سبب شناسی اختلال وسواس جبری

سبب شناسی

۲-۶- عوامل زیستی

۲-۷- عصب- رسانه ها(نوروترانسمیترها)

دستگاه سروتونرژیک. کارآزمایی های بالینی بسیاری که بر روی انواع و اقسام داروها انجام شده، موید این فرضیه است که نوعی کژتنظیمی(dysregulation)سروتونین در ایجاد علائم وسواس در این اختلال سهیم است. داده های بالینی نشان می دهند که داروهای سروتونرژیک موثرتر از داروهایی هستند که بر سایر دستگاه های نوروترانسمیتری اثر می گذارند(تیلور، پاتون و کاپور[۱]،۲۰۱۲ ترجمه فخرایی، ۱۳۹۴).

مطالعات انجام شده با تصویر برداری مغزی و عوامل فیزیولوژیکی. در اختلال وسواسی فکری- عملی کژکاری در قشر پیش حدقه ای، قشر کمربندی قدامی، و جسم مخطط قویأ دخالت دارند(انجمن روانپزشکی آمریکا،۲۰۱۳).مطالعات انجام شده به کمک روش های تصویر برداری عصبی در بیماران وسواسی فکری-عملی نتایج همگرا به دست داده اند که همگی از تغییر عملکرد مدارها و روابط عصبی میان قشر حدقه ای-پیشانی، هسته دم دار، وتالاموس حکایت می کنند. در چندین نوع مطالعه انجام شده با تصویر برداری کارکردی مغز نظیر برش نگاری با صدور پوزیترون(PET)معلوم شده است که در بیماران مبتلا به اختلال وسواسی فکری-عملی فعالیت مغز (مثلأ سوخت و ساز یا جریان خون آن) در قطعه های پیشانی، عقده های قاعده ای(به ویژه هسته دمدار)، و قسمت حلقوی(سینگولوم)افزایش یافته است.گزارش شده که درمان های دارویی و رفتاری هم این نابهنجاری ها را برطرف می سازند.داده های مذکور که از مطالعات انجام شده با تصویربرداری کارکردی مغز حاصل شده است با داده های به دست آمده از مطالعات انجام شده با تصویر برداری ساختاری مغز همخوانی دارد. در مطالعات انجام شده با برش نگاری رایانه ای (CT) و نیز تصویربرداری با تشدید مغناطیسی(MRI)معلوم شده که اندازه هسته های دمدار مغز در بیماران وسواسی- جبری به صورت دو طرفه کاهش یافته است. این دو دسته بررسی(با تصویربرداری کارکردی و نیز ساختاری مغز)با این مشاهده نیز هم سو است که جراحیهای انجام شده بر قسمت حلقوی(سینگولوم) گاه در درمان بیماران مبتلا به وسواس فکری-عملی موثر واقع می شود.(سادوک و سادوک،۲۰۰۷؛ ترجمه، رضاعی،۱۳۹۰).

ژنتیکی. میزان OCD در بین خویشاوندان درجه اول بزرگسالان مبتلا به OCD تقریبأ دو برابر خویشاوندان درجه اول افراد بدون این اختلال است. با این حال، در بین خویشاوندان درجه اول افرادی که شروع OCD آنهادر کودکی یا نوجوانی واقع شده است، این میزان به ۱۰ برابر نیز افزایش می یابد.انتقال خانوادگی بیانگر این مطلب است که این اختلال تا اندازه ای ناشی از عوامل ژنتیکی است(برای مثال میزان همگامی ۵۷% برای دوقلوهای یک تخمکی در برابر ۲۲% برای دوقلوهای دو تخمکی)(انجمن روانپزشکی آمریکا ،۲۰۱۳).

منشأ تکاملی وسواسهای فکری- عملی. شواهد تکاملی نیز از منشأ زیستی اختلال وسواس فکری-عملی حمایت می کند. محتوای وسواسهای فکری- عملی اختیاری نیستند.مانندمحتوای فوبی ها، که عمدتأ از موضوعاتی تشکیل می شوند که زمانی برای گونه های انسانی خطرناک بوده اند، محتوای وسواسهای فکری- عملی محدود و گزینشی هستند. و اکثرأ این بیماران نسبت به میکروبها یا خشونت وسواس دارند، و در پاسخ به این وسواس ها می شورند و وارسی می کنند. در طول تکامل، شستن و وارسی کردن بسیار اهمیت داشته است.نظافت و امنیت جسمانی خود و فرزندان از نگرانیهای اصلی نخستی هستند. احتمالأ مناطق مغزی که نیاکان ما را به نظافت و وارسی کردن وا می داشتند، همان مناطقی است که در اختلال وسواسی فکری- عملی دخالت می کنند.شاید افکار و تشریفات مکرر در اختلال وسواسی فکری-عملی، ردهای عمیق عادات نخستی باشند که از کنترل خارج می شوند(روزنهان و سلیگمن[۲]، ترجمه سید محمدی، ۱۳۹۲).

[۱]– Taylor paton & Kapur

[۲]– Rosenhan & Seligman


دیدگاهی بنویسید