت ماهانه و تخمم گذاری- پیوند عملکرد میان این دو بخش کلیدی در مغز کاهش یافت. به همین علت نه گفتن به سیگار برای آنها سخت تر می شد.

زنان سیگاری ۲۵ درصد بیشتر از مردهای سیگاری در معرض ابتلا به بیماری های قلبی و بیماری مزمن انسداد ریه اند. به- گفته این محققان شاید به همین علت ترک سیگار برای زنان سخت تر است. ترزا فرانکلین، استادیار ارشد علوم اعصاب در دانشگاه پنسیلوانیا می گوید، «وقتی می فهمیم شناخت زمانِ ترک سیگار، چه تاثیری بر موفقیت در این راه دارد، می توانیم درمان های فردی تر مناسبی برای افراد درگیر با ترک سیگار به کار ببریم.» این تحقیق ۳۱ مه امسال در مجله بیولوژی تفاوت جنسیتی به صورت آنلاین منتشر شد.

چاقی و افسردگی در زنان

چاقی یکی از جدی ترین عواملی است که سلامت انسان را تهدید می کند. چاقی می تواند مشکلات بلندمدتی را برایتان ایجاد کند، مگر این که بتوانید احساسات و هیجانات پنهان در پسِ پرخوری تان را کشف کرده و جلوی تداوم این مشکلات را بگیرید. اگر شاخص توده بدنی شما (BMI) بالا باشد- یعنی وزن تان به نسبت قدتان بسیار بیشتر باشد- خطر بروز بیماری های جدی مثل فشار خون بالا، بیماری های قلبی و سکته، دیابت نوع ۲، مشکلات کیسه صفرا، خستگی مزمن، آسم و برخی انواع سرطان ها برای شما افزایش می یابد.

چاقی در خانم ها ممکن است منجر به بروز مشکلاتی در سیستم تولید مثل شود. طبق تحقیقات انجام شده، در برخی مواردِ چاقی مفرط به ویژه اگر در سنین جوانی باشید، ممکن است منجر به کاهش امکان بارداری شود. چاقی اغلب با افسردگی همراه است و این دو تاثیر متقابل بر یکدیگر دارند. با اینکه زنان بیش از مردان در معرض ابتلا به شاخص توده بدنی ناسالم اند، بیش از مردها در برابر سیکل افسردگی چاقی آسیب پذیرند. بنا بر مطالعات انجام شده، افسردگی حاد در خانم های چاق رشد ۳۷ درصدی داشته است. همچنین در خانم ها رابطه ای جدی میان شاخص توده بدنی ناسالم و تمایل به خودکشی وجوددارد.

دلابل افسردگی در زنان

رابطه افسردگی زنان جوان با کمبود خواب

همچنین افسردگی می تواند ناشی از استرس بوده یا حتی باعث بروز آن باشد و ممکن است تغییراتی را در عادات غذایی و فعالیت بدنی تان ایجاد کند. بسیاری از افرادی که به سختی از پس ضربه های عاطفی (مثل مرگ دوستی صمیمی یا افراد خانواده، از دست دادن شغل یا مواجهه با بیماری جدی) بر می آیند، بی آن که متوجه باشند در خوردن غذاهای نادرست افراط می کنند و ورزش را رها می کنند.

کاهش ابتلا به سرطان دهانه رحم با ورزش

بنابر تحقیق دانشمندان موسسه سرطان رُزوِل پارک، حتی ۳۰ دقیقه ورزش در هفته ممکن است خطر ابتلا به سرطان دهانه رحم را به میزان قابل توجهی کاهش دهد. در این مطالعه ۱۲۸ بیمار مبتلا به سرطان دهانه رحم و ۵۱۲ فرد مشکوک به ابتلا به این سرطان شرکت کردند. براساس این تحقیق، شرکت در کمتر از چهار جلسه ورزشی، نوبد فعالیت فیزیکی تعریف شد. میزان عدم فعالیت ورزشی در بیماران مبتلا به سرطان دهانه رحم ۳۱٫۱% و در گروه دیگر ۲۶٫۱% گزارش شد. حتی با در نظر گرفتن تفاوت هایی بالقوه مثل سیگار کشیدن، مصرف الکل، سابقه ابتلا به این بیماری در افراد خانواده و شاخص توده بدنی، باز هم این میزان اختلاف میان این دو گروه حفظ شد.

نتایج به دست آمده حاکی از این است که زنانی که هیچ فعالیت ورزشی نداشتند، دو برابر و نیم بیشتر از زنانی که ورزش می کردند در معرض ابتلا به سرطان دهانه رحم هستند. به گفته دکتر کرستن مویسیچ، استاد انکولوژی در دپارتمان کنترل سرطان و پیشگیری در موسسه سرطان رُزوِل پارک «ما فکر می کنیم این مطالعه پیامی مهم در مورد سلامت عمومی دارد و ورزش نکردن به طور مطلق، ارتباطی جدی با ابتلا به بیماری های خطرناک دارد. یافته های مان نشان می دهند هر میزان ورزش می تواند خطر ابتلا به سرطان دهانه رحم را کاهش دهد. علاوه بر ترک سیگار و معاینه مرتب که در کاهش امکان ابتلا به این بیماری موثرند، ما در این تحقیق به عامل اصلاحی دیگری دست یافتیم.»

افسردگی پس از زایمان

براساس پژوهشی که چکیده ای از آن در نشریه «نقد و بررسی روان پزشکی در هاروارد» چاپ شده، زنانی که به تازگی مادر شده اند باید تا یک سال و به صورت مستمر در مراکز درمانی برای تشخیص بروز یا عدم بروز افسردگی پس از زایمان معاینه شوند.

براساس مطالعات انجام شده حدود ۱۴٫۵ درصد از زنان فصل تازه ای از افسردگی را در طول بارداری یا در ماه های اولیه بعدِ زایمان تجربه می کنند. با این حال موارد فراوانی از افسردگی پس از زایمان تشخیص داده نمی شود و تقریبا نیمی از موارد تشخیص داده شده درمان نمی شود. افسردگی پس از زایمان مانع ایجاد پیوند بین مادر و نوزاد شده و اثری منفی بر رشد عاطفی و رفتاری نوزاد می گذارد.

بیشتر گروه های متخصص زایمان و اطفال معاینه پس از زایمان را توصیه می کنند. گرچه تحقیقات زیادی در این زمینه انجام شده ولی تمرکز این مطالعات بیشتر بر پزشکانی است که مراقبت های اولیه از مادر و نوزاد به عهده آن ها است. بروز علائم افسردگی حاد در اولین ماه بعد زایمان، افسردگی پس از زایمان به حساب می آید ولی خطر ابتلا به آن تا مدت ها وجود دارد. نکته کلیدی، تشخیص افسردگی بعد زایمان و اندوه بعد زایمان است.

اندوه بعد زایمان به دوره کوتاهی از اختلالات خلقی همراه با گریه و افسردگی خفیف اطلاق می شود که ۸۰ درصد مادران معمولا در اولین هفته بعد زایمان تجربه اش می کنند. به همین علت است که نمی توان به راحتی زمان و تعداد دفعات معاینه را مشخص کرد. نتایج معاینه بلافاصله بعد از زایمان چندان دقیق نیست ولی شاید دسترسی به مراقبت های روان پزشکی را راحت تر کند. حتی خانم هایی که پس از اولین زایمان شان مبتلا به این نوع از افسردگی نشوند، در زایمان های بعدی باید تحت نظر قرار بگیرند.

منبع : برترین ها

چگونه عذرخواهی کنیم؟
همه ما در روابط میان فردى و یا زندگى مشترکمان دچار اشتباهاتى شده ایم که باعث ناراحتى دوستان، همسر و … شده است. شوخى بی مزه در جمع، انتقاد بی موقع، توهین، بى احترامى ، زیر قول زدن…همین اشتباهات و دلخوریها ریشه ى اغلب تعارضات است.

اگر فکر مى کنید که تنها با گفتن “ببخشید” قائله ختم خواهد شد و طرفتان موظف است که اشتباه شما را ببخشد و فراموش کند و همه چیز تمام شود سخت در اشتباه هستید! اگر خواهان سر و سامان دادن رابطه تان هستید، لازم است که یک عذرخواهى خوب را یاد بگیرید.

اینکه وقتى اشتباهى مى کنیم، دلى را مى شکنیم، حرفى مى زنیم که کدورت ایجاد مى کند چطور برخورد مى کنیم؟ چگونه عذرخواهى مى کنیم؟! اگر فکر مى کنید که تنها با گفتن “ببخشید” قائله ختم خواهد شد و طرفتان موظف است که اشتباه شما را ببخشد و فراموش کند و همه چیز تمام شود سخت در اشتباه هستید!

یک عذرخواهى خوب داراى ۶جزء مهم است که عبارتست از:

١- بیان تأسف

٢- توضیح اینکه چطور اینگونه شد

٣- قبول مسئولیت

۴- بیان پشیمانى

۵- پیشنهادى براى جبران

۶- درخواست بخشش

چگونه از طرف مقابل عذر خواهی کنیم ؟

اگر زمان کمى دارید و یا بنا به دلایلی نمى توانید تمام اجزاء آنرا انجام دهید، تحقیقات نشان داده که مهم ترین بخش عذرخواهى “قبول مسئولیت” است. پذیرش اینکه اشتباه کرده اید بسیار مهم است.

هیچوقت به خاطر احساس فرد مورد نظر عذرخواهى نکنید، بلکه به خاطر رفتار خودتان معذرت بخواهید.

به جاى اینکه بگویید: ” از اینکه با حرفام ناراحتت کردم عذر مى خوام” بگویید:”متأسفم من جملات دردناکى بهت گفتم “.

دومین جزء مهم دیگر پیشنهاد جبران است. وقتى قادر نیستید آسیبى که به طرف مقابلتان زده اید برگردانید، پس لازم است کارى بکنید که آسیب وارده کم شود

جزء مهم دیگر، ابراز تأسف ، توضیح اینکه چرا چنین شد و بیان پشیمانى است.

آخرین مرحله عذرخواهى “درخواست بخشش” است.

پر واضح است که مضمون عذرخواهى نیمى از راه است، جریانات وارده بیشتر از این حرفاست. با من من کردن، اجتناب از نگاه مستقیم، دست به سینه گوشه اى ایستادن ، هنوز در مرحله عصبانیت بودن تأثیر کلام شما را بسیار کم مى کند.

اگر واقعاً قصد عذرخواهى دارید رو در رو عذرخواهى کنید ، اس ام اسی و ایمیلى تأثیر کمى دارد. طرف شما دوست دارد ببیند و یا بشنود که در ابراز تأسف خود پشیمان هستید و مى تواند براى بقیه دوستی به شما اعتماد کند.

منبع : سلامتیسم

راهکارهای مؤثر در ترک وابستگی نا سالم
حتما در زندگی شما پیش آمده که خودتان را بیش از حد به چیزی، شخصی یا جایی وابسته دیده اید و ترک کردن آن برایتان امکان پذیر نباشد یا حتی فکرکردن به کنار گذاشتنش در شما ایجاد وحشت و هراس کند.

صحبت از وابستگی بیمارگونه ای است که تعادل احساسی ما را رد زندگی از بین می برد و باعث نابودی اعتماد به نفس در فرد می شود. در این مطلب به انواع وابستگی، عوارض و راهکارهای درمانی برای وابستگی ناسالم پرداخته ایم.

چرا وابسته می شویم؟

شکست های ما یکی از مهم ترین علل وابستگی هستند. همه ما در ناخودآگاه مان از این که به تنهایی کافی و کامل نیستیم در عذابیم. گاهی فرد در دوران کودکی به این نتیجه می رسد که به تنهایی قادر به انجام کاری نیست و همواره به دیگران نیازمند است. چنین فردی در بزرگسالی نیز به این باور می رسد که برای بقا و ادامه زندگی وابسته به دیگران است و همواره به کمک دیگران نیازمند است. چنین باوری معمولا در نتیجه حمایت های بیش از حد والدین در دوران کودکی ایجاد می شود و سرچشمه شکل گیری شخصیت وابسته است.

این افراد خود را بسیار آسیب پذیر می دانند که مانند یک کودک همواره محتاج کمک و توجه دیگران هستند و به همین دلیل بسیار حساس و زودرنج اند.

وابستگی چند نوع است؟

برای آشنایی بیشتر با عوارض ناشی از وابستگی ناسالم ضرورت دارد هم وابستگی سالم و هم وابستگی ناسالم تعریف شود تا با مقایسه آنها نسبت به موضوع اشراف نسبتا کاملی پیدا کنیم.

وابستگی سالم:

در وابستگی سالم، فرد در زمان مناسب و در صورت نیاز، مستقیما درخواست کمک می کند. در روابط با دیگران احساس امنیت، اعتماد و علاقه به میزان کافی وجود دارد. روابط سالم و در حد اعتدال بوده و هر یک از طرفین در رابطه برای دیگری ارزش و اهمیت قایل هستند. طرفین در عین حال که به نیازهای خود توجه دارند، حس محبت و همدلی را نیز از طرف مقابل خود دریغ نمی کنند و خویشتن حقیقی خود را فراموش نمی کنند.

وابستگی ناسالم:

در وابستگی ناسالم فرد سعی دارد طرف مقابل را تحت کنترل و نفوذ خود قرار دهد و به دلیل ترس از طرد شدن مانند یک قربانی هرگونه تحقیری را تحمل کند.

بیماری وابستگی چه علامت هایی دارد؟

زمانی که ما آنچنان مجذوب کسی شده ایم که احساس می کنیم با نبودن او، ما نیز نابود می شویم، در این حالت دچار وابستگی بیمارگونه شده ایم. برای تجربه این وضعیت می توانیم به شخصی فکر کنیم که ما را اذیت می کند، ولی نمی توانیم آن را رها کنیم یا ارتباطی را تصور کنیم که ما را ناراحت می کند و عذاب می کشیم.

افراد وابسته تنهایی برایشان غیرقابل تحمل و ناامیدکننده است. اغلب این افراد در زندگیشان مسوولیت های اصلی را به دیگران می سپارند. این افراد به تصمیم ها و اعمال خود اعتماد ندارند و نیازمندند دایما در طول زندگی و کاردرستی اعمالشان از سوی دیگران تایید شود. فرد وابسته برای حفظ کردن افراد در کنار خود از هیچ کاری دریغ نمی کنند و حتی به اعمالی تحقیرآمیز و ناخوشایند دست می زنند.

افراد وابسته به محض جدایی از کسی که آن ها را حمایت کرده و تکیه گاه آن ها بوده است یا دچار افسردگی شده یا فورا خود را وارد رابطه دیگری می کنند تا حمایت های لازم را از طریق او کسب کنند و در چنین شرایطی احتمال ارتکاب اشتباه بسیار بالاست. فرد وابسته هنگام صحبت و بحث با دیگران حتی اگر با نظر طرف مقابل مخالف باشند او را تایید می کنند تا مبادا با ابراز مخالفت موجب ناراحتی و از دست دادن طرف مقابل شوند. افراد وابسته به شدت احساس نیاز به مراقبت دارند و از فرمانبربودن هراسی ندارند.

انواع عوارض وابستگی ناسالم چیست؟

یک رابطه مخرب ناشی از وابستگی باعث می شود که همیشه وحشتی در شخص وجود داشته باشد که مبادا طرف مقابل او را تنها بگذارد یا به او دسترسی نداشته باشد. این افراد اغلب ناامید و اندوهگین اند. وابستگی عاطفی اعتماد به نفس را «تخریب می کند» و همیشه احساس خشم، تردید نسبت به خود، ترس از طردشدن، ترس از تنهایی، حس عدم امنیت، شرم، حقارت یا ترس از این که دیگران شما را دوست نداشته باشند یا از شما قدردانی نکنند وجود دارد.

فردی که از وابستگی عاطفی رنج می برد، فقط برای دیگران زندگی می کند و خودش را نادیده می گیرد. زمانی که با دوستانش است، خودش را فراموش می کند، زمانی که مشغول کاری می شود، خودش را تمام و کمال وقف آن کار می کند تا مورد پسند و قبول دیگران قرار گیرد و یا ذره ای از او قدردانی کند. در وابستگی، فرد شروع می کند به گدایی کردن توجه و در عمق وجود خود، احساس رضایت نمی کند و نیاز به تایید و تصویب دائمی از سوی دیگران دارد.

از مطالبه حق خود خجالت می کشد و به راحتی اظهار عقیده نمی کند، به دیگران محبت می کند تا رهایش نکنند. افراد وابسته در رابطه عاطفی اکثر مشکلات را متوجه خود می دانند و «نه» گفتن برای آن ها کابوس است چون احساس شایستگی نمی کند. روابط افراد وابسته به سمت کسانی که رابطه سالم دارند نمی رود بلکه به سوی افراد باج گیر جذب می شوند.

احساس وابستگی

در وابستگی ناسالم فرد سعی دارد طرف مقابل را تحت کنترل و نفوذ خود قرار دهد‎

ویژگی های وابستگی سالم چیست؟

در وابستگی سالم، کسی در دیگری حل نمی شود و رابطه سرشار از اعتماد، اطمینان، انعطاف پذیری و خالی از اضطراب، ناامنی، سوءظن و رفتار خصمانه است. وابستگی سالم وابستگی است که هیجان هایی که دو طرف نسبت به هم دارند معقول و منطقی است. فهم یکدیگر وجود دارد اما الزامی ندارد که دو طرف عین هم بفهمند. در وابستگی سالم احساس شایستگی در زندگی، شفافیت، تغییر و پیش بینی پذیری در طرفین وجود دارد.

دلبستگی بهتر از وابستگی است

دلبستگی یعنی این که با آنچه در ارتباط قرار گرفته ایم و به آن عشق می روزیم یا دوستش داریم احساس وحدت و یگانگی کنیم و با وجود لذت شادمانی، سعادت و خوشی در آن، ما نیز خشنود شویم. در این حالت، بودن یا نبودن، او در کنار ما، احساس بسیار خوب یا بسیار بد به ما نمی دهد، بلکه وجود او باعث حس رضایت در درون ما می شود.

به عبارتی دیگر، با نبودن او باز هم احساس رضایت در ما باقی مانده و حال خوبمان را می توانیم حفظ کنیم. درواقع یک فرد بالغ قادر به تشخیص یک رابطه سالم میان خود و دیگران خواهدبود. او می تواند میان یک رابطه مبتنی بر ساختار صحیح و یک وابستگی افراطی و خاجر از تعادل را تشخیص دهد و خود را از گرفتار شدن در تله های چنین ارتباطی برهاند.

یادمان نرود بسیاری از افراد ممکن است در مقاطعی از زندگی خود دچار چنین ارتباطی شوند. این یک ایراد محسوب نمی شود. مهم این است که با مشاوره صحیح بتوانیم خود را از چنین ارتباطی برهانیم و یک رابطه متعادل با اطرافیانمان داشته باشیم.۹ راهکارهایی برای از بین بردن وابستگی های مخرب

وابستگی ناسالم خود را بشناسید

آگاهی نسبت به وجود وابستگی، خود قدم بزرگی است که در این راه بر می دارید و با وجود همه مشکلاتی که دارید و همه ترس ها و نگرانی هایتان همواره روی پاهان خودتان می ایستید. شما قوی هستید و هم اکنون با استفاه از این آگاهی از وابستگی ترس هایتان را پشت سر می گذارید. همین شناخت است که به مدد آن دنیای شخصی بنا می نهید؛ دنیایی که در آن خودتان را دوست دارید و با خودتان در آرامش به سر خواهید برد.

دلایل وابستگی خود را پیدا کنید

تشویش ها، ترس ها و نرگانی ها و تمام چیزهایی که موجب عصبانیت، آزردگی و خشم شما می شوند را روی کاغذ بیاورید. این عمل باعث می شود تا چیزهایی که باعث ناراحتی شمامی شوند، فشار کمتری روی شما بیاورند. همچنین با این کار ذهنتان را رها می کنید و روشی است تا از طریق آن زباله های فکری تان را تخلیه کنید. این عمل مانع شکنجه های ذهنی شما می شود.


خرداد ۳۱ ۱۳۹۷

نکته های سلامت روانی – بخش اول

عزت نفس خود رو بالا ببرین

وابستگی عاطفی همیشه با نبود عزت نفس رابطه داره. در وابستگیای شدین احساسی، فرد خالی از عزت نفس بالاه. روی نکات مثبت و موفقیت هاتون تمرکز کنین. نه گفتن رو یاد بگیرین. به خواسته هاتون توجه کنین. سعی نکنین خودتون رو تغییر بدید. به نظر خودتون اهمیت بدید. در ذهنتون تصویر مثبتی از خود داشته باشین. از خودتون مواظبت کنین. انجام همه این کارا باعث می شه عزت نفس خود رو بالا ببرین و کم کم از وابستگی آزادی پیدا کنین.

اوقاتی رو به تنهایی خودتون اختصاص بدید

به این مسئله فکر کنین که تنهایی هم می تونه لذت بخش باشه! می تونین از این فرصت استفاده کنین و کارهای مورد علاقه تون رو انجام بدین: کتاب خوندن، گوش دادن به موسیقی، ورزش کردن، یادگیری چیزهای جدید و یا کمک به افراد نیازمند. اگه تنها هستین، لحظات کوچیکی که در تنهایی با خودتون می گذرانید، می تونن لحظات ناب شادی بخشی باشن.

از نبودن بقیه به وحشت نیفتید

واسه اون که به شکل زیادی ترس خود رو از نبودن بقیه کم کنین، چشم هاتون رو ببندید و نفسای عمیقی بکشین. درواقع، زمانی که تنفستون عمیق و طولانی باشه، فعالیت ذهنی تون کاهش پیدا میکنه و بدن آروم می شه. غیرممکنه زمانی که آروم و عمیق نفس می کشین، آروم شید. با انجام این عمل متوجه می شید که بعد از چند دقیقه، آرامش به شما بازخواهد گشت.

سعی نکنین نظر همه رو جلب کنین

بدون اینکه سعی کنین عشق و توجه بقیه رو از دست بدین، به بقیه «نه» بگید و افکارتون رو بگید. شما نمی تونید مورد پسند همه مردم قرار بگیرین و همه رو از خود راضی نگه دارین و این چیزی طبیعیه، پس حق دارین که تصمیم گیری کنین و چیزی که رو که می خواین به روشنی بگید.

احساس گناه نکنین

احساس گناه مثل دور باطل عمل می کنه و اثر گلوله برف رو داره؛ در زمانی که اتفاق ناگواری می افتد از خود می رپسید که چرا اینجور چیزی براتون پیش آمده و در آخر قانع می شید که مطمئنا کار بدی انجام دادین و بعد در وجودتون به دنبال نقصا و خطاهای خیالی می گردین و بازم احساس گناه بیشتری می کنین. احساس گناه به طور پیوسته ازتون یک گناهکار می سازه و بی اونکه بتونین این احساس رو به یک خطای مشخص ربط بدید، دچار احساس مبهم گناه می شید.

از آدما موفق الگوبرداری کنین

هنگامی که افرادی رو مشاهده می کنین که علی خلاف میل وابستگیای شدین خود تونسته ان بر مشکل خود پیروز شدن و زندگی شادی داشته باشن، شما هم می تونین از اونا الگوبرداری کنین و راهی رو که اونا رفته ان یاد بگیرین.

اهمیت نیازای خود رو بشناسید

نیازای خود رو خیلی مهم و غیرقابل خودداری بدونین. وابستگی در بیشتر مواقع پس ندیده انگاشتن و خودداری از خود در مورد نیازای مهم بوجود میاد.

منبع: ماهنامه همشهری

آزمایش اخلاق همسر پیش از تشکیل زندگی
آزمایش اخلاق همسر پیش از تشکیل زندگی
اگه قصد ازدواج با فرد مورد علاقه خود رو دارین اول باید به بعضی خصوصیات و ویژگیا در او دقت کنین. ببینین هدف او از همراهی با شما رابطه برقرار کردن راحت و گذاراست یا ازدواج و تشکیل زندگی مشترک، بررسی بعضی رفتارها در این افراد می تونه به شما در شناخت بهتر شخصیت اونا پس از اردواج کمک زیادی بکنه.

وقتی با مردی آشنا شدین چطوری می تونین بفهمین اون قصد ازدواج داره یا فقط فکر وقت‌گذرانی و تفریح داره؟

۱- اگه مردی خیلی سطحی با شما صحبت می‌کنه و هیچوقت به مسائل زندگی‌تون اهمیت نده، مطمئنا در فکر وقت‌گذرانیه. ولی اگه با مهربانی در مورد نیازها، زندگی، آرزوها و آیندهٔ شما براتون صحبت کنه و این نکات براش مهم باشه، پس بدونین به دنبال همسر آینده‌اشه.

۲- اگه به خواسته‌ها و معیارهای شما بخندد بدونین که فقط واسه سرگرمی با شما رابطه برقرار کرده، ولی اگه اینجور به نظر برسه که اون پیرو قوانین و معیارهای شماس و به اونا اهمیت می ده، به دنبال زنی مناسب واسه زندگی مشترکش و جزومردانی که قصد ازدواج دارن هست.

۳- اگه شماره تلفن شمارو داشته باشه و دیر به شما تلفن کنه مشخصه که جدی نیس، ولی اگه خیلی زود زنگ بزنه درواقع نشون می ده که به شما علاقه‌مند شده و می خواد اطلاعات بیشتری از طرف شما گرفت.

۴- اگه با مردی به رستوران رفتید و اجازه داد پول میز رو شما حساب کنین یا اینکه فقط سهم خودش رو پرداخت، بدونین مرد زرنگیه که فقط قصد سوءاستفاده از شمارو داره. ولی اگه صورتحساب رو پرداخت نشون می ده که مایله تأمین‌کننده شما باشه و این یعنی اینکه میشه به اون مرد امید بست.

۵- اگه مردی سر ساعتی با شما قرار بزاره و دیرتر از وقت مقرر خودش رو برسونه بی اینکه از قبل با تلفن شما رو آگاه کرده باشه، شایدً قصدش تفریحه. اگه وقت‌شناس و مقرراتی بود می تونه مرد مناسبی واسه زندگی باشه.

۶- اگه هیچوقت با دوستان، اعضای خونواده و همکاران اون برخورد نداشته باشین، بدونین در نظرش فقط یک دوست راحت هستین، ولی اگه شمارو به همه‌کسائی که براش مهمن معرفی کرد بدونین که همسر آینده‌اش هستین.

۷- اگه به‌طور منظم بهونه‌های مختلفی واسه معرفی نکردن شما به دوستان و همکارانش و پاپیش گذاشتن واسه خواستگاری آورد بدونین قصد ازدواج نداره. ولی اگه موافقت کرد شمارو در موقعیتی خاص به دوستان و افراد خونواده‌اش معرفی کنه بدونین که در دسته مردانی که قصد ازدواج دارن به حساب میاد.

۸- اگه مردی نتونه ازنظر پولی، احساسی و الهی خودش رو با شما هماهنگ کنه، بدونین قصد تفریح داره. ولی اگه قادر باشه تأمین کردن و حمایت کردن رو در مورد اعضای خونواده‌اش به راه احسن بکنه، یعنی مردی واقعیه و شما می تونین به اون تکیه کنین.

۹- اگه اون باور داره که مردها باید آزاد باشن و بگه براش مهم نیس که در کنار شما با زن دیگری هم رابطه دوستی داشته باشه خودتون حدس میزنین که باید چه‌کار کنین. ولی اگه بخواد روابط شما انحصاری باشه و فقط شمارو ببینه بدونین که اون قصد ازد

روابط عاطفی با همسرتون رو با روحیه قوی تقویت کنین
بیشتر خانما تصور می کنن با گریه کردن واسه مسائل کوچیک و بزرگ می تونن نظر همسر خود رو بیشتر جلب کنه و اینطوری نقش یک زن حساس رو بازی کنن. اما تنها نتیجه ای که از این کار نصیب خانما می شه ایجاد دلسردی بین زوجینه.

بهتره در روبرو با مشکلات خود رو فردی قوی نشون بدید تا همسرتون بهتر و بیشتر به شما اعتماد کنه.

محمدرضا نظامی روان‌شناس خونواده گفت: خانوما معمولاً در روابط با همسران خود تمایل زیادی به ناز کردن و به اصطلاح منت کشیدن از طرف شوهران خود دارن اما باید در نظر داشته باشن که تکرار این رفتار نتیجه برعکس از طرف مردها رو به همراه میشه.
: برخلاف تصور خانما که واسه جلب توجه همسر خود در مسایل کوچیک و بزرگ زود به گریه می‌افتند و نقش یک زن حساس رو بازی می کنن، باید در نظر داشت که این کار نه تنها باعث افزایش محبت بین اونا نمی‌شه بلکه باعث می‌شه که مردها تصور کنن که همسر اونا فردیه که روبروی مسایل بزرگ و کوچیک زندگی ضعیف، بی طاقت و شکنندهه و پس باعث دلسردی بین زن و شوهر می شه.
نظامی تاًکید کرد: در اینجور شرایطی مردها سعی می کنن تا از ایجاد ارتباطات کلامی زیاد با همسر خود پرهیز کنن و اون رو در جریان تموم کارا و مسایل روزمره قرار ندهند تا باعث ناراحتی او نشه؛ که این موضوع بی شک واسه خانما خیلی ناخوشاینده.
این روان‌شناس خونواده آخر گفت: زنان واسه تقویت اعتماد و روابط عاطفی خود با همسرشون باید در سختیا و مشکلات خود رو قوی نشون بدن و تکیه بعضی وقتا و پشتیبان خوبی باشن تا باعث دلگرمی او شن.

مجله پزشکی پیک سلامت
نتیجه گریه کردن زیاد خانما در زندگی زناشویی, رفتار مناسب خانما هنگام بروز مشکل در زندگی زناشو, رویارویی با مشکلات در زندگی مشترک
روانشناسی بزرگسالان امتیاز شما به این مطلب چنده ؟ ۱۲۳۴۵
Article Rating تعداد امتیازای این

مرحله پایان عشق شما چه وقتیه
مرحله پایان عشق شما چه وقتیه
شما تا به حال عاشق شدین؟ چقدر اطمینان دارین عشق شما واقعیه و بعد از ازدواج همون طور داغ باقی می مونه؟ حتما تا به حال زن و شوهرهای خیلی رو دیده اید که خیلی عاشقانه با هم ازدواج کرده ان اما بعد از یه مدت هیچ اثری از عشق اونا باقی نماندهه.

حالا دیگر وقتشه. اصلا شاید دیر هم شده باشه. عاشق شدن رو نمی‌گویم. اون خودش دیر یا زود اتفاق میفته. منظورم بررسی عشق‌های گذشته و حال و شاید آیندهه. اصلا با کدوم تعریف اینقدر مطمئنید که عاشق هستین و عشق‌تون اگه اولی در دنیا نباشه بعد از لیلی و مجنون و شیرین و فرهاد مقام سوم رو می تونه بگیره؟ لطفا واسه چند دقیقه بی‌خیال باورهای خودتون شید، ببینین کارشناسان چه می‌‌گویند؟ اصلا عشق واقعی چیه و چند درصد از آدم‌هایی که ادعای عاشقی می کنن واقعا عاشقن؟
نقطه پایان عشق کجاست؟
جسم ما تمایل‌هایی داره که اسمش میله. مثلا من به این شیرینی میل دارم و این یک تمایل یه طرفه محدوده. می‌گویم یک‌سویه چون من به شیرینی میل دارم ولی شیرینی به من میلی نداره و می‌گویم محدود چون تمایل من هم تا وقتیه که شیرینی رو نخورده باشم. وقتی بخورم و سیر شوم دیگر میلی به اون ندارم. همین تمایل یک‌سویه می تونه نامحدود باشه.
مثلا من گل‌ها رو دوست دارم ولی معلوم نیس گل من رو می خواد یا نه. این می‌شه حب یا دوست داشتن چون نامحدوده ولی یک طرفه. علاقه یک خانوم به طلا و جواهر هم شبیه همینه، محدود کردن نداره و مثل میل به غذا و شیرینی نیس که از اون سیر شه ولی یک طرفه. حالت سوم می‌شه تمایل دو طرفه محدود؛ یعنی دو نفر همدیگه رو دوست دارن ولی این دوست داشتن محدوده و آخر سر یک جایی تموم می‌شه. به این دوست داشتن میگن شوق. بیشتر احساساتی که ما از اون به عنوان عشق یاد می‌کنیم شوقه. یعنی اشتیاق شدیدی که تموم می‌شه.
حتی عشق‌های تاریخی هم بیشترش شوق بوده ولی چون به هم نرسیده‌ان، تموم نشده. تحقیقات نشون می ده نقطه پایان این شوق‌های به ظاهر بی‌پایان نقطه به هم رسیدنه. یعنی ۲نفر همدیگه رو در حد مرگ دوست دارن ولی به محض اینکه به هم می‌رسند این علاقه شروع به کم شدن می‌کنه. همینه که خیلی از جوونایی که عاشقانه همدیگه رو دوست دارن و زمین و زمان رو به هم می‌ریزند تا با هم ازدواج کنن از همون ماه عسل اختلاف‌هاشون شروع می‌شه و زندگی‌شون دوامی نداره. اونا هیچ وقت عاشق هم نبوده‌ان و فقط اشتیاق شدیدی نسبت به هم داشتن که به اشتباه اسمش رو عشق گذاشته‌ان و به بیراهه رفته‌ان. شوق همون هوسه.
یعنی همه عشقا روزی از بین میره؟
اما حالت چهارمی هم هست؛ یعنی خواستن دو طرفه نامحدود. این نوع خواستن یک خواستن بی اندازه و مرزه که برتر و عالی‌تر از همه خواستن‌های دیگره و می‌شه نام عشق بر اون نهاد. حالت زمینی این نوع دوست داشتن عشق بین مادر و فرزنده؛ رابطه‌ای نامحدود و دوطرفه.
هر کدوم ازمون در زندگی یک وضعیت موجود داریم و یک وضعیت مطلوب. من موجود چطوری باید به من مطلوب تبدیل شوم؟ راهی که منو به حالت مطلوب هدایت می‌کنه عشقه ولی عشق به تنهایی می تونه؟ اینجاست که پای عقل به بین میاد. عقل به ما تاکتیک می ده. روش می ده که چه جوری به حمایت عشق به وضعیت مطلوب برسیم. عقل به ما نشون می ده وقتی دچار هیجان عشق هستیم چه جوری اشتباه نکنیم و در بهترین راه قدم بذاریم.
چه جوری مطمئن شیم احساسی که به یک نفر داریم همون عشقه؟
عشق از دوست داشتن مجزاست ولی بعضی وقتا به دلیل شباهت‌هایی که با هم دارن اشتباه گرفته می‌شن وگرنه هرکدام از اینا یک بحث جداست. اگه بخوایم با مفاهیم آکادمیک صحبت کنیم، دوست داشتن همون چیزیه که در عربی میگن «حُب» و از جنس عالم دومه ولی عشق از جنس عالم چهارمه. از این تعاریف متوجه می‌شیم عشق و دوست داشتن به اندازه دو دنیا با هم فرق دارن و این فرق کمی نیس. حتما می پرسین منظور از ۴ عالم چیه؟ این عالم‌ها بحث پیچیده‌ای دارن ولی در یک تعریف راحت باید بگم این چار عالم عبارتند از: اول، طبیعت که همین دنیا ملموسه. دوم، ذات که عالم معناست. سوم، طینت که میگن ترکیب عالم اول و دومه و چهارم، حیرت یعنی همون عالمی که پیامبر(ص) در معراج دید و متحیر شد و گفت: «خدایا تو رو اونقدر که باید نشناختم.» بعضی‌ها فکر می کنن بالاترین درجه دوست داشتن عشق نام داره. یکی از حکما هم عشق رو مستی عقل معرفی کرده. واقعا عشق یک مقدمه داره به نام شناخت و معرفت و یک موخره به نام ایثار و فداکاری. اگه کسی رو با معرفت اونقدر دوست داشته باشین که براش ازخودگذشتگی کنین، عاشقش هستین.
فرض کنین دختر و پسر جوانی خیلی به هم علاقه دارن ولی چه تضمینی هست که دخترخانم در آینده مادر خوبی باشه یا آقاپسر از عهده نقش بابایی بربیاد؟ از کجا معلوم وقتی با هم زیر یک سقف قرار می‌گیرند هزار و یک اختلاف‌نظر نداشته باشن؟ همه اینا در مشاوره قبل از ازدواج مشخص می‌شه
سن عاشقی در مردها چند ساله؟
هر چیزی یک سنی داره؛ مثل سن بلوغ. بچه‌ای که خیلی عقلش می‌رسد ولی هنوز به سن بلوغ نرسیده بالغ نیس یا برعکس، کسی که به سن بلوغ رسیده ولی کارا بلوغ در اون وجود نداره هم بالغ نیس. در این دنیا همه‌ چیز پیرو زمان و مکانه. هر چیزی باید بر روال طبیعت بشه. از ۹ ماه ماندن بچه در رحم مادر تا کشیدن ۴ درد زایمون که باعث جفت شدن جمجمه بچه می‌شه همه چیز در طبیعت قانون داره. در عاشق شدن هم سن مهمه. یک نوجوان اگه احساس می‌کنه عاشق شده هنوز بلوغ عقلی‌اش کامل نشده و نمیتونه واسه آینده برنامه‌ریزی کنه. اگه بخوام از دید علمی بگم عقل مردها تا ۴۰ سالگی کامل نمی‌شه. اصلا همینه که میگن زمان چل‌چلی! همینه که باعث می‌شه هرچقدر هم دو طرف به عشق‌شون مطمئن باشن باز نیاز به مشاوره دارن و نباید بی‌گدار به آب بزنن.
عشق و عاشقی,عاشق شدن,نقطه پایان عشق
تا کی واسه عاشق شدن فرصت داریم؟
در تکامل سنی آدم‌ها یک تقسیم‌بندی جالب هست؛ میگن اگه کسی بخواد قشنگ شه تا ۲۰سالگی می‌شه، اگه بخواد قهرمون شه تا ۳۰ سالگی می‌شه، اگه بخواد عاقل شه تا ۴۰ سالگی می‌شه و اگه بخواد عارف شه تا ۶۰ سالگی می‌شه. به اصطلاح میگن اگه تا این سن شد، شد و اگه نشد دیگر فایده نداره. البته این بیشتر درباره مردها راستی می‌کنه و زنان تکامل سریع‌تری دارن.
زن واسه مادر شدن آفریده شده و مرد واسه پدر شدن. زن باید زن باشه و مرد باید مرد باشه. یعنی زن نیاز به زنونگی داره و مرد، مردونگی. زنونگی یعنی ایجاد آرامش و مردونگی یعنی ایجاد آسایش. زن باید مثل گل باشه و مثل گل با اون رفتار شه و مرد باید مثل درخت باشه و مثل درخت با اون رفتار شه. اگه این‌ اینجور باشه عشق دووم میاره و زندگی به وضعیت مطلوب می‌رسد.
چرا داغ ترین ازدواجا بعد از ازدواج سرد می شه؟
مشاوره قبل از ازدواج یک ضرورته. همه زوج‌ها باید قبل از ازدواج به مشاور مراجعه کنن تا بتونن مشکلات احتمالی آینده رو پیش‌بینی کنن. فرض کنین دختر و پسر جوانی خیلی به هم علاقه دارن ولی چه تضمینی هست که دخترخانم در آینده مادر خوبی باشه یا آقاپسر از عهده نقش بابایی بربیاد؟ از کجا معلوم وقتی با هم زیر یک سقف قرار می‌گیرند هزار و یک اختلاف‌نظر نداشته باشن؟ همه اینا در مشاوره قبل از ازدواج مشخص می‌شه.
در این جلسات تست‌هایی از هر دو نفر گرفته می شه که جواب خیلی از سوال‌ها رو مشخص می‌کنه. این همون عملکرد عقله که کنار عشق قرار میگیره. یعنی دو نفر که احساس می کنن عاشق همن با یک روش عقلانی به این نتیجه می‌رسند که ازدواجشون به صلاحه یا نه؟ اگه بخوایم یک مثال راحت بزنیم، می‌گوییم عشق مثل یک جواهر گرانبهاست و عقل حلقه‌ای فلزی که رکاب این جواهر گرانبها می‌شه. اگه این حلقه باشه، می‌میتونی جواهرت رو دستت کنی و همیشه همراهت باشه ولی نمی‌میتونی یک جواهر گرانبها رو تا ابد بی هیچ محافظی توی مشتت نگه داری، شک نداشته باش که آخر سر گم میشه. همینه که بعضی وقتا عشق‌های آتشین یهو خاموش می‌شه. واقعا نگین باارزش اونا گم شده.
چرا بعضی از عشقا تبدیل به نفرت می شه؟
ازدواج نیاز به استطاعت داره. همونجوریکه وقتی کسی به حج می‌رود باید استطاعت داشته باشه در ازدواج هم استطاعت لازمه. البته این استطاعت فقط توان پولی نیس. استطاعت باید در عقل، در مسئولیت‌پذیری، در تعهدپذیری و خیلی چیزهای دیگر باشه. کسی که استطاعت نداره و می خواد همه چیز رو موکول به آینده کنه نباید به خیال خودش عاشق شه و درگیری عاطفی بسازه. هیچ فاجعه‌ای از اول فاجعه نبوده. شرایط و اشتباه‌ها به طرف فاجعه شدن هدایتش کرده. وقتی یکی جا می زنه طرف دوم دو راه داره؛ یا خودش رو ویرون می‌کنه و دچار افسردگی می‌شه یا دست به کارا خشونت‌بار می زنه و واسه نابودی طرف مقابل سعی می‌کنه. سد که بشکند همه چیز رو با خودش نابود می‌کنه.
عشق مرد و زن تعدد می پذیرد؟
عشق ممنوع یعنی واژه‌پردازی‌های بی‌خودی. یعنی چیزی که اصل عشق نیس. یک هوس زودگذره که تموم می‌شه اما در راه خودش زندگی افراد رو نابود می‌کنه. عشق باید منطق داشته باشه. اصلا عشق یعنی احساسی از جنس خدا. چیزی که از جنس شیطان باشه نمی‌شه نام عشق برآن گذاشت و مطمئنا هوسه. کسی که دچار این اشتیاق غلط می‌شه باید پیش از اونکه گره روی گره بزنه به مشاور مراجعه کنه و راهنمایی بخواد.
یک نکته مهم دیگر اینه که عشق در هیچ شرایطی تعدد نمی‌پذیرد. در یک دل امکان نداره محبت دو نفر بگنجد. منظورم عشق بین زن و مرده. ممکنه هوس کنی ۰۱ نوع غذا رو با هم بخوری ولی حتما بعدش دل‌درد می‌گیری. لازمه عشق وفاداریه. نباید اجازه بدیم سریال‌های بی‌سر و ته ماهواره‌ای با رواج عشق‌های به اصطلاح ممنوع کانون خونواده‌ها رو به خطر بندازن. بیشتر از اینا هدفمند پیش می‌روند. در خیلی از کشورها بعد از پخش هر فیلم تحلیلگر اجتماعی میاد و درباره موضوع فیلم حرف می زنه. ما هم به اینجور کارشناسی‌هایی نیاز داریم.

چطوری با فرزندان دختر خود رفتار کنیم
زمان ترسناکی واسه بزرگ‌کردن دخترونه. طبق تحقیقی جدید در سرویس سلامت همگانی انگلستون، از هر چار زن ۱۶ تا ۲۴ ساله بیشتر از یک زن به مریضی‌های روانی مبتلاست. این گروه ضمنا بیشتر از بقیه روبروی خطر مشکلات روانی قرار دارن.

زنان جوون سه برابر بیشتر از مردها نشونه‌های افسردگی و استرس گزارش میدن. و در سال ۲۰۱۴ میزان خودآزاری زنان سه برابر میزانی بود که در سال ۲۰۰۷ رواج داشت.
فشار مدرسه رو دوبرابر نکنین
«مدارس واسه دسترسی به اهداف تحت فشار شدیدین و بخش کلی‌ای از اون به والدین هم منتقل شده.» این نظر سارا کندریکه، از خیریه Place2Be که حمایت عاطفی از علم‌آموزان مدارس رو فراهم می‌کنه. «و البته طبیعیه که ما والدین واسه پیشرفت فرزندانمون انتظاراتی داشته باشیم. ولی خونه باید جایی امن باشه، پناهگاهی که در اون کودکان میدونن ارزششون خیلی بیشتر از توانایی‌های آکادمیک آنهاست.»

درباره قوانین استفاده از موبایل و کامپیوتر با هم تصمیم بگیرین
به‌جای حساسیت درباره استفاده دخترتون از موبایلش، ببینین که خودتون چه جوری از موبایلتون استفاده می کنین. جین لونن، مدیر دبیرستان دخترونه ویمبلدون، می‌گوید: «بعضی وقتا دخترها تعریف می کنن که چه جوری سعی می‌کرده‌ان چیزی به مادرشون بگن و مادرشون درواقع گوش نمی‌کرده چون داشته با موبایلش ایمیل‌هاش رو چک می‌کرده، یا موبایل با پیغام‌های جدیدش یه سره داشته وزوز می‌کرده.» اون اضافه می‌کنه: «ما واسه استفاده از تکنولوژی در زندگی خودمون باید چهارچوب داشته باشیم.»

لازمه والدین با کنار گذاشتن دستگاه‌هاشون هنگام مکالمه یا غذاخوردن در این راه پیشرو باشن. لونن می‌گوید که واسه استفاده از تکنولوژی قوانینی داشته باشین، ولی اونا رو با هم وضع کنین. «از فرزندتون بپرسید به‌نظرش چه روشی جواب می ده. اینطوری قوانینی می‌گذارید که واسه اون هم نفع شخصی داره و علاقه‌مند می‌شه که رعایتش کنه.»

واسه خودتون وقت بذارین
فراموش نکنین که مراقب خودتون و سلامت روانی خودتون باشین. «حواستون باشه که زندگی خودتون سراسر استرس و نگرانی نباشه.» این گفته جاستین رابرتزه، بنیانگذار سایت mumsnet که خودش دو دختر دوقلوی ۱۷ ساله داره. «لازمه دختران ببینند که مادرشون واسه خودش وقت می‌گذارد، به‌اندازه کافی می‌خوابد و همیشه وحشت‌زده نیس. و سعی کنین همیشه به دنبال رژیم و مدهای غذایی نباشید. واسه دختران نوجوان خوب نیس که ببینند مادرشون بیش‌ازحد سرگرم این چیزهاست، چون باعث می‌شه اونا هم دلواپس رژیم غذایی خودشون شن؛ همون چیزی که هیچ‌کدوم ازمون نمی‌خواهیم.»

نشانشان بدید که طبیعیه شکست بخورند
فراموش نکنین که به اونا نشون بدید شکست اشکالی نداره. لازمه دختران بدونن که شکست خوردن خوبه، که همه ما بعضی وقتا در زندگی‌مون شکست می‌خوریم، و این که چیزی که اهمیت داره خود شکست نیس بلکه روش کنار اومدن با اینه. «حتما شمام نمی‌خواهید شکست اونقدر چیز وحشتناکی باشه که ممکن نیس اتفاق بیفته.» این نظر رابرتزه که این‌طور ادامه می ده: «سراغ رقابت‌های جدید برید، به دخترتون نشون بدید چه جوری باید ماجراجویی کرد. و وقتی کاری به نتیجه نمی‌رسد – چون همه کارا نمی‌توانند به نتیجه برسن – دخترتون می‌بیند که شما دوباره سر پا می‌ایستید و راهتان رو ادامه میدید. همه‌چیز به ایجاد انعطاف‌پذیری مربوطه که واسه دخترانمون واقعا اهمیت خیلی داره.»

تفاوتهاى تربیت دختر و پسر,تربیت دختر بچه

خودتون رو با دنیای دخترانتون تنظیم کنین و درباره‌اش سوال کنین

وقتتون رو با اونا بگذرونین
هیچ کاری نکنین، و این هیچ‌کار رو هم با همدیگه انجام بدین. رابرتز عقیده داره «کالای با ارزشی به‌نام وقت خالی از فشار و نگرانی بهترین چیزیه که می تونین به اونا بدین. اینطوری متوجهشان می کنین که فقط به خاطر این دارین وقتتون رو با اونا می‌گذرانید که می خواهید در کنارشون باشین. همه ما مقصریم واسه برنامه‌ریزی‌های فشرده و نگاه همیشه به ساعت، یا سعی واسه انجام دادن دو کار هم‌زمان، ولی هیچ‌چیز مهم‌تر از اون زمانی نیس که شما فقط کنار یکدیگرید، بی هیچ برنامه‌ای.»

با هم غذا بخورین
سعی کنین همه موقع غذاخوردن لپ‌تاپ و موبایلتون رو کنار بذارین و دست‌کم چند بار در هفته با هم به غذاخوردن و صحبت‌کردن بدین. اگه نمی تونین با هم غذا بخورین، بشینین یک لیوان چای بخورین و حرف بزنین. همونجوریکه لونن می‌گوید، «موضوع مهم درباره رسانه‌های اجتماعی این نیس که دختران وقتی در اونان چه کارایی می کنن، بلکه مهم اینه که وقتی در اونان چه کارایی نمی‌کنن. و اون شامل وقتی هم می‌شه که صرف گفتگو با پدرومادر و خواهروبرادر خود نمی‌کنن؛ کاری که لازمه بکنن.»

خوب گوش کنین
نگذارید دختران شما رو پس بزنن. «بعضی وقتا سعی می کنن شما رو کنار بزنن یا بگن که علاقه‌ای به صحبت درباره موضوعی ندارن، ولی لازم نیس شمام حتما قضیه رو این‌طور آزاد کنین.» این نظر دکتر کارولین شستره، روانشناس خبره‌ای که با کودکان ۱۱ تا ۱۸ ساله کار می‌کنه. «لازمه با اونا وارد مکالمه شید و ببینین مشکل چیه. خیلی مهمه که بادقت گوش کنین. موضوع این نیس که شما به اونا بگید چه جوری از عهده مشکل بربیایند، موضوع اینه که گوش کنین و ببینین مشکل از دید اونا چیه. بله، شما می تونین چیزها رو سر جای خود بذارین و راه‌حل ارائه کنین، که ممکنه خیلی هم مفید باشه، ولی همیشه به یاد داشته باشین که اول گوش کنین.»

به‌باور کندریک، هیچ مشکلی اون‌قدر کوچیک یا اون‌قدر بزرگ نیس که نشه درباره‌اش حرف زد. و چیزی که دخترتون رو اذیت می‌کنه، هرچه که باشه، بی‌اهمیت نشمارید و از اون نگذرید. اگه در زندگی اون مهمه، یعنی که مهمه.

مراقب نشونه‌های هشداردهنده مشکلات سلامت روانی دخترتون باشین
با رسانه‌های اونا همراه شید
خودتون رو با دنیای اونا تنظیم کنین و درباره‌اش سوال کنین. به تماشای فیلمی به‌انتخاب اونا برید، سایت‌هایی رو بگردید که اونا می‌بینند، کنارشون بشینین و با هم برنامه تلویزیونی موردعلاقه‌شون رو ببینین.

شستر می‌گوید: «نکته مهم به‌دست‌ آوردن درکیه از تصاویر، برنامه‌ها و رسانه‌هایی که می‌بینند تا بتونین با اونا وارد گفتگو شید. خود گفتگوست که مهمه.» مراقب باشین از کنار چیزی که مصرف و دریافت می کنن به‌سادگی نگذرید. از ایشون بخواهید به پیام‌هایی فکر کنن که در پشت چیزهاییه که تماشا می کنن. چرا در تبلیغات یا برنامه‌های تلویزیون زنان این‌طور به‌نظر می‌رسند؟ زندگی واقعی رو نشون میدن؟ با صحبت درباره چیزی که ارسال‌کردنش واسه بقیه پذیرفتهه، از دخترتون درمقابل سوءاستفاده جنسی از راه عکس‌ها و مکالمات خصوصی‌اش* محافظت کنین.

پیشنهاد رابرتز اینه: «به دخترتون بگید که قبل از فرستادن هر پست، تصور کنه همه اعضای مدرسه‌اش دارن اون رو می‌بینند.» علاوه‌براین، درباره حق داشتن حریم شخصی با اون صحبت کنین و این واقعیت رو گوشزد کنین که هیچ‌وقت نباید احساس کنه مجبوره رفتار خاصی نشون بده یا به‌شکل خاصی وارد رفت و امد شه. اطمینان حاصل کنین که می دونه همیشه می تونه سراغ شما بیاد و هیچ‌چیزی وجود نداره که نخواهید درباره‌اش حرف بزنین.

لونن هم پیشنهاد می‌کنه درباره مسائل مربوط به تکنولوژی «خیلی سختگیر» باشین. «به دخترتون یادآوری کنین که هزینه موبایلش رو شما میدید. قبل از خریدن اولین گوشی هوشمندش، قوانین رو وضع کنین: دسترسی در اتاق خواب نامحدود نخواهد بود، و والدین باید اجازه داشته باشن که بعضی وقتا موبایلش رو چک کنن.»

از راه تزریق کمی واقع‌گرایی به زندگی دخترتون، با فرهنگ به‌شدت جنسیت‌زده و تحت‌اثر پورنوگرافی مقابله کنین. پیشنهاد لونن اینه: «از الگوهای زنانه مثبت و غیرفیزیکی حمایت کنین.»

حواستون به نشونه‌های مشکلات روانی باشه
مراقب نشونه‌های هشداردهنده مشکلات سلامت روانی باشین. دکتر شستر می‌گوید: «گوشه‌گیری موضوع مهمیه که باید درباره‌اش احتیاط کرد، خصوصا اگه دختری نوجوان از وقایعی کناره‌گیری کنه که دوستانش رو درگیر می‌کنه. طبیعیه که نوجوان نخواهد به دورهمی‌های خانوادگی برود، ولی در اون سن دوستانش انگار مهم‌ترین افراد زندگی‌اشن. پس اگه دعوت دوستانش رو واسه بیرون رفتن و دیدن اونا رد می‌کنه، علامت هشداردهنده‌ایه.»
خانوم شستر می‌گوید اینا هم نشونه‌هایی هشداردهنده‌ان: مشکلات تکرارشونده معده و ضمنا تغییر اشتها، رفتار، سطح انرژی، خواب و کارکرد تحصیلی. تعداد زیادی از این علائم در کنار همدیگه ممکنه نشونه افسردگی باشه. اگه خودتون هم درباره سلامت روانی فرزندتون نگران بودین، این نشونه‌ها رو جدی بگیرین.

زندگی باید خوش باشه
لونن می‌گوید: «لازمه همه‌مون به‌یاد داشته باشیم زندگی از پایه سرگرم‌کنندهه، یا باید این‌طور باشه. لازمه این رو به دخترها یادآوری کنیم. از فرصت خندیدن با اونا لذت ببرین و خودتون رو زیاد جدی نگیرید. مهمه که دخترها رو تشویق کنین به خودشون بخندن.» انجام دادن کارهای خنده‌دار در کنار همدیگه و به‌عنوان خونواده واسه دختران عالیه؛ این کار به پرورش معنی واحد خونواده کمک می‌کنه، یعنی همون گروه کوچیک ما روبروی دنیا، و این واسه احساس هویتشون مهمه.

منبع: سلامت نیوز

اشتباهات جلسه خواستگاری
اشتباهات جلسه خواستگاری
از زمان های قدیم تا کنون خواستگاری یکی از روشای رایج در دنیا بوده و در هر کشوری به نوع خاصی صورت میگیرد.در ایران مرسومه که خونواده پسر به خواستگاری دختر میروند و این جلسه مهم که واسه پسر و دختر سرنوشت سازه رو تشکیل می دن.

شک نداشته باشینً هر فردی امکان داره بصورت ناخواسته و نادانسته در خواستگاری اشتباهاتی رو بکنه.

تعریف کردن زیاد از فردی که قراره با اون ازدواج کنین، یکی از بزرگترین اشتباهاتیه که ازدواج رو با مشکلات بنیادی روبرو می‌کنه.
کارشناسان علوم روانشناسی باور دارن گفتن بعضی کلمات، داشتن بعضی عادتا و رفتارها حتی به شکل ناخودآگاه باعث راه و روش منفی بقیه راجبه فرد می شه و پس فرصتای آشنایی و ازدواج از بین میره.
واسه گرفتن یک بازخورد مثبت و پرانرژی از خود در بقیه و امیدواری به ادامه آشنایی که در آخر به ازدواج منجر شه لازمه این موارد رو رعایت کنین:

هنگامی که با آقا یا خانمی آشنا می شید و تمایل دارین با اودر جلسه ای صحبت کنین، حتماً توجه ویژه ای به ظاهر خود داشته باشین، لباسای چروک، مسواک نزدن، ناهمگونی بین البسه، استفاده از ادکلنی که بوی مطبوعی نداره، کفشای واکسن نخورده و خاکی، آرایش بد موها همه می تونن خیلی در واکنش منفی بقیه نسبت به شما موثر باشن.

جوونا در اولین برخورد باید منظم و راحت باشن پوشیدن لباسای خیلی گران‌قیمت هم می تونه در راه و روش منفی بقیه به شما موثرباشد، ضمنا لباسای کهنه و کهنه تیر خلاصی بر نابودی رابطه و آشناییه.

توجه به تفاوتای فیزیکی شما با فردی که با اون آشنا شدین خیلی مهمه، اگه شما یک مرد قد بلند هستین که با خانمی با قد متوسط آشنا شدین، صحبت کردن درباره علایق و خصوصیات فردی در حالی که راه می روید اشتباهه، چون فرق قد شما می تونه بیشتر نمایان شه و باعث تحت شعاع قرار گرفتن بقیه خصوصیات مثبت و بی همتا در اون خانوم شه، بهترین روش واسه گفتگو و آشنایی، نشستن و گوش دادن به صحبتای فرد مقابله.

کارشناسان پیشنهاد می کنن قبل از دیدار اول حتماً اطلاعات کافی درخصوص قد، وزن و بقیه شرایط فیزیکی همدیگه بدست آورید تا یهو دچار شوک نشید. همینطور هیچوقت دورغ نگید چون حتماً افشا می شه.

تعریف کردن بیشتر از حد از فرد مقابل هم به جای اینکه اثر مثبت داشته باشه اثر ً منفی به جای میذاره، کارشناسان باور دارن وقتی شما به طور بزرگ نمایی آمیز از فردی که با اون آشنا شدین تعریف می کنین اون دچار یه جور احساس ترس و استرس می شه. همیشه در تعریف کردن و ضمنا انتقاد کردن حد متعادل رو رعایت کنین و زیاده روی نکنین.

خیلی از آقایان فکر می کنن با تعریف کردن بیشتر از حد از خانما می تونن اونا رو واسه زندگی و ازدواج تشویق کنن در صورتی که خانما تمایل زیادی به شنیدن تعریفای بزرگ نمایی شدن ندارن و دچار ترس و ترس می شن.

یکی دیگر از مواردی که باعث بی اعتمادی دوطرف به همدیگه می شه، نبود استقلال و داشتن هویت اجتماعی مناسبه، این موضوع به ویژه در افرادی که دراواخر ده بیست و بالاتر زندگی خودن کرد بیشتری پیدا می کنه.

بیشتر خانما به آشنایی به چشم یک فرصت واسه ازدواج نگاه می کنن و از آقایی که با اون آشنا شدن توقع دارن که استقلال فردی و اجتماعی مطلوبی داشته باشه، اگه یک مرد هنوز دارای شغل نیس و یا درصورتی که با خونواده زندگی می کنه درپرداخت هزینه ها به اونا کمک نمی کنه نمیشه واسه هدایت زندگی خانوادگی به اون اعتماد کامل کرد، گرچه که دلایل این روش زندگی اون باید به طور کامل سنجیده و پرسیده شه.

افرادی در آشنایی، ازدواج و تشکیل دادن خونواده موفقن که با انگیزه و پرتلاشن، دید مثبت و خوش بینانه ای به زندگی دارن، هدفمند، خواهان پیشرفت و پیشرفت مهربون و دلسوز هستندو می تونن مسئولیت خونواده رو به عهده بگیرن.
صحبت درباره میزان درآمد فرد، نوع شغل ، خونواده، میزان تحصیلات، علایق فردی و فعالیتای اجتماعی همه از موارد خیلی مهمیه که افراد باید به دقت درباره اون آگاهی داشته باشن اما پرسیدن بی امان سئوالات در اولین جلسه آشنایی می تونه این احساس رو در فرد مقابل بسازه که شما تنها به انگیزهای مادی به این آشنایی علاقه مند هستین و ازاین رو ارتباطش رو با شما کم و حتی قطع کنه.
گفتنیه؛ این سئوالات رو باید کم کم و با انجام صبر و درایت از فردی که با اون آشنا شدین بپرسید و اگه اون به شما دروغ می گه یا حقیقت رو کتمون می کنه، آینده روشنی در آشنایی و ازدواج با اینجور فردی وجود نداره.

پیشنهاد های زوجای خوشبخت واسه داشتن زندگی بهتر
ای دسته از آدما موفق خوب می تونن با انواع مشکلات و پیچیدگی‌ها در زندگی زناشویی برخورد کنن و خوشبختی خود و خونواده رو حفظ کنن شاید شمام با زوجایی برخورد کردین که به نسبت بقیه زوجا خوشبخت تر به نظر میان.

این افراد از تکنیکایی استفاده می کنن که تضمین کننده ی آرامش اونا در زندگیه.

همیشه مهربون و با گذشتن
مهربانی کلید حل اختلافاته، هنگامی که در اثر مشکلات مختلف دچار افسردگی ، اندوه، خشم، ناراحتی، عصبانیت، خشونت، کینه ، سرافکندگی و دلشکستگی می شید نباید این موارد بر نحوه رفتار با همسرتون اثر گذارد، حتی اگه به عکس اون دچار اینجور حالاتی بود شما باید نقش یک همدم مهربون رو واسه اون داشته باشین، مهربانی در کلام، گفتار، رفتار و حتی نوع نگاه همه می تونه باعث آرامش همسر، احساس اعتماد و امنیت و کاهش رفتار اون شه، حتی سرسخت‌ترین مشکلات رو میشه با آرامش، گفتگوی محبت آمیز، نگاه مهربون و گذشت و ایثار پشت سرگذاشت و جریان زندگی رو زنده و پایدار نگه داشت.
به سلامت روحی و جسمی خود اهمیت میدن
یک زوج موفق به سلامت خود و همسرشون اهمیت میدن، مواردی چون دچار شدن به انواع مریضی‌ها، چاقی و افزایش وزن، ریزش موی سر، نازایی، حوادث و تروما، مشکلات خلقی، افسردگی و حتی بروز مریضی‌های روانی همه می تونه خیلی بر روابط زن و شوهر اثر منفی گذاشته و باعث جدایی و اختلاف بین اونا شه.
اهمیت دادن به سلامت، تغذیه مناسب و مفید، استراحت به اندازه کافی، پرهیز از مصرف دخانیات، ورزش منظم، انجام آزمایشات دوره‌ای، مراقبت از همسر هنگام مریضی و در زمان نقاهت و ایجاد روحیه خوشحال در خونواده همه می تونه باعث افزایشه سطح سلامت زن و شوهر و فرزندان و دووم زندگی مشترک و خوشبختی زن و شوهر شه.
زمان خود رو واسه کار، خونه ، همسر و فرزندان تنظیم می کنن
اهمیت دادن به کار در عصر حاضر خیلی لازم و مهمه اما به همون اندازه مراقبت از خونواده و رسیدگی به اونا هم اهمیت داره. زوجای موفق افرادین که بین کار، رسیدگی به امور خونه و خونواده یه جور برابری و هماهنگی ایجاد می کنن.
واسه این کار داشتن برنامه ریزی دقیق و حساب شده ضروریه، به ویژه آقایان در این مورد باید بیشتر سعی کنن تا بتونن هم به همسر در انجام کارهای خونه ، خرید و تعمیرات کمک کنن و هم زمان کافی واسه رسیدگی به کودکان و نظارت بر تربیت، درس و فعالیت‌های اونا داشته باشن.
مردهایی که بیشتر به همسرشون در امور خونه کمک می کنن و زمان معینی رو با فرزندان سپری می کنن در محیط کاری هم از موفقیت بیشتری به نسبت مردها مجرد و یا افراد متاهل کم توجه به خونواده بهره مندن.
اونا به دقت بر امور اقتصادی خونواده نظارت و برنامه ریزی دارن
بعضی از زن و شوهر هنگامی که در امور اقتصادی دست به کارهای پر خطر میزنن و به دلایل مختلف شکست می‌خورند به دلیل استرسی که بر خونواده وارد کرده‌ان در این کانون هم دچار شکست و نا امیدی می‌شن.
خطر کردن واسه درآمد زایی و بالا بردن سطح توان اقتصادی خونواده اگر حساب شده نباشه می تونه ایجاد کننده اختلاف و دعوا در خونواده و حتی طلاق و جدایی شه.
واسه داشتن یک زندگی خانوادگی پایدار باید به دقت بر مخارج اقتصادی خود نظارت داشته باشین، برنامه ریزی واسه مخارج خونواده، خرید مایحتاج، ملزومات مورد نیاز، تحصیل فرزندان، هزینه‌های درمانی و خدماتی همه باید از قبل تنظیم شده باشه باشه.
اگه فردی ولخرج هستین و به محض دریافت حقوق خود اون رو طی مدت زمان کوتاهی به بهونه‌های مختلف خرج می کنین در زندگی خانوادگی با مشکل روبرو می‌شید، واسه رفع این مشکل با همسرتون صحبت کنین و از انواع راه حل‌ها مثل پس‌انداز بانکی یا به امانت سپردن موجودی واسه مدیریت هزینه‌های خود استفاده کنین.
با رعایت این راهکارها می تونین زندگی خوشحال و آرامی رو در کنار اعضای خونواده خود سپری کنین و در صورت بروز مشکل با همفکری ، مماشات و مراجعه به افراد متخصص از اونا با موفقیت عبور کرده کانون خونواده خود رو همیشه پرنور و گرم نگه دارین.

رفتارای منفی رو روبروی کودک کنترل کنین
رفتارای منفی رو روبروی کودک کنترل کنین
دقت کنین رفتارهای خود رو روبروی کودک کنترل کنین و از بروز خشم و رفتارهای پرخاشگرایانه پیشه او پرهیز کنین به پیشنهاد های متخصصین در این مورد دقت کنین و اجازه ندین از رفتارهای منفی تون الگوبرداری کنن.

پدرها و مادرها همیشه باید به این نکته توجه داشته باشن که اونا الگوی خیلی مهم و تاثیرگذاری در زندگی کودکانن. وقتی که موضوع سلامت روان و سلامت عمومی کودکان مطرح می‌شه هم پدرها و مادرها نقش خاص خودشون رو دارن. متخصصان قبول دارن که قرار گرفتن در نقش والدین می تونه واقعا سخت و استرس‌زا باشه. واسه همین، مراقبت پدرها و مادرها از سلامت روانی خودشون واسه مراقبت از فرزندان‌شون ضرورت داره. یکی از مهم‌ترین مسائلی که هر پدر و مادری باید به اون توجه کنه، نوع نشون دادن خشم و ناراحتی پیشه کودکه. کودکان، خیلی از رفتارهای خودشون رو طبق همین رفتارهای شما تنظیم می کنن. بررسی‌های گذشته محققان نشون میدن که فقط ۱۵ درصد از نوجوانان بریتانیایی ورزش می کنن و از خواب کافی و آرامش نسبی بهره مندن. به نظر محققان، این سه عامل واقعا واسه سلامت روانی کودکان و نوجوانان،‌ نقش لازم دارن. کودکان وقتی درست رفتار می کنن که والدین هم رفتار درستی داشته باشن. پس، شما به‌عنوان پدر و مادر باید طوری زندگی کنین که اهمیت این عوامل به وسیله کودکان پذیرفته شه.

تصاویر


خرداد ۳۱ ۱۳۹۷

مردها زنانی را می پسندند که…

مردها زنانی رو می پسندند که روی پاهای خود وای میستن. یک مرد دوست داره شما رو زنی قوی ببینه، کسی که نیاز نداره کس دیگری از اون حمایت کنه یا مراقبش باشه.
به گزارش خبرنگار «سلیم نیوز»؛ بررسی ویژگیای یک زن جذاب و محبوب از نظر مردها واسه زنان می تونه جالب باشه؛ زنانی که از نظر روان شناختی بیشتر از اون که به دنبال داشتن محبوب باشن، مایل ان که محبوب بقیه، به ویژه شوهر خود باشن.

 
زنان محبوب و جذاب، به خودشون احساس خوبی دارن. «گرانت» معتقده در مرحله اول، زنان باید احساسات منفی رو که به خودشون دارن بشناسن. احساسات منفی در عمق ضمیر ناخودآگاه یک زن، دفن و باعث می شه که اون، احساس کنه نمی تونه رابطه خوبی با همسر و جنس مخالف داشته باشه.
 
وقتی صحبت از این می شه که مردها چطورین، نمیشه یک نظر کلی واسه همه صادر کرد، اما یک سری ویژگیای عمومی و مشترک هست که تقریبا در مورد همه مردها راستی می کنه و میشه گفت که بیشتر از هر چیز دیگری اونا رو تحت اثر قرار داده و جذب شون می کنه.
 
 
۱. اهمیت دادن به ظاهر خود
اولین چیزی که یک مرد در شما می بیند ظاهرتونه و به این معنی هم نیس که سطحی نگر و ظاهر بینه، بلکه منظور ما اینه که حتی پیش از اینکه فرصت دهن گشودن و حرف زدن با اون رو پیدا کنین، اثر خود رو در همون نگاه اول گذاشته اید! اگه خوب به نظر برسین و به ظاهر خود اهمیت بدین، اون متوجه میشه.
اگه ویژگیایی در ظاهر خود دارین که دوست شون ندارین، ترفندهای آرایشی هست که می تونین از اونا واسه کمتر نشون دادن این ویژگیا استفاده کنین. اگه بلد نیستین چه جوری آرایش کنین که بهترین ویژگیای ظاهرتون رو مشخص تر کنین، می تونین از پیشنهاد های کارشناسان استفاده کنین.
 
 
۲. رابطه خوب با بچه ها
وقتی که یک مرد به دنبال شریک مناسب واسه زندگیه، زنی که رابطه خوبی با بچه ها داره نظرش رو جلب می کنن، چون میدونه زنی که از بودن با بچه ها لذت می بره می تونه خونواده ی خوبی تشکیل بده.
 
۳٫ اخلاق کاری خوب و مناسب
مردها دوست دارن با زنی ازدواج کنن که اخلاق و رفتار کاری خوبی داره. البته به این معنی نیس که باید سه شغله باشین و ۲۲ ساعت شبونه روز کار کنین تا توجه مردی رو جلب کنین، اگه در کارتون موفق باشین و مدت زمان طولانی در یک شغل مونده باشین نشون میده در کارتون جدی و سختکوش هستین و میشه در صورت ضرورت روی کمک شما حساب کرد.
 
۴. جداگونه بودن
مردها زنانی رو می پسندند که روی پاهای خود وای میستن. یک مرد دوست داره شما رو زنی قوی ببینه، کسی که نیاز نداره کس دیگری از اون حمایت کنه یا مراقبش باشه. البته وقتی موضوع جداگونه بودن مطرح می شه، نکته ی ظریفی هم هست: هر چند مردها از زنهای جداگونه خوش شون میاد، اما این رو هم دوست دارن که بعضی وقتا کسی به اونا نیاز داشته باشه. شمام زمانایی نیاز به شونِهایی دارین که سربر اونا بذارین.

شما به عنوان یک زن، نباید در رابطه ای قرار بگیرین که فقط به خاطر این که استقلال رو دوست دارین، کسی مراقب تون نباشه و به نیازای تون اهمیت نده. شما می تونین یک زن جداگونه و خود ساخته باشین و با هم هر وقت لازم شد خواسته کمک هم بکنین.
 
۵. مناسب و منطقی بودن
مردها دوست دارن زنی رو واسه زندگی مشترک انتخاب کنن که مناسب و منطقی باشه. بیشتر مردها دوست ندارن با زنی رابطه داشته باشن که با هر مشکل کوچیکی پریشون می شه. اگه رفتاری مناسب نداشته باشین، ممکنه زمانایی که در بین جمعی هستین، کارایی بکنین که باعث خجالت تون بشه و به درد سر بیفتید. ضمنا اگه نتونین خشم تون رو کنترل کنین، هر مردی رو از خود دور می کنین.

البته لازم نیس شخصیت خود رو کلا تغییر بدید. مناسب و منطقی بودن، یک هدف شخصیه که باید واسه اون تمرین کنین. مناسب بودن نه فقط به نفع روابط شماست، بلکه در تموم جنبه های زندگی روزمره کمک تون می کنه.


خرداد ۳۱ ۱۳۹۷

با استرس خداحافظی کنید

پیشنهاد ما اینه کسائی که دچار استرس شغلی زیادین حتما این بخش رو بخونن.

استرس شغلی به عنوان عمل دوطرفه بین شرایط کار و ویژگی‌های فردی شاغل، میزان بیشتر از حد خواست‌های محیط کار و پس فشارای مربوط به اینه که فرد بتونه از عهده اونا برآید استرس فرد رو در حالت آماده باش قرار میده و آدم هم با آماده کردن بدن واسه ایجاد شرایط دفاعی جواب میده.

سیستم عصبی با ترشح هورمونها و افزایش نبض و تنفس عمیق و کشش عضلات جواب میده. این جواب از قبل آمادگی ایجاد شدن رو داره و بیشتر همه به یک شکل جواب می دن و بستگی نداره که استرس در محل کار ایجاد شه یادر خونه.

خبر خوب اینه که رویکردهایی واسه رسیدن به رشد و پیشرفت‌ی فردی وجود دارن که اجرای‌شون آسون و عملیه و احتیاجی به زمان، هزینه و منابع خاصی ندارن. مدیران و اعضای تیم‌شون می تونن خیلی آسون این رویکردها رو به کار بگیرن و از استرس شغلی کم کرده شه.

خودتون الگویی واسه نشاط باشین و بقیه رو تشویق کنین

سطح استرس شغلی کارکنان روز به روز در حال افزایشه. گزارش‌ها نشون دهنده اینن که بیشتر از نصف نیروی کار در دنیا (حدود ۵۳ درصد) نسبت به پنج پارسال بیشتر روبروی فرسودگی و استرس شغلی قرار دارن. درسته که استرس واگیر داره، اما عکسِ این قضیه هم راستی می‌کنه. زمانی که هر کدوم از اعضای تیم احساس نشاط کنن، اثر اون به همه اعضای گروه انتقال می‌کنه.

طبق بررسی‌های گذشته موسسه‌ی مشاوره و تحقیقاتیِ «گالوپ» (Gallup) که ۱۰۵ تیم رو در شش دوره‌ی سه ماه مورد بررسی قرار داده بود، افرادی که ۲۰ درصد بیشتر از بقیه در اونا نشاط دیده می‌شد، موفق شدن باعث بالا رفتن روحیه‌ی دیگر اعضای تیم در طول شش ماه شن. پس، شمام باید فعالیت‌هایی که نشاط و سرزندگیِ شما و اعضای تیم‌ رو افزایش میدن شناسایی و اولویت‌بندی کنین. کارکنان‌ رو تشویق کنین که واسه ورزش کردن یا دیگر فعالیت‌های نشاط‌‌آور مثل پیاده‌روی دسته‌ جمعی وقت بذارن یا در تقویم کاری واسه هر پروژه زمان‌های اضافه‌تری اختصاص بدید تا کارکنان بتونن کارشون رو با آرامش و انعطاف بیشتری بکنن.

واسه فرار از استرس شغلی خارج از زمان کار به مسائل شغلی فکر نکنین

استرس کاری و روشهای مقابله با اون

برابر تحقیقات سازمان مشارکت و پیشرفت‌ی اقتصادی، در سراسر دنیا کارمندان به طور متوسط ۳۴ تا ۴۸ ساعت در هفته کار می کنن و احتمال داره بعد از ساعات کاری هنوزم درگیر کار یا فعالیت‌های مربوط به اون باشن. تحقیقات نشون دادن که همیشه مشغول به کار بودن، و انجام دادن چند کار به شکل با هم قاتل بهره‌وریه، خلاقیت رو نابود می‌کنه و از انرژی و نشاط کارکنان می‌کاهد و به استرس شغلی می افزاید.

فرهنگی که در جوامع الان هست، روز به روز بر بالا بودن کارکرد کارکنان تأکید داره و همین باعث می‌شه اونا تمایل داشته باشن که همیشه در حال فعالیت باشن، ولی این طرز‌ فکر خیلی خطرناکه و در نقطه‌ی مقابل بهره‌وری قرار داره، چون حسابی واسه استراحت باز نمی‌کنه.

حتی بهترین ورزشکاران در بهترین تیم‌ها هم نیاز به استراحت و بازسازی نیروهای خود دارن. پس، حتما این موضوع رو با کارکنان‌تون روشن کنین که چه زمانی باید تمرکز خود رو بر کار بذارن و چه زمانی باید اون رو از یاد ببرن.

واسه بالا رفتن تمرکز، از انجام چند کار به طور با هم خودداری کنین

انجام دادن چند کار به شکل با هم یک اشتباهه. آدم‌ها مثل کامپیوتر نمی‌توانند چند کار رو به شکل موازی و هم‌زمان بکنن. محقق عصب‌شناسی و نویسنده «جوآن دیک» (JoAnn Deak) اشاره می‌کنه که انجام دادن چند کار به شکل هم‌زمان، مدت زمان انجام کار رو دو برابر می‌کنه و تعداد اشتباهات رو هم کمه کم به دوبرابر می‌رساند.

اون می گه بهترین روش واسه انجام چند کار، روش ترتیبیه. افراد می تونن با اختصاص دادن کارا، یکی بعد از دیگری و به شکل اولویت‌بندی شده، از تداخل زمانی وظایف جلوگیری کنن و با اولویت دادن به کارهای مهم و نه فوری، به اعضای تیم‌شون کمک کنن.

در کارای روزانه نظم حرف اول رو میزند پس منظم باشین

اگه کار واسه شما استرس یا ناراحتی ایجاد می کنه حالا زمان اینه که برنامه کاری روزانه خود رو منظم کنین. اولین نکته واسه رفع استرس شغلی اینه که سعی کنین که چند دقیقه زودتر به محل کار خود وارد شید تا بتونین یک برنامه ریزی منظم و درست واسه کار روزمره خود داشته باشین.این به شما کمک می کنه تا به یک آرامش روحی برسین.

سعی کنین تا میز کار خود رو منظم کنین و یا ایمیلای خود رو چک کرده و ایمیلای اضافی رو پاک کنین. در صورت امکان یک لیست از کارایی رو که باید هر روز انجام بدین تنظیم کرده و طبق اون لیست عمل کنین.

در کار و محیط کارتون تنوع بسازین

تنوع در محیط کاری

تنوع رو به یه جور نمک زندگی معرفی کرده ان و این مسئله بیش تر از هر زمان دیگر در روزهای کاری خود رو نشون میده. تکرار یک یا چند نوع کار به شکل روزمره به فرد فشار آورده و باعث ناراحتی و افسردگی فرد میشه.

تحقیقات نشون داده که کارمندانی که در مورد طراحی و دکوراسیون محل کار خود نظر می دن و اون رو به دلخواه تغییر می دن ۴۰ درصد از بقیه خوشحال ترن و استرس شغلی کمتری دارن. البته در خیلی از موارد کارمندان از اینطور قدرتی در مورد تغییر دکوراسیون بهره مند نیستن. پس بهتره که سعی کنین محیط شخصی خود، مثل اتاق یا میز کار خود رو با اضافه کردن چند عکس، تقویم با اشکال خنده دار یا یک اثر هنری قشنگ تر کنین.

واسه فرار از استرس شغلی در صورتی که قوانین محل کار شما اجازه میده سعی کنین تا حد امکان از لباسایی با رنگای جور واجور و خوشحال استفاده کنین. استفاده از کیفی به رنگ روشن یا استفاده از انگشتر یا ساعت مچی که خاطره خوبی رو به یاد شما می آورد همه می تونه روی روحیه شما اثر بزاره.

واسه فرار از استرس شغلی غذاای سالم بخورین

محققان دریافتند استرس شغلی می تونه به انتخاب غذاهای ناسالم منجر شه. اونا فهمیدن اخلاق منفی افراد از یک روز کاری پراسترس، در شام خوردن اثر می‌گذارد و باعث انتخاب غذاهای ناسالم می‌شه. پس این افراد بیشتر از حد عادی غذا می‌خورند یا به جای انتخاب غذاهای سالم، غذاهای ناسالم انتخاب می کنن.

اگه می دونین که روز سختی رو در پیش دارین سعی کنین تا بین وعدهای سالم و مقوی رو به همراه خود به سر کار ببرین. مغزها شامل:گردو، فندق یا بادام به دلیل داشتن اسید چرب امگا۳، موز به دلیل دارا بودن پتاسیم، نون سبوس دار و ضمنا خوراکیایی که قند و انرژی رو با سرعت کم در بدن آزاد می کنن مثل این موادن.

و کلام آخر: قدر موقعیت خود رو بدونین

اگه از شغل خود یا موقعیت کاری خود راضی نیستین سعی کنین به یه جور به جنبه مثبت کار خود نگاه کنین. سعی کنین تا یک یا چند نکته مثبت در مورد کار خود رو پیدا کنین یا به این موضوع فکر کنین که خیلی از آدما در آرزوی شغل و رتبه شمان. سعی کنین تا با کمک به بقیه در محل کار خود این احساس مثبت رو در خود تقویت کنین.


خرداد ۲۱ ۱۳۹۷

آموزش خط فرمان: قسمت هشتم، Pipeline

نوشته شده توسط فرشید نوتاش حقیقت.

توانایی خواندن اطلاعات از ورودی استاندارد و ارسال آن به خروجی استاندارد با یک ویژگی Shell به نام Pipeline یا کاراکتر خط عمودی | ایجاد شده است.

با استفاده از عملگر خط عمودی، خروجی استاندارد یک فرمان به داخل ورودی استاندارد فرمانی دیگر ریخته می‌شود.

به عنوان مثال

command 1 | command 2

با این کار فرمان اول هر خروجی که داشته باشد به داخل ورودی فرمان دوم ریخته می‌شود. برای توضیح کامل آن از فرمان less استفاده می‌شود. فرمان less فرمانی است که ورودی استاندارد را قبول می‌کند. برای توضیح کامل آن از فرمان less استفاده می‌گردد. فرمان less فرمانی است که ورودی استاندارد را قبول می‌کند.

می‌توان از فرمان less برای نمایش صفحه به صفحه خروجی هر فرمانی استفاده نمود. به عنوان مثال:

ملاحظه می‌شود با استفاده از علامت پایپ | خروجی فرمان ls –l /usr/bin را به داخل ورودی فرمان less ریخته شده است.

فیلترها

پایپ‌لاین اغلب برای انجام عملیات‌های پیچیده بر روی داده استفاده می‌شود. ممکن است که چندین فرمان را با استفاده از پایپ‌لاین به هم متصل شود. فرمان‌هایی که به این شیوه استفاده می‌شوند را فیلتر می‌نامند. فیلترها ورودی را دریافت کرده آن را تغییر داده و سپس در خروجی نمایش می‌دهند. اولین فیلتری که امتحان خواهد شد sort می‌باشد. تصور نمایید که می‌خواهیم یک لیست ترکیبی از برنامه‌های اجرایی /bin و /usr/bin ایجاد کرده و آن‌ها را مرتب کنیم و لیست را نمایش دهیم:

از آنجایی که ما دو پوشه /bin و /usr/bin را تعیین کرده‌ایم خروجی فرمان ls از دو لیست مرتب شده، یکی برای هر شاخه، ولی با اضافه کردن فیلتر sort با استفاده از پایپ‌لاین، داده در لیست مرتب شده نمایش داده می‌شود.

فرمان uniq – گزارش یا حذف خطوط تکراری

فرمان uniq همان‌طور که از نام آن برمی‌آید (به معنی یگانه و منحصر به فرد) با خطوط تکراری مشکل دارد. فرمان uniq اغلب در کنار sort به کار می‌رود. فرمان uniq یک لیست مرتب شده از داده‌ها را از ورودی استاندارد یا یک آرگومان نام فایل قبول می‌کند، و به صورت پیش‌فرض هر خط تکراری موجود در لیست را حذف می‌کند. پس برای اینکه مطمئن شویم لیست ما هیچ مورد تکراری ندارد (که در این مورد که مثال می‌زنیم نام برنامه‌هاست که در هر دو پوشه /bin و /usr/bin وجود دارد) بایستی فرمان uniq را به پایپ‌لاین‌های خود اضافه نمود:

در این مثال از فرمان uniq برای حذف هر مورد اضافی از خروجی فرمان sort استفاده شده است. اگر به جای حذف بخواهیم لیست موارد تکراری را مشاهده کنیم می‌توان از گزینه –d استفاده نمود:

فرمان wc – نمایش تعداد بایت، کلمه و خط

فرمان wc سرنام عبارت Word Count به معنی تعداد کلمات است. این فرمان به منظور نمایش تعداد خطوط، کلمات و بایت‌های موجود در فایل‌ها به کار می‌رود:

در این مورد فرمان، سه شماره را نمایش می‌دهد: تعداد خطوط (۱)، تعداد کلمات (۹) و تعداد بایت‌های موجود (۵۴) در لیست ls-output.txt. همانند فرمان‌های قبلی اگر بدون آرگومان‌های خط فرمان به کار رود، استاندارد ورودی را دریافت می‌کند. گزینه –l خروجی را محدود می‌کند و فقط تعداد خطوط را نشان می‌دهد. اضافه نمودن آن به یک پایپ‌لاین می‌تواند روش خوبی برای شمارش موارد باشد. برای مشاهده تعداد آیتم‌هایی که ما در لیست مرتب وجود دارد می‌توان فرمان زیر را به‌کار برد:

فرمان grep – نمایش خطوطی که الگوی خاصی دارند

grep یک برنامه قدرتمند است که به منظور پیدا کردن الگوی خاص متن در داخل فایل‌ها به کار می‌رود، به این صورت به کار می‌رود:

grep pattern [file...]

وقتی که grep با یک الگو (pattern) در فایل مواجه می‌شود، خطی که آن الگو در داخل آن وجود دارد را در صفحه‌نمایش چاپ می‌کند. الگوهایی که grep می‌تواند داشته باشد ممکن است بسیار پیچیده باشد ولی در حال حاضر چون قصد داریم تمرکز را بر روی آموزش بگذاریم، از موارد ساده استفاده می‌شود. به الگوهای پیشرفته را در درس‌های آینده پرداخته خواهد شد.

فرض کنید که می‌خواهیم همه فایل‌هایی که در داخل لیست برنامه‌ها وجود دارند و دارای کلمه zip در نام خود هستند را پیدا کنیم. چنین جستجویی می‌تواند برای یافتن فایل‌های فشرده کاربردی باشد. مثال زیر گویای مطلب است:

گزینه‌های کاربردی خوبی برای فرمان grep وجود دارد. مثلاً –i که باعث می‌شود grep هنگام اجرا بزرگی و کوچکی حروف را نادیده بگیرد. (معمولاً جستجوها حساس به بزرگی و کوچکی هستند.) همچنین گزینه –v به grep می‌گوید که فقط خطوطی را چاپ کن که با الگو مطابقت ندارند.

head/tail – بخش اول و آخر فایل‌ها را چاپ می‌کند

گاهی اوقات شما همه خروجی یک فرمان را نمی‌خواهید. شاید فقط چند خط اول و یا چند خط آخر خروجی را بخواهید. فرمان head ده خط اول و فرمان tail ده خط آخر از خروجی‌های فرمان را چاپ می‌کند. به‌صورت پیش‌فرض هر دو فرمان، ده خط از متن را چاپ می‌کنند ولی با استفاده از گزینه –n می‌توانید این مقدار را تغییر دهید.

همچنین می‌توان با پایپ‌لاین آن را ترکیب کرد:

tail گزینه‌ای دارد که به شما اجازه می‌دهد تا فایل‌ها را به‌صورت زنده و در زمان واقعی (real time) مشاهده کنید. این ویژگی برای مشاهده پیشرفت و روند فایل‌های log بسیار مفید است. در مثال زیر نگاهی به فایل‌های پیام در مسیر /var/log می‌اندازیم. به این منظور دسترسی Super User نیاز است. چون /var/log/message دارای برخی اطلاعات امنیتی است.

با استفاده از گزینه –f فرمان tail مانیتور فایل را ادامه می‌دهد و زمانی که خطوط جدیدی اضافه گردد، به‌صورت خودکار در لحظه نمایش داده می‌شوند. برای خروج از این حالت Ctrl+C را فشار دهید.

منبع: کتاب The Linux Command Line نوشته William E. Shotts

نوشته آموزش خط فرمان: قسمت هشتم، Pipeline اولین بار در لینوکس سیزن پدیدار شد.