منظور از فلسفه اخلاق چیست؟

فلسفه اخلاق

منظور از فلسفه اخلاق، علمی است که به تبیین اصول و مبانی و مبادی علم اخلاق می پردازد و بعضاً مطالبی از قبیل: تاریخچه، بنیانگذار، هدف، روش تحقیق و سیر تحول آن را نیز متذکر می شود(مصباح یزدی،۱۳۷۶).

برخی از فیلسوفان اخلاق، معتقدند که فلسفه اخلاق، به نحوی، شامل هر سه نوع پژوهش اخلاقی می شود. آثار همه عالمان اخلاق پیش از قرن بیستم نیز ترکیبی از اخلاق توصیفی، هنجاری و پاره ای از مسائل فرااخلاق است.اما اگر فلسفه اخلاق را به درستی جزیی از فلسفه و تحقیق و پژوهش فلسفی و عقلی درباره مسائل و احکام اخلاقی بدانیم، در آن صورت نمی توان آن را شامل اخلاق توصیفی نیز دانست؛ چرا که در اخلاق توصیفی جای بحث فلسفی و عقلی نیست، بلکه حداکثر در بردارنده مباحث اخلاق هنجاری و فرااخلاق خواهد بود. برخی از مهم ترین مسائل مطرح درفلسفه اخلاق عبارتنداز:

۱- مفاهیم اخلاقی چگونه پیدا می شوند؟ ماهیت، معنا یا کارکرد احکامی که دربردارنده اصطلاحات اخلاقی اند، چیست؟

۲- منشاء پیدایش احکام و دستورات اخلاقی کجا است؟ آیا احکام اخلاقی ریشه در طبیعت دارند؟ یا از عقل سرچشمه می گیرند؟ و یا اینکه وابسته به امر و نهی جامعه هستند؟

۳- شاید بتوان گفت مهم ترین موضوع مورد بحث فلسفه اخلاق، مسأله اِخباری یا انشایی بودن گزاره های اخلاقی است. اصل در جملات اخلاقی، انشا است یا اخبار؟

۴- جایگاه نیت در افعال اخلاقی به چه صورت است؟ آیا قوام حکم اخلاقی تنها به «حسن و قبح فعلی» است یا آنکه «حسن و قبح فاعلی» را نیز باید در نظر داشت؟

۵- آیا الزامی بودن در احکام اخلاقی، شرط است یا نه؟

۶- رابطه فعل اخلاقی و پاداش چگونه است؟

۷- یکی دیگر از مهم ترین مسائل فلسفه اخلاق این است که مبنای احکام اخلاقی چیست؟ جملات اخلاقی بر چه پایه و مبنایی استوار شد؟

۸- آیا احکام اخلاقی استدلال پذیرند یا غیرقابل استدلالند؟

۹- آیا هر جامعه ای می بایست نظام اخلاقی خاص خود را داشته باشد؟آیا اخلاق، مطلق است یا نسبی؟

۱۰- بررسی ارتباط اخلاق با سایر علوم و معارف بشری مانند دین، علم، حقوق و قراردادهای اجتماعی،یکی دیگر از مباحث مهمی است که درفلسفه اخلاق مطرح می شود(مصباح یزدی،۱۳۸۸).


دیدگاهی بنویسید