– (۱۷)

دانشگاه علامه طباطبایی
دانشکده علوم اجتماعی
پایان نامه کارشناسی ارشد گروه مددکاری اجتماعی
موضوع تحقیق :
نقش حمایت اجتماعی در میزان سلامت روان کارمندان جوان شهرداری تهران
استاد راهنما : آقای دکتر سید احمد حسینی
استاد مشاور: خانم دکتر طلعت اللهیاری
استاد داور: آقای دکتر حسین یحیی زاده
دانشجو: سمانه دودمان فیروزسالاری
۱۳۸۸
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده …………………………………………………………………………………………………………………………………
۱فصل اول:کلیات تحقیق۱۱-۱مقدمه :۱۱-۲بیان مسئله:۱۱-۳انگیزه پژوهشگر:۲۱-۴هدف اصلی تحقیق:۳۱-۵ضرورت و اهمیت تحقیق:۳۲فصل دوم: ادبیات تحقیق۶۱-۲مقدمه:۶۲-۲ادبیات نظری تحقیق۶۲-۲-۱حمایت اجتماعی۶۲-۲-۱-۱ابعاد و انواع حمایت اجتماعی۷۲-۲-۱-۲منابع حمایت اجتماعی۱۰۲-۲-۱-۳کارکردهای حمایت اجتماعی۱۰۲-۲-۱-۴عوامل مؤثردر بهره مندی از حمایت اجتماعی۱۱۲-۲-۱-۵ نظریه های حمایت اجتماعی۱۲۱٫۵٫۱٫۲٫۲تئوری های شکل گیری روابط۱۲۱٫۱٫۵٫۱٫۲٫۲ رویکرد های مبادله و انصاف :۱۲تئوری وابستگی متقابل کلی و تیبات۱۳تئوری انصاف هاتفیلد۱۳مدل سرمایه گذاری راسبالت۱۴۲٫۱٫۵٫۱٫۲٫۲رویکرد رشد مرحله ای رابطه۱۴ مدل شکل گیری و گسترش رابطه لوینگر و استوک۱۴ تئوری نفوذ اجتماعی آلتمن و تیلور۱۵۳٫۱٫۵٫۱٫۲٫۲رویکرد علی تعاملی………………………….۱۶مدل علی تعاملی زوجی…۱۶۴٫۱٫۵٫۱٫۲٫۲رویکرد تقویت۱۶مدل شرطی سازی کلاسیک لات و لات:۱۶۵٫۱٫۵٫۱٫۲٫۲رویکرد هماهنگی شناختی۱۷تئوری سازماندهی شناختی هایدر۱۷تئوری توازن نیوکامب۱۷۲٫۵٫۱٫۲٫۲ تئوری های حمایت اجتماعی۱۷۱٫۲٫۵٫۱٫۲٫۲مدلهای مربوط به میزان تغییر در اندازه و جهت حمایت اجتماعی در دوره های زندگی۱۸تئوری کناره گیری از رابطه۱۸تئوری بانک حمایتی۱۸ مدل کمبود………۱۹۲٫۲٫۵٫۱٫۲٫۲مدلهای مربوط به پیامدهای حمایت اجتماعی بر سلامتی۱۹مدل تأثیر مستقیم( کلی) حمایت۲۰مدل تأثیر غیر مستقیم حمایت( فرضیه سپر/ضربه گیر)۲۰۳٫۲٫۵٫۱٫۲٫۲ مدلهای مربوط به نحوه کسب حمایت اجتماعی بر حسب اولویت در رابطه ، جایگزین های روابط از دست رفته یا توافق در روابط۲۱مدل سلسله مراتبی- جبرانی۲۱مدل تخصیص وظیفه۲۱مدل تخصیص کارکردی۲۱مدل هم چینی مناسب استرس و حمایت اجتماعی۲۲۴٫۲٫۵٫۱٫۲٫۲مدلهای مربوط به کاهش یا افزایش حمایت اجتماعی ناشی از تغییر در تعداد پیوندها،عضویت ها و هویت های اجتماعی۲۲تئوری انسجام اجتماعی۲۲فرضیه انباشت هویتی۲۳تئوری شبکه…۲۳۲-۲-۲سلامت روان۲۹۲-۲-۲-۱عوامل مؤثر بر سلامت روان۳۰۱٫۱٫۲٫۲٫۲سن و سلامت روان:۳۰جوانان و سلامت روان۳۰۲٫۱٫۲٫۲٫۲پایگاه اجتماعی- اقتصادی و سلامت روان۳۱۳٫۱٫۲٫۲٫۲شغل و سلامت روان۳۲۴٫۱٫۲٫۲٫۲تأهل و سلامت روان۳۳۲-۲-۲-۲نظریه های سلامت روان۳۴۱٫۲٫۲٫۲٫۲سلامت روان از دید گاه جامعه شناسی۳۴۲٫۲٫۲٫۲٫۲دیدگاههای روانشناسی:۳۴دیدگاه روانکاوی۳۴دیدگاه گشتالتی۳۴دیدگاه انسان گرایی۳۵دیدگاه روانی، اجتماعی،زیستی۳۵دیدگاه شناختی:۳۷۲-۳ادبیات تجربی تحقیق۳۷۲-۳-۱پیشینه تحقیق در ایران(سوابق پژوهشی داخلی)۳۷۲-۳-۲پیشینه تحقیق درکشورهای خارجی (سوابق پژوهشی خارجی)۳۹۴-۲چارچوب نظری تحقیق۴۰۲-۴-۱فرضیات پژوهش۴۳۳فصل سوم: روش تحقیق۴۶۳-۱مقدمه :۴۶۳-۲روش پژوهش۴۶۳-۳جمعیت مورد مطالعه۴۷۴-۳روش نمونه گیری و حجم نمونه آماری۴۸۳-۵واحد پژوهش۴۹۳-۶روش جمع آوری داده ها۴۹۳-۷ابزار پژوهش و اعتبار و روایی۴۹۳-۷-۱پرسشنامه حمایت اجتماعی کاترونا و راسل:۴۹۳-۷-۲پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ:۵۱۸-۳روش تجزیه و تحلیل داده ها۵۳۳-۹تعاریف مفاهیم اصلی پژوهش۵۴۳-۹-۱جوان۵۴۳-۹-۲حمایت اجتماعی۵۵۳-۹-۳سلامت روان:۵۸نشانه های جسمانی(شکایات جسمانی)۵۸اضطراب و بی خوابی ۵۹اختلال در کارکرد اجتماعی۶۰افسردگی……….۶۱۳-۹-۴میزان تحصیلات۶۱۳-۹-۵میزان درآمد ماهیانه۶۲۳-۹-۶جنس۶۲۳-۹-۷وضعیت تاهل۶۲۴فصل چهارم:تجزیه وتحلیل اطلاعات۶۵۴-۱مقدمه۶۵۴-۲آمار توصیفی۶۶-۲-توزیع فراوانی جنسیت۶۶۴-۲-۲توزیع فراوانی سن۶۷۴-۲-۳توزیع فراوانی تحصیلات۶۸۴-۲-۴توزیع فراوانی وضعیت تاهل۶۹۴-۲-۵توزیع فراوانی درآمد۷۰۴-۲-۶توزیع فراوانی وضعیت استخدامی۷۱۴-۲-۷توزیع فراوانی سمت شغلی۷۲۴-۲-۸توزیع فراوانی پایگاه اقتصادی و اجتماعی۷۳۴-۲-۹توزیع فراوانی پیوند قابل اطمینان با دیگران۷۴۴-۲-۱۰توزیع فراوانی وابستگی……………………………….۷۵۴-۲-۱۱توزیع فراوانی راهنمایی و اطلاعات…………………۷۶۴-۲-۱۲توزیع فراوانی فرصت برای رشد و پرورش۷۷۴-۲-۱۳توزیع فراوانی انسجام اجتماعی……………………..۷۸۴-۲-۱۴توزیع فراوانی اطمینان از ارزشمندی………………..۷۹۴-۲-۱۵توزیع فراوانی حمایت اجتماعی……………………..۸۰۴-۲-۱۶توزیع فراوانی نشانه های جسمانی………………….۸۱۴-۲-۱۷توزیع فراوانی اضطراب و بی خوابی………………۸۲۴-۲-۱۸توزیع فراوانی اختلال در کارکرد…………………..۸۳۴-۲-۱۹توزیع فراوانی افسردگی…………………………………..۸۴۴-۲-۲۰توزیع فراوانی سلامت روان……………………………۸۵۴-۳آمار استنباطی۸۶۴-۳-۱بررسی فرضیه شماره یک۸۶۴-۳-۲بررسی فرضیه شماره دو۱۰۲۴-۳-۳بررسی فرضیه شماره سه۱۰۴۴-۳-۴بررسی فرضیه شماره چهار۱۰۶۴-۳-۵بررسی فرضیه شماره پنج۱۰۸۴-۳-۶بررسی فرضیه شماره شش۱۱۱۴-۳-۷بررسی فرضیه شماره هفت۱۱۳۴-۳-۸بررسی فرضیه شماره هشت۱۱۵۵فصل پنجم: نتیجه گیری وپیشنهادات۱۱۹۵-۱مقدمه:۱۱۹۵-۲نتایج پژوهش۱۱۹۵-۲-۱نتایج به دست آمده از فرضیه شماره یک۱۱۹۵-۲-۲نتایج به دست آمده از فرضیه شماره دو۱۲۰۵-۲-۳نتایج به دست آمده از فرضیه شماره سه۱۲۱۵-۲-۴نتایج به دست آمده از فرضیه شماره چهار۱۲۱۵-۲-۵نتایج به دست آمده از فرضیه شماره پنج۱۲۲۵-۲-۶نتایج به دست آمده از فرضیه شماره شش۱۲۲۵-۲-۷نتایج به دست آمده از فرضیه شماره هفت۱۲۳۵-۲-۸نتایج به دست آمده از فرضیه شماره هشت۱۲۳۳-۵پیشنهادات پژوهش۱۲۴۵-۳-۱پیشنهادات کاربردی۱۲۴۵-۳-۲پیشنهادات پژوهشی۱۲۵۵-۴محدودیتهای پژوهش۱۲۵ پیوست های تحقیق…………………………………………………………………………………………………….۱۲۷
منابع فارسی……………………………………………………………………………………………………………………………..۱۲۸
منابع لاتین………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۳۰
پرسشنامه …………………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۳۱
چکیده انگلیسی………………………………………………………………………………………………………..۱۳۶
فهرست اشکال:
شکل ‏۲۱ طیف شکل گیری و گسترش رابطه لوینگر و اسنوک۱۵شکل ‏۲۲ مراحل رشد رابطه آلتمن و تیلور۱۵شکل ‏۲۳ مدل کمبود۱۹شکل ‏۲۴مدل تأثیر مستقیم۲۰شکل ‏۲۵ مدل هم چینی مناسب استرس و حمایت اجتماعی کاترونا۲۲شکل ‏۲۶ مدل انسجام اجتماعی دورکیم۲۳شکل‏۲۷ تیپولوژی مبادلاتی پیوندهای قوی و ضعیف اسپینوزا (۱۹۹۹)۲۹شکل ‏۲۸ ابعاد سلامت۲۹ شکل ۲-۹ مدل نظری اثر گذاری متغیرهای مستقل (ابعاد حمایت اجتماعی ، تأهل و پایگاه اقتصادی – اجتماعی) بر متغیر وابسته (سلامت روان)………………………………………………………………………………………۴۳
فهرست جداول:
‏۳۱تعداد شاغلین در مناطق شهرداری تهران و درصد جوانی جمعیت به تفکیک مناطق۴۷‏۳۲پایایی مقیاس کاترونا و راسل در نژادها و کشورهای گوناگون(زکی ،۱۳۸۷)۵۰‏۳۳ پایایی به دست آمده در پژوهش۵۱‏۳۴ضرایب همبستگی ابعاد شش گانه حمایت اجتماعی۵۱‏۳۵ پایایی به دست آمده در پژوهش۵۲‏۱۱ ضرایب همبستگی خرده مقیاس های سلامت روان…………………………………………………………………..۵۳
‏۴ ۱ توزیع درصد فراوانی جنسیت۶۶‏۴۲ توزیع درصد فراوانی سن۶۷‏۴۳ توزیع درصد فراوانی تحصیلات۶۸‏۴۴ توزیع درصد فراوانی وضعیت تاهل۶۹‏۴۵ توزیع فراوانی درآمد……………………………………………………………………………………………………………..۷۰‏۴۶ توزیع درصد فراوانی وضعیت استخدامی۷۱‏۴۷ توزیع درصد فراوانی سمت شغلی۷۲۴۸ توزیع درصد فراوانی پایگاه اقتصادی و اجتماعی۷۳‏۴۹ توزیع درصد فراوانی پیوند قابل اطمینان با دیگران۷۴‏۴۱۰ توزیع درصد فراوانی وابستگی۷۵‏۴۱۱ توزیع درصد فراوانی راهنمایی و اطلاعات۷۶‏۴۱۲ توزیع فراوانی فرصت برای رشد و پرورش۷۷‏ ۴۱۳ توزیع درصد فراوانی انسجام اجتماعی۷۸‏۴۱۴ توزیع درصد فراوانی اطمینان از ارزشمندی۷۹‏ ۴۱۵ توزیع درصد فراوانی حمایت اجتماعی۸۰‏۴۱۶ توزیع درصد فراوانی نشانه های جسمانی۸۱‏۴۱۷توزیع درصد فراوانی اضطراب و بی خوابی۸۲‏۴۱۸ توزیع درصد فراوانی اختلال در کارکرد۸۳‏ ۴۱۹ توزیع فراوانی افسردگی۸۴‏ ۴۲۰ توزیع درصد فراوانی سلامت روان۸۵‏۴۲۱ ضرایب همبستگی و تبیین برای رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان سلامت روان۸۶‏۴۲۲ آماره رگرسیونی و برازش مدل رگرسیونی (سهم میزان حمایت اجتماعی در سلامت روان)۸۶‏۴۲۳ رابطه بین میزان حمایت اجتماعی و میزان سلامت روان۸۷‏۴۲۴ضرایب همبستگی و تبیین برای رابطه بین میزان وابستگی با میزان سلامت روان۸۸‏۴۲۵ آماره رگرسیونی و برازش مدل رگرسیونی (سهم میزان وابستگی در سلامت روان)۸۹‏۴۲۶ رابطه بین میزان وابستگی و سلامت روان۹۰‏۴۲۷ضرایب همبستگی و تبیین برای رابطه بین میزان راهنمایی و اطلاعات با میزان سلامت روان۹۱‏۴۲۸ آماره رگرسیونی و برازش مدل رگرسیونی( سهم میزان راهنمایی و اطلاعات در سلامت روان)۹۱‏۴۲۹ رابطه بین میزان راهنمایی و اطلاعات و میزان سلامت روان۹۲‏۴۳۰ ضرایب همبستگی و تبیین برای رابطه بین میزان فرصت برای رشد و پرورش با میزان سلامت روان۹۳‏۴۳۱ رابطه بین میزان فرصت برای رشد و پرورش با میزان سلامت روان۹۴‏۴۳۲ ضرایب همبستگی و تبیین برای رابطه بین میزان انسجام اجتماعی با میزان سلامت روان۹۵‏۴۳۳ آماره رگرسیونی و برازش مدل رگرسیونی( سهم میزان انسجام اجتماعی در سلامت روان)۹۵‏۴۳۴ رابطه بین میزان انسجام اجتماعی با میزان سلامت روان۹۶‏۴۳۵ ضرایب همبستگی و تبیین برای رابطه بین میزان اطمینان از ارزشمندی با میزان سلامت روان۹۷‏۴۳۶ آماره رگرسیونی و برازش مدل رگرسیونی( سهم میزان اطمینان از ارزشمندی در سلامت روان)۹۸‏۴۳۷ رابطه بین میزان اطمینان از ارزشمندی با میزان سلامت روان۹۹‏۴۳۸ ضرایب همبستگی و تبیین برای رابطه بین میزان پیوند قابل اطمینان با دیگران با میزان سلامت روان۱۰۰‏۴۳۹ آماره رگرسیونی و برازش مدل رگرسیونی(سهم میزان پیوند قابل اطمینان با دیگران در میزان سلامت روان)………………………………….۱۰۰‏۴۴۰رابطه بین میزان پیوند قابل اطمینان با دیگران با میزان سلامت روان۱۰۱‏۴۴۱ میانگین میزان سلامت روان پایگاههای اقتصادی – اجتماعی۱۰۲‏۴۴۲ مقایسه پایگاههای اقتصادی و اجتماعی از نظر میزان سلامت روان۱۰۳‏۴۴۳ رابطه بین پایگاههای اقتصادی – اجتماعی با میزان سلامت روان۱۰۳‏۴۴۴ میانگین میزان سلامت روان وضعیتهای تاهل۱۰۴‏۴۴۵ مقایسه وضعیت های تأهل از نظر میزان سلامت روان۱۰۵‏۴۴۶ رابطه بین وضعیتهای تاهل و میزان سلامت روان۱۰۵‏۴۴۷ میانگین میزان حمایت اجتماعی وضعیتهای تاهل۱۰۶‏۴۴۸ مقایسه وضعیت های تأهل از نظر میزان حمایت اجتماعی۱۰۷‏۴۴۹ رابطه بین وضعیتهای تاهل و میزان حمایت اجتماعی۱۰۷‏۴۵۰ ضرایب همبستگی و تبیین برای ارتباط بین میزان حمایت اجتماعی با میزان افسردگی۱۰۸‏۴۵۱ آماره رگرسیونی و برازش مدل رگرسیونی( سهم میزان حمایت اجتماعی در افسردگی)۱۰۹‏۴۵۲ رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان افسردگی۱۱۰‏۴۵۳ ضرایب همبستگی و تبیین برای رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان اختلال کارکرد اجتماعی۱۱۱‏۴۵۴ آماره رگرسیونی و برازش مدل رگرسیونی( سهم میزان حمایت اجتماعی در اختلال کارکرد اجتماعی)۱۱۱‏۴۵۵ رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان اختلال کارکرد اجتماعی۱۱۲‏۴۵۶ ضرایب همبستگی و تبیین برای رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان نشانه های جسمانی۱۱۳‏۴۵۷ رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان نشانه های جسمانی۱۱۴‏۴۵۸ ضرایب همبستگی و تبیین برای رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان اضطراب و بی خوابی۱۱۵‏۴۵۹ آماره رگرسیونی و برازش مدل رگرسیونی( سهم میزان حمایت اجتماعی در اضطراب و بی خوابی)۱۱۵۴-۶۰رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان اضطراب و بی خوابی…………………………………………….۱۱۶
فهرست نمودارها:
‏۴ ۱ توزیع درصد فراوانی جنسیت۶۶‏۴۲ توزیع درصد فراوانی سن۶۷‏۴۳ توزیع درصد فراوانی تحصیلات۶۸‏۴۴ توزیع درصد فراوانی وضعیت تاهل۶۹‏۴۵ توزیع فراوانی درآمد……۷۰‏۴۶ توزیع درصد فراوانی وضعیت استخدامی۷۱‏۴۷ توزیع درصد فراوانی سمت شغلی۷۲‏۴۸ توزیع درصد فراوانی پایگاه اقتصادی و اجتماعی۷۳‏۴۹ توزیع درصد فراوانی پیوند قابل اطمینان با دیگران۷۴‏۴۱۰ توزیع درصد فراوانی وابستگی۷۵‏۴۱۱ توزیع درصد فراوانی راهنمایی و اطلاعات۷۶‏۴۱۲ توزیع فراوانی فرصت برای رشد و پرورش۷۷‏۴۱۳ توزیع درصد فراوانی انسجام اجتماعی۷۸‏۴۱۴ توزیع درصد فراوانی اطمینان از ارزشمندی۷۹‏۴۱۵ توزیع درصد فراوانی حمایت اجتماعی۸۰‏۴۱۶ توزیع درصد فراوانی نشانه های جسمانی۸۱‏۴۱۷توزیع درصد فراوانی اضطراب و بی خوابی۸۲‏۴۱۸ توزیع درصد فراوانی اختلال در کارکرد۸۳‏۴۱۹ توزیع فراوانی افسردگی۸۴‏ ۴۲۰ توزیع درصد فراوانی سلامت روان۸۵‏۴۲۱رابطه بین میزان حمایت اجتماعی و میزان سلامت روان۸۸‏۴۲۲رابطه بین میزان وابستگی و سلامت روان۹۰‏۴۲۳ رابطه بین میزان راهنمایی و اطلاعات و میزان سلامت روان۹۳‏۴۲۴ رابطه بین میزان فرصت برای رشد و پرورش با میزان سلامت روان۹۴‏۴۲۵ رابطه بین میزان انسجام اجتماعی با میزان سلامت روان۹۷‏۴۲۶ رابطه بین میزان اطمینان از ارزشمندی با میزان سلامت روان۹۹‏۴۲۷ رابطه بین میزان پیوند قابل اطمینان با دیگران با میزان سلامت روان۱۰۲‏۴۲۸ رابطه بین پایگاههای اقتصادی – اجتماعی با میزان سلامت روان۱۰۴‏۴۲۹ رابطه بین وضعیتهای تاهل و میزان سلامت روان۱۰۶‏۴۳۰ رابطه بین وضعیتهای تاهل و میزان حمایت اجتماعی۱۰۸‏۴۳۱ رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان افسردگی۱۱۰‏۴۳۲ رابطه بین حمایت اجتماعی با میزان اختلال کارکرد اجتماعی۱۱۳‏۴۳۳ رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان نشانه های جسمانی۱۱۴‏۴۳۴ رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان اضطراب و بی خوابی۱۱۷۱۴۲۸۷۵۱۸۰۹۷۵فصل اول
کلیات تحقیق
۰۰فصل اول
کلیات تحقیق
فصل اول:کلیات تحقیقمقدمه :پیشرفت و اعتلای هر سیستم و نهادی در گرو کارآمدی عناصر و اعضای آن است .کار آمدی و کارایی اعضا نیز در نتیجه سلامت جسمانی و روانی مناسب و متعادل آنها تحقق می یابد.بنابراین می توان گفت بهداشت و سلامت روانی یکی از ضرورتهای اجتماعی است؛ چرا که عملکرد مطلوب جامعه مستلزم برخورداری از افرادی است که از نظر سلامت و بهداشت روانی در وضعیت مطلوبی قرار داشته باشند. برهمین اساس نیز یکی از اهداف و برنامه‌های نظام‌های اجتماعی، تلاش برای ارتقاء سطح رفاه و بهزیستی افراد جامعه است . انسان عصر حاضر بیش از گذشته برای غلبه بر فشارهای روانی ، به نظام های حمایتی چون خانواده، دوستان ، همکاران و… نیاز دارد. یکی از راهبردهای مناسب جهت کنارآمدن با فشارهای روانی، جلب حمایت های اجتماعی است . حمایت های اجتماعی که از خانواده و شبکه شخصی دریافت می شود ، برای سلامتی و بهزیستی ضروریست و همچنین نقش تسهیل کنندگی در سازگاری با تنشها دارد و از این رو به عنوان یکی از عوامل مهار کننده اثرات منفی تنش شغلی نیز شناخته شده است .
بیان مسئله: سلامت روان که حالتی از سلامتی عاطفی و اجتماعی است ،به علت اثرگذاری بر وضعیت و سلامت جسمانی مقوله ای بسیار حائز اهمیت به شمار می آید. سلامت روان در واقع منبعی است که افراد را قادر می سازد ، زندگی خود را به شکل موفقیت آمیزی اداره نمایند. عوامل متعدد محیطی ، اجتماعی و جسمی بر وضعیت سلامت روان اثر گذارند؛ یکی از این عوامل حمایت های اجتماعی است.
حمایت اجتماعی از جنبه های مختلف احساسی، اطلاعاتی ، مصاحبتی و نظایر آن که در خلال رخدادهای زندگی روزمره یا بحران هایی که فرد با آنها روبه روست ، ظاهر می شود. فقدان یا کاستی حمایت اجتماعی ، موجب آسیب پذیری در مقابل تنیدگی ( فشار یا استرس ) شده و زمینه را برای بروز انواع اختلالات روانی ، به ویژه افسردگی ، اضطراب و اختلال در عملکرد اجتماعی را فراهم می آورد . در واقع به نظر می رسد که یکی از تبعات درک حمایت اجتماعی از سوی افراد، تامین سلامت روان آنهاست . به بیانی دیگر شاید بتوان گفت که حتی هسته اصلی درمان بیماریها و اختلالات روانی ، حمایت و درک خانواده ، جامعه و اطرافیان است.آمارها نشان می دهد که بین ۱۰ تا ۴۰ در صد از جمعیت بالای پانزده سال کشور دچار بیماری روانی هستند و برخی ارقام شیوع افسردگی را تا ۳۰ در صد کل جمعیت کشور برآورد می کنند (قدسی، ۳:۱۳۸۲).
اسمیت و هابس معتقدند، اختلالات روانی ناشی از فروپاشی منابع حمایت اجتماعی به ویژه روابط خانوادگی هستند ؛ به عنوان مثال فقدان حمایت اجتماعی به طور مستقیم و غیر مستقیم موجب افسردگی می گردد. اختلال افسردگی چه از نظر منابع حمایت اجتماعی و چه از نظر تنیدگی های محیطی که بر فرد وارد می شود ، جنبه برون زا و واکنشی به محیط اجتماعی دارد .
کارشناسان سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده اند که بیش از ۱۵۰ میلیون نفر از جمعیت جهان از اختلالات عصبی- روانی و روانی – اجتماعی رنج می برند(حسینی ،۱۳۸۰) .
در سال های اخیر پژوهش هایی در زمینه رابطه سلامت روان و حمایت اجتماعی انجام گرفته است . این بررسی ها از یک سو مبین آنست که وجود حمایت اجتماعی تاثیر مستقیم بر سلامت روان دارد و یکی از پیش بینی کننده های سلامت محسوب می گردد ؛ اما از سوی دیگر یافته هایی نیز نشان داده اند که همیشه رابطه ای قوی بین سلامت و حمایت اجتماعی وجود ندارد ، چرا که حمایت تنها یکی از عوامل دخیل در سلامتی است و شواهدی وجود دارد که حمایت اجتماعی در وضعیت سلامت برخی از افراد اثر گذار نمی باشد.
انگیزه پژوهشگر: مطالعه آمارهایی که حکایت از گسترش و شیوع اختلالات روانی در بین جوانان دارد،پژوهشگر را بر آن داشت تا با توجه به اهمیت نقش جوانان به عنوان نیروهای فعال در سازندگی کشور ، به بررسی سلامت روانی جوانانی که در پیکره مدیریت شهری کلان شهر تهران فعالیت می نمایند، با تأکید بر عامل حمایت های اجتماعی غیر رسمی ( یکی از عوامل دخیل در سلامت روان) بپردازد.
هدف اصلی تحقیق: هدف اصلی در این پژوهش، بررسی نقش ابعاد مختلف حمایت های اجتماعی در میزان سلامت روان جوانان و مقایسه وضعیت سلامت روان در بین جوانانی که از حمایت های اجتماعی بالایی بهره مند هستند و آنها که مراتب ضعیف تری از این حمایتها را دریافت می دارند؛ می باشد. لذا پژوهش حاضر بر آنست که به این سؤالات پاسخ دهد که :
آیا بین میزان حمایت اجتماعی جوانان با میزان سلامت روان آنها رابطه مثبت وجود دارد ؟
آیا بین میزان سلامت روان جوانان از نظر تعلق داشتن به پایگاههای اقتصادی- اجتماعی مختلف، تفاوت وجود دارد؟
آیا بین میزان حمایت اجتماعی جوانان متأهل و غیر متأهل تفاوت وجود دارد و این تفاوت بر سلامت روان آنها اثرگذار است ؟
آیا بین میزان حمایت اجتماعی با میزان افسردگی جوانان رابطه وجود دارد؟
آیا بین میزان حمایت اجتماعی با میزان اختلال کارکرد اجتماعی جوانان رابطه وجود دارد؟
آیا بین میزان حمایت اجتماعی با میزان نشانه های جسمانی جوانان رابطه وجود دارد؟
آیا بین میزان حمایت اجتماعی با میزان اضطراب و بی خوابی جوانان رابطه وجود دارد؟
ضرورت و اهمیت تحقیق: با توجه به پیامدهای مؤثر سلامت روان در زندگی افراد ، اهمیت پژوهش در این حوزه نمود بیشتری می یابد. بررسی ها نشان می دهد که برخورداری از سلامت روان زمینه ساز رشد مهارتهای فکری و ارتباطی را فراهم می نماید و عملکرد موفق فرد را در زمینه کارکردهای ذهنی، ارتباطی، عاطفی ، هیجانی و… موجب می گردد.
بنا به گزارش سازمان بهداشت جهانی(WHO) ، اختلالات روانی یکی از مهمترین علل ناتوانی و از کار افتادگی در جهان می باشد ؛ از آنجا که بسیاری از این اختلالات در اواخر نوجوانی یا اوایل جوانی شروع می شوند، توجه به سلامت روان این گروه به عنوان نیروی فعال جامعه ، اهمیت قابل ملاحظه ای خواهد داشت.
نتایج پژوهشی که در سال ۱۳۸۳ بر روی نوجوانان و جوانان ۳۰-۱۵ ساله شهر تهران صورت گرفته ، مؤید آنست که میزان شیوع اختلالات روانی در این شهر ۳/۲۹ درصد است که نزدیک به ۱۰% بیش از آمارهای جهانی بوده و نسبت به سایر مطالعاتی که به همین منظور روی گروههای مختلف جامعه در سالهای گذشته انجام شده ، بالاترین رقم به دست آمده است ( بیابانگرد،۱۳۸۳) .
از آنجا که ادراک حمایت های اجتماعی ممکن است به عنوان یکی از پیش بینی کننده های سلامت روان محسوب گردد، بررسی میزان رابطه این حمایتها با وضعیت سلامت روان جوانان می تواند جهت برنامه ریزی در حوزه مسایل آنها موثر بوده و با مشخص نشدن نقش هر یک از ابعاد حمایت ، راهکارهایی را برای ارتقاء سیستم های حمایت اجتماعی ارائه نماید .
۱۵۲۴۰۰-۱۹۰۵۰۰فصل دوم
ادبیات تحقیق
۰۰فصل دوم
ادبیات تحقیق
فصل دوم: ادبیات تحقیقمقدمه: در این بخش ابتدا مفهوم حمایت اجتماعی از دیدگاه پژوهشگران این حوزه تعریف می شود و با توجه به اهمیت نقش روابط در برخورداری از حمایت های اجتماعی ، برخی از تئوری های مطرح شده پیرامون چگونگی شکل گیری ، حفظ و تداوم رابطه بیان خواهد شد و همچنین تئوری های مربوط به حمایت اجتماعی بررسی می شوند . سپس به مفهوم سلامت روان پرداخته می شود و دیدگاههای جامعه شناسی و روانشناسی در این زمینه مورد اشاره قرار می گیرند و نیز پژوهشهایی که تاکنون در حوزه سلامت روانی و حمایت اجتماعی در داخل و خارج از کشور انجام شده اند ، به طور اجمالی مرور خواهند شد . در ادامه با توجه به تئوری های بررسی شده مدل نظری پژوهش تعیین و فرضیات تحقیق جهت آزمون و سنجش مشخص می شوند.
ادبیات نظری تحقیقحمایت اجتماعی حمایت اجتماعی به کمک یا مساعدتی اطلاق می شود که دیگران در هنگام مواجهه شخص با استرس ، فشار و مشکلات زندگی در اختیار فرد می گذارند (تاسیگ،۱۳۸۶:ص۷۰) و این مساعدت و حمایت به اشکال مختلفی می تواند صورت بگیرد . در شرایطی به شکل عاطفی و هیجانی از طریق ابراز علاقه و احترام و در شرایطی به شکل ابزاری و از طریق فراهم کردن کمکهای ملموس نظیر پول ، نفوذ و اطلاعات برای فرد ، انجام می پذیرد . سانتراک می گوید:” حمایت اجتماعی، اطلاعات و بازخوردهایی که از عزیزان و اطرافیان محترم و ارزشمندمان می گیریم و قرار گرفتن در شبکه ارتباطی و وظیفه مندی متقابل است (سانتراک ،۱۳۸۳:ص ۳۱۴) . واکس [۱]حمایت اجتماعی را به عنوان شبکه های اجتماعی، رفتارهای حمایتی و ارزیابی های حمایتی تعریف می کند (خیراله پور،۱۳۸۳:ص ۸۴ ) . هاوس حمایت اجتماعی را نوعی مبادله بین فردی تعریف می نماید که پیوندهای عاطفی، کمک های موثر ابزاری ،ارائه اطلاعات و اظهار نظر و ارزیابی دیگران را در بر می گیرد ( دوران، ۱۳۸۳:ص۲۴) . براندت و وینرت در تعریف از حمایت اجتماعی آن را شامل ایجاد تعلق / صمیمیت ، یکپارچگی اجتماعی، فرصت و امکانی برای رفتارهای مؤثر ، تضمین مجدد ارزش انسانها و ایفا نقش آنان، امکان کمکهای اطلاعاتی،عاطفی و مادی بیان می نمایند (رانکلین و دیگران؛۲۰۰۰) . کاپلان (۱۹۷۹) حمایت اجتماعی را اینگونه تعریف می کند: هرگونه محرکی که به پیشرفت اهداف فرد حمایت شده ، کمک کند(رابین دیماتئو،۱۳۷۸:ص۱۷۲) . ساراسون نیز می گوید: حمایت اجتماعی ادراک فرد است از اینکه مورد محبت و علاقه دیگران می باشد، برای دیگران ارزش دارد و افرادی که در کنار او حضور دارند، آماده همیاری و مساعدت به وی در موقعیت های فردی هستند(دوران، ۱۳۸۳:ص۲۴).
چلبی حمایت اجتماعی را روابط و مبادله های نامتقارن گرم در شئونات مختلف زندگی اجتماعی معرفی می کند که ابعاد مختلف امدادرسانی داوطلبانه را در چهار بعد زیر شامل می شود:
معرفتی( راهنمایی ، مشاوره و آموزش)
مادی( کمک های اقتصادی)
عاطفی ( ابراز همدری)
منزلتی ( اعاده کرامت انسانی) (چلبی،۱۳۷۵:ص۱۵۸).
به بیانی کلی حمایت اجتماعی عبارتست از:” مراقبت ، محبت ، عزت ، تسلی و کمکی که سایر افراد یا گروهها به فرد ارزانی می دارند”( سارافینو ،۱۹۴۰:ص۱۷۰) .
۲-۲-۱-۱ابعاد و انواع حمایت اجتماعی محققان اجتماعی طبقه بندی های گوناگونی را از انواع حمایت های اجتماعی ارائه نموده اند ، که در زیر به مهم ترین آنها اشاره می گردد .
در یک طبقه بندی باررا و آنلی[۲] شش مقوله حمایت اجتماعی را مطرح کرده اند:
مساعدت های مالی : به شکل پول و یا سایر چیزهای فیزیکی
مساعدت رفتاری : مشارکت فیزیکی در انجام وظایف و امور
تعاملات صمیمی : رفتارهای مشورتی غیر مستقیم مانند گوش دادن،انجام دادن،درک و تفاهم و احترام به طرف مقابل
راهنمایی : ارائه تدبیر،راهکار ،پیشنهاد،اطلاعات
بازخورد: آماده کردن افراد برای تفکر مجدد در خصوص رفتارها،تفکرات و احساساتشان
تعاملات اجتماعی مثبت : درگیری در تعاملات اجتماعی برای تفریح و سرگرمی
اساسی ترین ابعاد حمایت اجتماعی در دو بعد طبقه بندی می شود :
بعد ساختاری؛ که ویژگی های کمی و عینی منبع حمایت را در بر می گیرد که شامل روابط اجتماعی رسمی یا غیر رسمی فرد با دیگران و تعداد نقش هایی که فرد ایفا می کند؛ می شود. این بعد حمایت اجتماعی ناظر به شبکه روابط اجتماعی فرد با دیگران است و تعداد افراد مورد تعامل ، نوع و میزان ارتباطات مجموعه افرادی را در یک شبکه با هم پیوند دارند، در بر دارد.
بعد عملکردی؛که شامل ویژگی های کیفی و ذهنی حمایت می باشد. این بعد به خصایص روابط اجتماعی که فرد برقرار می کند، مربوط است. اهمیت بعد عملکردی از این رو است که روابط اجتماعی فرد تا چه حد می تواند در هنگام مواجه با فشارهای روانی و اجتماعی به مثابه تعدیل کننده و محافظ عمل نمایند .
کوب[۳] (۱۹۷۶) انواع حمایت اجتماعی را شامل :۱) حمایت عاطفی ۲)حمایت اعتباری(ارزشی) ۳)احساس تعلق داشتن؛ می داند .
کاپلان (۱۹۷۷) پیشنهاد نمود که ابعاد کارکردی حمایت اجتماعی، تمام نیازهای اجتماعی اساسی را شامل می شود.نیازهای اجتماعی اساسی ، علاقه و محبت، اعتبار و ارزش و یا موافقت، تعلق ،هویت و امنیت را در بر می گیرد.تعاریف کوب و کاپلان به حمایت عاطفی محدود شده است.اخیراً محققان حمایت ابزاری و اطلاعاتی را هم در تعاریف مفهومی از حمایت اجتماعی وارد کرده اند . به عنوان مثال هوس[۴] (۱۹۸۷)حمایت اجتماعی را در ۴ دسته وسیع متمایز می کند: ۱٫ حمایت عاطفی که با سهیم شدن در تجارب زندگی پیوند می خورد و توجه ، مراقبت ، علاقه و صداقت را شامل می شود ، ۲٫ حمایت ابزاری که فراهم کردن وسایل و خدمات در دسترسی را برای فرد شامل می شود تا مستقیماً فرد را در برطرف کردن نیازش کمک کند ، این حمایت از طریق دوستان نزدیک ، همکاران ( هم رده ها) و همسایگی ها تأمین می شود ، ۳٫ حمایت اطلاعاتی که حمایت به وسیله نصیحت ، پیشنهاد و اطلاعاتی است و فرد در مواجه با مسائل می تواند از آنها استفاده کند، ۴٫ حمایت ارزیابی که نوعی اعتبار بخشیدن است(نوریس،۲۰۰۹:ص۱۵ ) .
براساس تعریف مفهومی کاپلان(۱۹۷۴) ،تویتس[۵] (۱۹۸۲)بیان می کند که حمایت اجتماعی باید به وسیله میزان و درجه ای که نیازهای اجتماعی اساسی فرد از طریق تعاملات با دیگران تأمین می گردد ، تعریف شود. بعد از یک بازنگری جامع در مقالات ، تویتس(۱۹۸۲) پیشنهاد کرد که حمایت ابزاری ( مانند فراهم نمودن یاری و کمک محسوس و ملموس از طریق خدمات کاری یا خانوادگی ) و حمایت عاطفی (مانند فراهم نمودن کمک غیر ملموس نظیر علاقه ، نصیحت و اعتبار)، تمام نیازهای اجتماعی اساسی را در بر می گیرد و تمام انواع دیگر حمایت را شامل می شود (نوریس،۲۰۰۹:ص۱۵ ). حمایت عاطفی به میزان و دریافت محبت، مراقبت، همدردی و درک از دیگران ، مرتبط است (تویتس،۱۹۹۵:ص۲۶). حمایت عاطفی معمولاً به وسیله یک محرم( رازدار) و یا شبکه ای از افراد نزدیک صمیمی فراهم می شود(برکمن،۲۰۰۰:ص ۲۵).
حمایت ابزاری به کمک و یاری درنیازهای محسوس زندگی روزمره برمی گردد که شامل خرید خانه، پختن وتمیز کردن می شود.
به عقیده محققان اساساً ۵ نوع حمایت اجتماعی وجود دارد:
حمایت عاطفی ؛ ابراز همدردی، توجه ، محبت و علاقه نسبت به فرد را در بر می گیرد، به این معنا که فرد در هنگام فشار روانی احساس می کند که به جایی تعلق دارد و همین حس ، آسایش و آرامش را برای وی فراهم می نماید . می توان گفت منابع این نوع حمایت ، کسانی هستند که فرد برای دلداری ، تسلی و یافتن احساس اطمینان به آن ها رجوع می نماید.از نظر لاندرمن و دیگران ، حمایت عاطفی بعدی از حمایت اجتماعی است که در برگیرنده کاربرد روابط اجتماعی در سهیم شدن عواطف، یافتن تفاهم ، تخلیه یأس و سرخوردگی و افزایش عزت نفس است (قدسی،۱۳۸۲ :ص۶)
حمایت ارزشی؛ با ابراز احترام ، تشویق و تائید نظرها و احساسات فرد نمود پیدا می کند . این حمایت ، احساس ارزشمندی ، لیاقت و اعتبار را در فرد افزایش می بخشد .
حمایت مادی ؛ شامل کمکهای مستقیم به فرد است .
حمایت اطلاعاتی ؛ پیشنهاد ، توصیه کردن و کمک به فرد برای فهم یک مسئله و یا مشکل را شامل می شود . اطلاعاتی که فرد بتواند در برابر مسائل شخصی و محیطی از آن ها استفاده نماید ، می تواند به عنوان یک منبع حمایتی محسوب گردد .
حمایت شبکه ای؛ فرد به دلیل عضویت در گروهی با علایق و فعالیتهای خاص حمایتی را دریافت می دارد .
۲-۲-۱-۲منابع حمایت اجتماعی حمایت اجتماعی از منابع مختلفی می تواند تأمین گردد : خانواده،دوستان، همکاران،مدیران و….هریک از این منابع قادر هستند که فقدان منابع حمایتی دیگر را جبران نماید . این منابع را در دو گروه کلی می توان تقسیم بندی نمود :
حمایت های رسمی که غالباً از سوی مؤسسات و نهادهای خصوصی و دولتی ارائه می شود.
حمایت های غیر رسمی که از روابط شخصی فرد با خانواده ،دوستان و… به ویژه در هنگام بحران ها و نیازها ناشی می شود.
توجه به این نکته ضروری است که بین حمایت های رسمی سیستم های خدماتی و حمایت های غیر رسمی دوستان و خانواده ، تمایز وجود دارد.حمایت های اجتماعی غیر رسمی نسبت به حمایت های رسمی ساختار یافتگی کمتری داشته و به صورت آزادانه انجام می شوند.
۲-۲-۱-۳کارکردهای حمایت اجتماعی همه افراد در طول زندگی خود ( در هر سنی ) ، درجاتی از استرس را تجربه می کنند و در صدد کنار آمدن با آن بر می آیند. به فرآیندی که برای مهار ناهماهنگی اداراک شده بین ملزومات و منابع در یک موقعیت استرس زا توسط افراد به کار گرفته می شود؛ کنارآمدن گفته می شود ( سارافینو،۱۳۸۴:ص۲۳۲) . یکی از راهکارهای کنار آمدن با موقعیت های استرس زا، افزایش حمایت های اجتماعی است و تحقیقات نشان داده اند که حمایت اجتماعی ، به افراد در کنار آمدن با فشار روانی کمک می نماید( سانتراک ،۱۳۸۳:ص ۳۱۵) و موجب تخفیف شماری از نشانگان درماندگی روانشناختی از قبیل افسردگی ، اضطراب و ناخشنودی می شود (آزاد،۱۳۷۴٫ص ۱۶۰). کاپلان (۱۹۷۴)، کاسل[۶] (۱۹۷۴،۱۹۷۶) و کوب (۱۹۷۶) از اولین کسانی بودند که بر نقش حمایت اجتماعی در سلامت روانی تأکید کردند . به طور کلی بیشتر مقالات پیرامون حمایت اجتماعی اشاره داشتند که حمایت اجتماعی به عنوان یک سپر در مقابل تأثیرات زیان آور جسمی و روانی فشارهای زندگی عمل می کند(نوریس،۲۰۰۹:صص۱۵-۱۴).
تامپسون (۱۹۹۵) برای حمایت اجتماعی کارکردهای زیر را بیان کرده است: ضربه گیری در برابر استرس ها، دسترسی به اطلاعات، خدمات و منابع مادی، کسب مهارت، مشاوره و ارائه راهکار و راهنمایی، نظارت، کنترل اجتماعی (خیراله پورص۷۸:صص۶۱-۵۹) .
کارکردهای حمایت اجتماعی در سه گروه کلی عبارتند از:
کمک محسوس : در هنگام فشارهای روانی ، خانواده و دوستان می توانند خدمات و امکانات خوبی را در اختیار فرد قرار دهند.
اطلاعات : منابع حمایتی نظیر دوستان و خانواده با ارائه راهکارها و پیشنهاداتی درخصوص فشار روانی ایجاد شده، در مقابل فشار روانی فرد را قادر به مقابله می نمایند .
حمایت هیجانی : اطمینان فرد نسبت به این امر که برای دیگران ارزشمند است ، در زمان رویارویی با فشار و استرس که عزت نفس اغلب کاهش می یابد ، به او کمک می کند که با دلگرمی بیشتری با فشار روانی کنار بیاید .اغلب مطالعات و تحقیقات در زمینه حمایت اجتماعی ، تأثیر مبادلات عاطفی را مورد توجه قرار داده اند. این مطالعات نشان می دهند که داشتن رابطه نزدیک و خصوصی با کسی برای کاهش و یا از بین بردن تأثیر عوامل استرس زا ،بسیار اهمیت دارد (تاسیگ،۱۳۸۶:ص۷۰) .
۲-۲-۱-۴عوامل مؤثردر بهره مندی از حمایت اجتماعی عوامل متعددی در تعیین بهره مندی از حمایت اجتماعی مؤثرند.بعضی از این عوامل به خود فرد مربوط می شوند (عوامل درون فردی) ؛ به عنوان نمونه خلق و خوی فرد ، تعیین کننده اینست که فرد، گیرنده یا دهنده حمایت باشد (سارافینو،۱۳۸۴:ص ۲۴۳) . افراد از لحاظ میزان نیاز و علاقه به روابط اجتماعی متفاوت هستند و احتمال برخورداری و نیز ارائه حمایت اجتماعی توسط آنهایی که بیشتر درصدد برقراری ارتباط با دیگران می باشند ، بیشتر است. فردی که اجتماعی نباشد، به دیگران کمک نکند و اجازه ندهد دیگران بفهمند که به کمک نیاز دارد ، احتمالاً از حمایتی برخوردار نخواهد شد. بعضی افراد آنقدر که لازم است، جسارت کمک طلبیدن را ندارند ، یا نمی خواهند مزاحم دیگران شوند ، یا می خواهند مستقل شوند، یا نمی دانند که از چه کسی کمک بخواهند ، یا نمی توانند به کسی اطمینان کنند.
یکی دیگر از عوامل تعیین کننده بهره مندی از حمایت اجتماعی، ساختار شبکه اجتماعی فرد ، یعنی پیوندهایی است که فرد با اعضای خانواده و جامعه خود دارد (سارافینو،۱۳۸۴:ص ۱۸۰) . مطالعات گسترده در مورد حمایت اجتماعی نشان داده است که به طور مشخص خویشاوندان ، دوستان ، همسایگان و همکاران به عنوان منابع مهمی هستند که می توان در صورت نیاز به کمک آنها مراجعه کرد. پیوندهای گوناگون- که از نظر وسعت ، میزان صمیمیت ، تعداد ارتباطات و نزدیکی متفاوت هستند- حمایت های اجتماعی مختلفی را برای اعضای شبکه فراهم می سازند . بنابراین تنوع روابط ، طیف وسیعی ازحمایت های متنوع را برای افراد فراهم می آورد و این حمایت های اجتماعی افراد را قادر می سازد تا توانایی رویارویی با مشکلات روزمره زندگی و بحران های زندگی را داشته باشند و به خوبی آنها را سپری کنند.
میزان حمایت اجتماعی که افراد دریافت می کنند ، همچنین به جنس و گروه فرهنگی اجتماعی آنان بستگی دارد.برخی شواهد نشان می دهد که زنان در مقایسه با مردان ، کمتر از همسرانشان از حمایت برخوردار می شوند و برای کسب حمایت اجتماعی ، بیشتر به دوستان زن خود تکیه می کنند (سارافینو،۱۳۸۴،ص ۱۸۱) .
تحقیقات نشان داده است ، افرادی که با وقایع استرس زا به خوبی کنار می آیند ،بیشتر امکان دارد که دیگران را به خود جذب کنند و احتمال دوری دیگران از آنها بسیار اندک است. در حالی که آن گروه از افراد که در مقابله با استرس مشکل دارند ،چنین نیستند؛ این بدین معناست که افرادی که بیش از همه به حمایت اجتماعی نیاز دارند، کمتر احتمال دارد که از آن بهره مند شوند. (سارافینو،۱۳۸۴،ص ۲۴۳)
۲-۲-۱-۵ نظریه های حمایت اجتماعی۱٫۵٫۱٫۲٫۲تئوری های شکل گیری روابط بسیاری از محققان رابطه را به عنوان عنصر مبنایی حمایت اجتماعی می دانند و میزان برخورداری افراد از حمایت اجتماعی را براساس داشتن رابطه با دیگران و درگیری در آن بر حسب شدت رابطه ، ارزیابی می نمایند . از این رو قبل از پرداختن به تئوری های اصلی حمایت اجتماعی ، ضرورت دارد تئوری هایی که چگونگی شکل گیری روابط منتقل کننده منابع اجتماعی را تبیین می کنند، مورد بررسی قرار گرفته شوند.
این تئوری ها در یک دسته بندی کلی در ۵ طبقه قرار می گیرند ،که عبارتند از: رویکرد های مبادله و انصاف، رویکرد رشد مرحله ای رابطه،رویکرد علی تعاملی، رویکرد تقویت، رویکرد هماهنگی شناختی
۱٫۱٫۵٫۱٫۲٫۲ رویکرد های مبادله و انصاف :
در این رویکرد ، معیار حفظ و تداوم روابط، میزان داده ها و ستانده های آنهاست و افراد علاقمند هستند که بین آنچه که در یک رابطه هزینه می کنند و آنچه که از آن دریافت می نمایند ، توازن برقرار باشد . از تئوری های مربوط به این رویکرد ؛ می توان به تئوری وابستگی متقابل کلی و تیبات[۷]، تئوری انصاف هاتفیلد[۸] و مدل سرمایه گذاری راسبالت[۹] اشاره کرد.تئوری وابستگی متقابل کلی و تیبات در اکثر تئوری های مبادله،اصلی ترین فرض اینست که برای تحقق نتیجه رضایت بخش از یک رابطه، باید پاداش های هر دو طرف رابطه، بیشتر از هزینه هایی باشد که آنها متحمل می شوند. از دیدگاه کلی و تیبات ، افراد برای ارزیابی رضایتبخش بودن رابطه خود با دیگران ، از معیار سطح مقایسه استفاده می کنند . سطح مقایسه معیاریست که منعکس کننده کیفیت نتایجی است که فرد احساس می کند در یک رابطه استحقاق به دست آوردن آنها را دارد و در نهایت براساس همین معیار ، تصمیم به ادامه و یا ترک رابطه را می نماید (پرلمن و فهر : (Perlman and Fehr,1989
کلی و تیبات در ارتباط با احتمال ترک کردن رابطه، اصطلاح وابستگی [۱۰] را بکار می برند.وابستگی تابعی است از نتایج رابطه منهای سطح مقایسه برای جانشین های رابطه. اگر پس از ارزیابی نتایج رابطه کمتر از سطح مقایسه باشد، به احتمال بیشتری فرد رابطه را رها خواهد کرد و هر چه احتمال ترک رابطه بیشتر باشد ، نشان دهنده وابستگی کمتر فرد به آن رابطه خواهد بود(قدسی.۱۳۸۲: ص۶۹).
تئوری انصاف هاتفیلد در این تئوری نیز فرض اصلی اینست که افراد در روابطشان سعی می کنند ، حداکثر نتیجه را به دست بیاورند (والستر و دیگران :Walster,et .1978 (.طبق این تئوری افراد علاقه دارند که نتیجه رابطه را برای خود با نتیجه آن برای طرف دیگر رابطه مقایسه کنند.”رابطه منصفانه رابطه ایست که در آن فرد احساس کند که نسبت داده/ نتیجه[۱۱] هایش با نسبت داده / نتیجه های طرف مقابل رابطه مشابه باشد”(همان:ص۷۰).
به اعتقاد نظریه پردازان تئوری انصاف ، چنانچه یک طرف رابطه به دنبال حداکثر سازی نتایج رابطه برای خود باشد، در طرف دیگر احساس ناخرسندی و کمبود ایجاد خواهد شد.در چنین شرایطی فرد ناراضی از رابطه،به طرق مختلفی از جمله تلاش برای تغییر نتایج رابطه، استفاده از مکانیزم روانی متقاعد کردن و ترک رابطه، درصدد اعاده انصاف بر می آید.
مدل سرمایه گذاری راسبالت این مدل در واقع مدل بسط یافته تئوری تیبات و کلی با توجه به مفاهیم تعهد و رضایت است (Rusbult,1980) . راسبالت در چهارچوب رویکرد وابستگی متقابل عنوان می کند که رضایت افراد از یک رابطه در سه حالت افزایش پاداش ها ، کاهش هزینه ها و کمتر شدن انتظارات شخصی آنها ، بیشتر می شود . براساس پیش بینی نظریه پرداز این مدل، اگر فرد جانشین های ضعیفی برای رابطه فعلی خود داشته باشد، به آن رابطه متعهد تر می گردد.راسبالت در مدل خود ، فراتر از تئوری مبادله عنوان می کند که تعهد نیز در رابطه می تواند متأثر از سرمایه گذاری ( منابعی نظیر پول، وقت و انرژی عاطفی ) باشد؛ هرچه سرمایه گذاری در یک رابطه سنگین تر، تعهد فرد به آن بیشتر.از نظر او سرمایه گذاری به علت ماهیتی که دارد و به سادگی قابل جدا شدن از رابطه نیست ، از پاداش و هزینه متمایز می باشد.سرمایه گذاری با فسخ رابطه از بین می رود و یا به لحاظ مقدار به طور قابل توجهی کاهش می یابد . از این رو سرمایه گذاری ها با افزایش دادن هزینه فسخ رابطه ، به حفظ آن کمک نموده و میزان تعهد را افزایش می دهد ( قدسی،۱۳۸۲: ص ۷۲) .
۲٫۱٫۵٫۱٫۲٫۲رویکرد رشد مرحله ای رابطه در این رویکرد، فرآیند ایجاد و رشد رابطه مورد توجه قرار می گیرد . فرآیند ایجاد رابطه به صورت تدریجی و مرحله ای در نظر گرفته می شود و برای ارتقاء از یک مرحله به مرحله دیگر متغیرهایی را دخیل می کند. از تئوری های مربوط به این رویکرد ؛ می توان به مدل شکل گیری و گسترش رابطه لوینگر و استوک[۱۲]، تئوری نفوذ اجتماعی آلتمن و تیلور[۱۳] اشاره کرد.
مدل شکل گیری و گسترش رابطه لوینگر و استوک در این مدل فرض اینست که کلیه روابط در طیفی نظری از عدم رابطه تا رابطه کامل قرار دارند.این طیف مراحل مختلفی را شامل می شود:
مرحله صفر: افراد از وجود هم اطلاعی ندارند و هیچ تماس و رابطه ای وجود ندارد.
مرحله یک: یکی از طرفین رابطه نسبت به دیگری شناخت و آگاهی دارد، اما هنوز رابطه ای برقرار نشده است .
مرحله دو: بین طرفین تعامل و ارتباطی رسمی متأثر از هنجارها و نقشهای اجتماعی وجود دارد .
مرحله سه: طرفین رابطه در اثر تعاملاتی که کمتر رسمی هستند،در تجارب یکدیگر سهیم می شوند و اشتراکاتی پیدا می کنند.
شکل ‏۲۱ طیف شکل گیری و گسترش رابطه لوینگر و اسنوک در این مدل در سیر مراحل فوق متغیرهایی از جمله همجواری فیزیکی ، نزدیکی اجتماعی ، تشابه نگرش ها ، مکمل بودن نیازها و سطح خود افشاسازی ، دخالت دارند ( قدسی.۱۳۸۲: صص۷۵-۷۴ ) .
. تئوری نفوذ اجتماعی آلتمن و تیلور این تئوری بیان می کند که شکل گیری رابطه و ایجاد دوستی، فرآیندی تدریجی است.طبق تئوری نفوذ ، فرد بعد از برقراری تعامل ، نتایج آن را با توجه به انتظارات پیش از تعامل و جانشین های رابطه در دسترس، ارزیابی می نماید و رابطه طی فرآیندی مستمر از ارزیابی و پیش بینی ، رشد می یابد . به نظر آلتمن و تیلور ، پایدارترین و نزدیک ترین روابط ، روابطی اند که به آهستگی و طی تعاملات مکرر رشد کرده باشند(قدسی.۱۳۸۲: ص۷۸).
چهار مرحله رشد رابطه که توسط آلتمن و تیلور تعیین شده است ، در شکل زیر دیده می شود:
شکل ‏۲۲ مراحل رشد رابطه آلتمن و تیلور در مرحله مبادلات پایدار، طرفین رابطه با توجه به شناخت کامل از یکدیگر ، با هم تعامل خود انگیخته دارند و می توانند احساسات و رفتار احتمالی طرف دیگر را سریعاً تفسیر و پیش بینی کنند .
رویکرد علی تعاملی این رویکرد به توضیح وابستگی علی روابط نزدیک می پردازد.در این رویکرد شرایط علی ساختاری مؤثر در رابطه در سطوح محیطهای اجتماعی، فیزیکی و… در نظر گرفته می شود. تئوری مربوط به این رویکرد، مدل علی تعاملی زوجی[۱۴] است.
مدل علی تعاملی زوجی: در این مدل که به تبیین روابط نزدیک[۱۵] می پردازد ، این موضوع مطرح می شود که درگیری فرد در روابط نزدیک با همسر ، خویشاوندان و دوستان ، عواطف ، افکار و کنش های او را تحت تأثیر قرار می دهد . در این نوع روابط ، وابستگی متقابل که در برگیرنده اتصالات علی متقابل در عواطف ، افکار و کنشهای طرفین رابطه است، اثر تعیین کننده ای بر جهت دهی رفتار فرد دارد ، به نحوی که رفتار یک طرف رابطه ،بر رفتار طرف مقابل مؤثر است و بالعکس . براساس این مدل رابطه نزدیک مانند دوستی یا ازدواج، رابطه ایست که دارای اتصالات متقابل نسبتاً مکرر ، متنوع ، قوی و با دوام در عاطفه ، افکار و کنش هاست (قدسی،۱۳۸۲: ص۷۳) . سطح بالای نزدیک بودن در یک رابطه دلالت بر این دارد که طرفین رابطه قادر به اثرگذاری عمیق بر یکدیگرند و طرح ها، اهداف و رفتار آنها با هم ارتباط علی بیشتری دارد و توانایی مستقل عمل کردن آنها کمتر است.
رویکرد تقویت در این رویکرد ، پاداش به عنوان عامل اصلی ایجاد کننده و حفظ کننده رابطه مورد توجه قرار می گیرد و براساس آن هرچه رابطه ای پاداش دهنده تر باشد، فرد بیشتر خود را در آن رابطه درگیر می نماید . تئوری مربوط به این رویکرد،شرطی سازی کلاسیک لات و لات[۱۶] است.
مدل شرطی سازی کلاسیک لات و لات: این رویکرد مبتنی بر اصول شرطی سازی کلاسیک به ویژه روش هول- اسپنس[۱۷] است . فرض اصلی رویکرد اینست که دوست داشتن یک شخص ناشی از شرایطی می شود که فرد، پاداش را در حضور آن فرد، صرف نظر از رابطه بین آن شخص و موقعیت پاداش دهنده، تجربه کند . از این لحاظ فرد ، شخص یا اشخاصی را که در هنگام پاداش گرفتن او حضور داشته اند، دوست خواهد داشت .
رویکرد هماهنگی شناختی این رویکرد تشکیل رابطه را مبتنی بر هماهنگی شناختی و عنصر اساسی برای تداوم و حفظ آن را همین توازن شناختی می داند.تئوری سازماندهی شناختی هایدر[۱۸] و تئوری توازن نیوکامب [۱۹]، مربوط به این رویکرد هستند .
تئوری سازماندهی شناختی هایدر فرض اصلی در این تئوری آنست که نگرشهای یک فرد به افراد دیگر و نگرشهای او به اشیاء ، دارای خواص مشابهی است . هایدر به ارتباط بین ادراک کننده P ، شخص دیگر Oو یک شیئ X می پردازد. این سیستم اغلب در یک نمودار مثلثی ارائه می شود که در آن P و O در بالا و X در پائین قرار می گیرند و در میان آنها خطوط ترسیم می شود . از نظر هایدر حالت توازن در این نمودار ، در صورتی که همه خطوط روابط ممکن بین P ، OوX مثبت و یا دو رابطه منفی و یکی مثبت باشد، برقرار می شود.همچنین با این بیان ، تئوری خود را روشن می نماید که اگر P ، O را دوست داشته باشد و O هم X را ، در آن صورت P باید نگرشی مثبت بهX داشته باشد.
تئوری توازن نیوکامب در مدل نیوکامب،مؤلفه ها و اجزای تشکیل دهنده مثلث توازن ( که در تئوری هایدر نیز مطرح شده است) به طور انحصاری تعریف می شود . نیوکامب در تئوری خود نه تنها علایم روابط بلکه شدت نگرشها و جاذبه را نیز مورد توجه قرار می دهد.
۲٫۵٫۱٫۲٫۲ تئوری های حمایت اجتماعی در مطالعات ابتدایی پیرامون حمایت اجتماعی ، این واژه بر حسب شمار تماس ها تعریف می گردید (آرمسترانگ،۱۳۸۷: ص۱۰۹) . بر این مبنا فردی که در هفته ،دارای ده تماس است ، دو برابر شخصی که پنج تماس در هفته دارد، از حمایت اجتماعی برخوردار می باشد.اما برای در نظر گرفتن تعداد تماس ها به عنوان شاخص سنجش میزان حمایت اجتماعی ایراداتی مطرح گردید. تماس ها ی ( روابط ) فرد ممکن است علی رغم متعدد بودن ، از آن صمیمیت و نزدیکی که فراهم کننده حمایت اجتماعی باشد، برخوردار نباشد.ضمن اینکه برخی از پیوند های اجتماعی ممکن است ، منشأ فشار محسوب گردند .
بنا براین نظریه پردازان حمایت اجتماعی بر این امر تاکید می نمایند که روابط صرفاً به عنوان منابع حمایت اجتماعی محسوب نمی شوند ، به عبارت دیگر تمام روابطی که فرد با دیگران دارد ، حمایت اجتماعی نمی باشد؛ مگر در صورتی که فرد بتواند آنها را به عنوان یک منبع در دسترس و مناسب ادراک نماید.
تئوری ها و مدل های حمایت اجتماعی را براساس فاکتورهای مختلفی می توان دسته بندی نمود که به برخی ازآنها اشاره می شود :
۱٫۲٫۵٫۱٫۲٫۲مدلهای مربوط به میزان تغییر در اندازه و جهت حمایت اجتماعی در دوره های زندگی تئوری کناره گیری از رابطهکومینگ و هنری[۲۰] این تئوری را در دو سطح کلان و خرد مطرح می کنند . در سطح خرد تئوری کناره گیری از رابطه با در نظر گرفتن سه نوع هنجار، یعنی هنجارهای قانونی( مانند بازنشستگی در سنین خاص) ، هنجارهای اجتماعی ( مانند بها دادن به جوانی) و هنجارهای زیستی( مانند کاهش نیروی جسمانی با افزایش سن) قائل به این مطلب است که افراد با ورود به سنین سالمندی، روابطشان را با اعضای شبکه های اجتماعی شان از دست می دهند و در نتیجه حمایت های اجتماعی کمتری دریافت می نمایند .
تئوری بانک حمایتی این تئوری که توسط آنتونوسی[۲۱](۱۹۸۵) مطرح گردید، میزان ورودی و خروجی حمایت را بر حسب سن توضیح می دهد و بیان می کند که بین جریان گرفتن و دادن حمایت و میزان سن ، توازن های مختلفی وجود دارد . آنتونوسی با توضیح روابط والدینی – فرزندی که به لحاظ توع رابطه ، تعلق و تعهد از حمایتی ترین روابط است ، تئوری خود را تبیین می نماید . بر اساس این نظریه والدین قبل از رسیدن به سنین سالمندی، از فرزندان خود ، حمایت های فراوانی را به عمل می آورند اما با گذشت زمان و پا به سن گذاشتن آنها ، این جریان معکوس می شود و والدین حمایت های بیشتری را دریافت می کنند.
مدل کمبود[۲۲] مدل کمبود در صدد است تا رابطه بین حمایت اجتماعی و تنهایی را بر حسب کمبود های فردی که نیاز به حمایت دارد ، توضیح دهد (استیمتر:Stamter,1994).
در این مدل سه نوع کمبود که بر توانایی افراد تنها اثر می گذارد تا آنها نتوانند سطوح مناسب حمایت اجتماعی را دریافت کنند ، تشخیص داده شده است.
کمبودهای ادراکی : این کمبود موجب می گردد که فرد نتواند در مواقعی که حمایت اجتماعی در دسترس وی قرار دارد ، آن را تشخیص دهد و درک نماید.
توجه به این نکته ضرورت دارد که اعتقاد به وجود حمایت اجتماعی( ادراک) نسبت به دریافت واقعی حمایت اجتماعی اهمیت بیشتری دارد.
کمبود در تأمین حمایت برای دیگران:این کمبود بر توانایی فرد تنها برای ایجاد روابط معنی دار با دیگران اثر گذارست ، دیگرانی که برقراری تعامل با آنها منجر به دریافت حمایت های اجتماعی از سوی آنها می شود .
کمبود در توانایی کسب حمایت از دیگران: این کمبود به تهدید کننده بودن کسب حمایت اجتماعی برای عزت نفس فرد و پر هزینه بودن آن ، مربوط می باشد.
شکل ‏۲۳ مدل کمبود۲٫۲٫۵٫۱٫۲٫۲مدلهای مربوط به پیامدهای حمایت اجتماعی بر سلامتی پژوهشگران برای تبیین چگونگی تأثیر حمایت اجتماعی بر سلامتی، دو مدل را مطرح کرده اند .
مدل تأثیر مستقیم( کلی) حمایت
براساس این مدل ، سلامتی متأثر از میزان بهره مندی از حمایت اجتماعی است و حمایت اجتماعی صرف نظر از اینکه فرد تحت تأثیراسترس باشد یا نه، باعث می شود تا فرد ازتجارب منفی پرهیز کند و از این رو اثرات سودمندی برسلامتی دارد.درگیری افراد در شبکه های مختلف اجتماعی اعم از شبکه های خانوادگی، دوستی و همسایگی ، منابعی حمایتی را فراهم می آورند که فرد با جذب بیشتر در آنها، شرایط مطلوبی را جهت دریافت حمایت کسب می نماید .
شکل ‏۲۴مدل تأثیر مستقیممدل تأثیر غیر مستقیم حمایت( فرضیه سپر/ضربه گیر) این مدل عنوان می کند که حمایت اجتماعی تنها برای افراد تحت استرس سودمند است و چون مانعی در مقابل نفوذ استرس بر فرد عمل می کند . حمایت اجتماعی و حتی ادراک حمایت اجتماعی با پاسخهای ایمنی بدن ارتباط دارد . در این مدل محافظت حداقل به دو طریق صورت می گیرد:
۱٫ ارزیابی شناختی ؛ به این معنا که فرد در زمان مواجه با استرس به پشتوانه منابع حمایتی خود ،موقعیت پیش آمده را استرس زا ارزیابی نمی کند.
۲٫ تعدیل واکنش در برابر موقعیت استرس زا ؛ یعنی منابع حمایتی فرد را از این نکته آگاه می سازند که این موقعیت چندان دشوار و با استرس نبوده است.
به اعتقاد لیبرمن(۱۹۸۸) از نظر تئوریکی ، منابع اجتماعی می توانند هم بر وقوع و هم بر اثرات استرس به شیوه های زیر تأثیر بگذارد:
کاهش احتمال وقوع موقعیت های استرس زا
تسکین یا اصلاح استرس در اثر تغییر ادراک فرد از واقعه به جهت تعامل با دیگران مهم
تغییر رابطه بین اهمیت واقعه و استرس ایجاد شده توسط آن
نفوذ بر راهبردهای مقابله ای در اصلاح رابطه بین واقعه استرس زا و اثر آن
به حداقل رساندن تأثیر وقایع استرس زا بر عزت نفس و احساس تسلط شخصی
تأثیرگذاری مستقیم بر سطح سازگاری
۳٫۲٫۵٫۱٫۲٫۲ مدلهای مربوط به نحوه کسب حمایت اجتماعی بر حسب اولویت در رابطه ، جایگزین های روابط از دست رفته یا توافق در روابطمدل سلسله مراتبی- جبرانی[۲۳] این مدل تأمین حمایت را مبتنی بر اولویت و اهمیت روابطی می داند که افراد با یکدیگر دارند(کانتور:Cantor,1979) . روابط اولیه به لحاظ اهمیت و اولویتی که دارند، ایده آل ترین نوع رابطه حمایتی برای طیف وسیعی از حمایتهایی است که طرفین رابطه می توانند برای یکدیگر فراهم کنند . هنگامی که روابط اولیه ای مثل همسری و فرزندی وجود ندارد ، روابط پائین تر نظیر دوستی می تواند جانشین آن روابط اولیه شود . در این مدل روابط اولیه ، حالتهای مرجع برای حمایت اجتماعی به حساب می آیند و در زمان فقدان پیوندهای اولیه، پیوندهای مرتبه بعد جایگزین می گردند . بنابراین طبق مدل سلسله مراتبی، پیوندها به لحاظ شدت رابطه و حمایتهای حاصل از آن اهمیت سلسله مرتبه ای دارند و فرد در صورت عدم دسترسی به روابط اولیه ، روابط مرتبه پائین را برای جبران آن بکار می برد.
مدل تخصیص وظیفه[۲۴] نظریه پردازان این مدل اعتقاد دارند که هر رابطه ای نوع خاصی از حمایت را به دنبال دارد.شبکه های حمایتی فرد هر کدام بنا بر نوع رابطه ای که پیرامون آن رابطه تشکیل شده اند ؛ حمایت ویژه ای را برای فرد فراهم می نماید (لیتواک:Litwak,1985) .
مدل تخصیص کارکردی[۲۵] از دیدگاه این مدل، روابط در طی زمان و موقعیت به توافق می رسند (سیمون: Simon,1984) و انتظار می رود که نسبت به این موضوع که حمایتهای مختلف توسط چه کسی فراهم می شود ، تفاوت وجود داشته باشد . هر پیوندی می تواند بسته به اینکه طرفین رابطه به چه نحوی بر روی آن رابطه به توافق رسیده باشند ، نوع خاصی از حمایت یا گروهی از حمایتها را برای فرد تأمین نماید . دوستان و همکاران که براساس مدل تخصیص وظیفه در روابط کارکردهای مصاحبتی و دوستی دارند ، برطبق مدل تخصیص کارکردی می تواند با توجه به توافق دو طرف نسبت به رابطه و تعامل با یکدیگر، دامنه وسیع تری از حمایت ها را در برگیرد.
مدل هم چینی مناسب استرس و حمایت اجتماعی[۲۶] این ایده که نوع حمایت های اجتماعی دریافتی باید متناسب با زمینه و نوع استرس تجربه شده باشد، توسط کاترونا و همکارانش مورد توجه قرار گرفت(کاترونا و راسل:,Cutrona and Russell, 1990کاترونا و شور:,۱۹۹۲ .(Cutrona and Shur
استرس های خاص نیازهای حمایتی ویژه ای را اقتضا می کند و هر نوع حمایتی با هر نوع استرسی تناسب ندارد . کاترونا در مدل اولیه خود ، عامل تعیین کننده مناسب ترین نوع حمایت را تنها به ویژگی های استرس نسبت می دهد (کاترونا:, ۱۹۹۰ Cutrona) . بهترین خصیصه مورد نظر در ارتباط بین استرس و حمایت اجتماعی ، به اعتقاد کاترونا و شور ، قابلیت کنترل موقعیت استرس زاست.از این رو دو نوع استرس در این مدل مشخص شده است.
استرس قابل کنترل : در رویدادهایی که امکان حذف،کاهش و جلوگیری منبع استرس وجود دارد؛ حمایت های تسهیل کننده کنش از نوع حمایت اطلاعاتی و ابزاری مناسب هستند.
استرس غیر قابل کنترل: حمایت های تشویق کننده از نوع حمایت عاطفی و شبکه ای باید برای فرد فراهم گردد.
شکل ‏۲۵ مدل هم چینی مناسب استرس و حمایت اجتماعی کاترونا۴٫۲٫۵٫۱٫۲٫۲مدلهای مربوط به کاهش یا افزایش حمایت اجتماعی ناشی از تغییر در تعداد پیوندها،عضویت ها و هویت های اجتماعیتئوری انسجام اجتماعی به اعتقاد دورکیم مشکل اصلی جوامع جدید رابطه فرد با جامعه است و خودکشی را به عنوان یکی از پیامدهای تضعیف این رابطه مطرح می کند. از نظر دورکیم تفاوتهای موجود در میزانهای خودکشی ، منطبق است بر میزان انسجام اجتماعی .در گروههایی که از نظر اجتماعی منزوی هستند ،میزان بالایی از خودکشی دیده می شود و میزان پایین خودکشی بیانگر وجود پیوندهای قوی اجتماعی در میان گروههاست. در نتیجه امکان وقوع خودکشی در هنگام تضعیف پیوندها و مشارکت های اجتماعی بیشتر خواهد بود.
شکل ‏۲۶ مدل انسجام اجتماعی دورکیمفرضیه انباشت هویتی تویتس هماهنگ با نظریه پردازان کنش متقابل نمادی این فرض را مطرح می کند و قائل به اینست که هویت های افراد با نقش های اجتماعی شان پیوند دارد . نقش های اجتماعی به عنوان مجموعه انتظارات رفتاری از محیطهایی که شخص در آنها با دیگران تعامل دارد، ناشی می شود . افراد از طریق برآوردن انتظارات نقشی فرصت می یابند تا عزت نفس شان را ارتقا دهند . هویت های نقشی برای افراد در معنایی وجودی ، اطلاعاتی را درباره اینکه آنها کیستند ، فراهم می نماید . همچنین نقش های اجتماعی ایجاد کننده اهداف در زندگی نیز هستند .
تئوری شبکه این تئوری در واقع به دنبال تئوری انسجام اجتماعی دورکیم آمده ، اما تفاوت اصلی آن با تئوری دورکیم در واحد تحلیل آنست . در تئوری شبکه ، توجه معطوف به روابط اجتماعی ، پیوندهای اجتماعی و شبکه پیوندهای فرد است ، حال آنکه تئوری دورکیم تحلیل در سطح کلان بوده و با میزانهای اجتماعی مشخص می شود . در تئوری شبکه ، بخشهای انتزاعی جامعه- مذهب، خانواده، اقتصاد- عرصه های عملکرد شبکه های شخصی هستند و افراد با مشارکت در این عرصه ها به جامعه وصل می شوند (پسکوسولیدو و جرجیانا: Pescosolido and Gorgianna,1989).
شبکه اجتماعی از یک طرف به لحاظ پیوندها و روابطی که در عرصه های چندگانه افراد را به هم متصل می کند،با تئوری انسجام اجتماعی هماهنگ است و از طرف دیگر به لحاظ منابعی که در طی این پیوندها منتقل می شود، به تئوری های حمایت اجتماعی مربوط می شود.
اکثرطبقه بندی های ارائه شده از شبکه های اجتماعی فردی آن را به دو نوع شبکه رسمی و شبکه غیر رسمی تقسیم نموده اند:
الف. شبکه های رسمی: اجتماعات حرفه ای،اتحادیه ها ،کلوپ،احزاب سیاسی، حکومت ها
ب. شبکه های غیر رسمی: خویشاوندان ، دوستان و همسایه ها
اعضای شبکه های غیر رسمی:
خانواده و خویشاوندان :اغلب خویشاوندان، درصد بالایی از اعضای شبکه های فردی را تشکیل می دهند می باشند و به طور کلی،از کل روابط فعال موجود در شبکه،درصد روابط خویشاوندی از روابط غیر خویشاوندی بیشتر است. مطالعات نشان داده که خویشاوندان از نظر اجتماعی معمولا صمیمی ترین و نزدیک ترین عضو یک شبکه می باشند.
روابط خویشاوندی فعال ،از خویشاوندان نزدیک(والدین،خواهر،برادر،همسر و فرزندان خانواده)ناشی می شود و بیشتر خویشاوندان نزدیک ، دوستان صمیمی هم می باشند و بیشتر دوستان صمیمی فرد خویشاوندان نزدیک او هستند ؛ مثل افراد همسن خانواده و خواهران و برادران. علی رغم اینکه افراد مجموعه های وسیعی از خویشاوندان را در اختیار دارند ، اما الگوی معمول حفظ روابط قوی،تنها با مجموعه کوچکی از خویشاوندان نزدیک می باشد و روابط با خویشاوندان دورتر،تنها برای مواقع خاص و صورت لزوم مثل مهاجرت همچنان حفظ می شود . ولمن معتقد است ارتباطات درونی خویشاوندی از یک طرف کنش متقابل را افزایش و از طرفی محدود می کند. محدودیت های ناشی از تعداد معدود و کم خویشاوندان در دسترس برای اعضای شبکه می باشد،اما از طرفی پیوندهای خویشاوندی،تماس های مکرری را با بسیاری از افرادی که شخص از طریق دیگری نمی توانست با آنها ارتباط و ملاقات داشته باشد افزایش می دهد.
دوستان: تقریباً نیمی از شبکه های فعال و صمیمی افراد را دوستان تشکیل می دهند وآنها می توانند دامنه وسیعی از حمایت های اجتماعی را برای افراد فراهم سازند . اگر چه بیشتر پیوندهای دوستانه از نظر کیفیت نسبت به رابطه والدین و فرزندان ارشد ، حمایت های کمتری را ارائه می دهند ، اما کمیت و تنوع حمایت دوستان همانند پیوند خواهر – برادری می باشد . با این وجود دوستی نسبت به خویشاوندی شکننده تر و آسیب پذیر تر است ؛ چرا که این رابطه معمولاً منسجم ، پراکنده و نا متراکم است بدون اینکه تعهدی برای حمایت از دیگری وجود داشته باشد . از آنجا که پیوندهای دوستانه،بیشتر داوطلبانه و ناپیوسته هستند ، این امر موجب می شود که دریافت کنندگان حمایت احساس کنند ، نظارت اندکی روی روابط دارند و حمایت را به عنوان هدیه دریافت می دارند.دوستان به علت خصوصیات و ارزش های مشترک با اعضای شبکه،منبع مهم و برجسته ای از مصاحبت و همراهی با آنها در رسیدگی به وظایف غیر تکنیکی می باشند و همچنین منبع ممتازی از کمک ابزاری موثر و عاطفی محسوب می گردند.
همسایگان: امروزه در دنیای مدرن علی رغم اینکه روابط فرامرزی شده است ،اما هنوز هم مجاورت و همسایگی از اهمیت برخوردار می باشد و پیوندهای همسایگی در شبکه روابط فردی نقش مهمی را ایفا می نمایند . این پیوندها بر خلاف پیوندهای دوستانه که داوطلبانه و ارادی صورت می گیرند ، کمتر ارادی هستند . مجاورت و نزدیکی مکانی با همسایه؛تماس مکرر و ارتباطات منسجم انبوه،آگاهی متقابل از مشکلات و نیازها و کمک کردن را ایجاب می کند . همسایگان منبع اصلی و مهم دوستی ، مصاحبت ، همراهی،کمک برای نگهداری و مواظبت از بچه و خانه هستند . آنها تامین کنندگان اصلی حداقل کالا و خدمات،مصاحبت ،امنیت،کسب اطلاعات،حمایت عاطفی و گاهی مالی می باشند.
تحقیقات نشان داده است که زنان به دلیل مسئولیت اصلی شان در خانه داری ،بیشتر از مردان ، تمایل دارند تا با همسایگان شان در ارتباط باشند . در زندگی مدرن امروزه ، ارتباط با گروههای خویشاوندی و همسایگی کمتر شده است و فقدان ارتباط با همسایگان به عنوان مشخصه زندگی شهری مطرح می شود. در شهرها ، همسایگان آشنایی مبهم وضعیفی با هم داشته و به ندرت هم را می شناسند و این مسئله حمایت مادی،اجتماعی و احساسی را کاهش می دهد . به عقیده فیشر در شهرها به علت گسترش شبکه های مختلف دیگرمثل انجمن ها ، کلوپ ها و مکانهای تفریحی(شبکه های رسمی) ، افراد کمتر با همسایه ارتباط پیدا می کنند.
همکاران: معمولا تعداد کمی از پیوندهای موجود در شبکه های فردی در مقایسه باخویشاوندان،دوستان و همسایگان به همکاران مربوط می شود . همکاران تأمین کنندگان حمایت در زمینه شغلی ، کسب اطلاعات در زمینه تسهیلات و امکانات شغل ، حمایت مالی و مصاحبتی به ویژه برای مردان می باشند. روابط با همکاران ممکن است تنها محدود به ساعات کاری نبوده و بعد از ساعات کاری نیز تداوم یافته و حتی به رفت و آمدهای خانوادگی نیز منتهی می گردد . از سوی دیگر از آنجا که همکاران کار،اهداف و منافع مشترکی دارند ، بهتر می توانند نیازها و مشکلات یکدیگر را رفع نموده و انواع مختلف حمایت ها را برای یکدیگر فراهم نمایند.
ولمن[۲۷] (نظریه پرداز تئوری شبکه) برای تبیین ماهیت شبکه های فردی سه مدل ارائه نموده است:
الف)مدل اجتماع گمشده: این مدل بیان می کند که ، در دنیای مدرن امروز اجتماعات در اثر تغییرات عظیم و گسترده ای نظیر شهرنشینی ، صنعتی شدن ، سرمایه داری،بورکراسی ، جهانی شدن و توسعه تکنولوژی های ارتباطی از بین رفته ، سبک زندگی افراد تغییر کرده و روابط آنها غیر شخصی،زودگذر و ضعیف شده است .
ب)مدل اجتماع حفظ شده: براساس این مدل هنوز هم اجتماعات همانگونه در اجتماعات سنتی و کوچک وجود داشتند ، به طور منسجم منبع مهم تأمین حمایت محسوب می گردند و تغییرات اجتماعی نتواسته است اثری منفی بر پیوندها و ارتباطات اجتماعی افراد در دنیای مدرن داشته باشد.این اجتماعات در محله ها قابل مشاهده است.
ج) مدل اجتماع رها شده: به اعتقاد این مدل که در واقع رویکرد تحلیل شبکه است ، در دنیای مدرن روابط بین افراد در شهرها حالت پخش و پراکنده دارد ، یعنی روابط نه مانند اجتماع گمشده کاملا از بین رفته و نه همچون اجتماع حفظ شده شکل روستایی و محله ایی دارد . در اجتماع رها شده افراد بر مبنای علاقه خود در گروههای مختلف عضویت دارند.
در بیانی کلی دیدگاه تحلیل شبکه معتقد است ، تغییرات عظیم اجتماعی تنها تغییراتی را در الگو و ساختار روابط ایجاد نموده اند، بدون اینکه اجتماع را کاملا از بین ببرند و تنها شکل آن را از حالت همسایگی و محله ای به فرامرزی، پراکنده، متراکم و کمتر مرزبندی شده تغییر داده است(wellman,1999)
اجتماع
متغیرها رها شده حفظ شده گمشده
اندازه شبکه بزرگ بزرگ کوچک
قوت پیوندها قوی قوی ضعیف
درصد خویشاوندان پایین بالا پایین
درصد همسایگان پایین بالا پایین
درصد دوستان بالا پایین بالا
چندگانگی پایین بالا پایین
درصد پیوندهای داوطلبانه بالا پایین بالا
تراکم شبکه متوسط بالا پایین
تماس رودرو پایین بالا پایین
تماس تلفنی بالا متوسط پایین
تجانس نامتجانس متجانس نامتجانس
حمایت اجتماعی متوسط بالا پایین
جدول ۲- ‏۲۱ تیپولوژی ( نوع شناسی ) اجتماع ولمن (wellman,1999:52)
روابط اجتماعی را بر حسب میزان صمیمیت نهفته در آن به لحاظ شدت رابطه می توان در طیفی از پیوندهای ضعیف تا قوی در نظر گرفت. گرانووتر[۲۸] دیگر نظریه پرداز تئوری شبکه،شبکه های اجتماعی را بر همین اساس در دو گروه دسته بندی نموده است:
الف)پیوندهای ضعیف:این پیوند مربوط به کسانی می شود که شخص به ندرت با آنها تعامل دارد ؛ میزان صمیمیت در روابط کم و احساس مسئولیت ،تعهد و علاقه به رابطه پائین است.
ب)پیوندهای قوی :این پیوند مربوط به خویشاوندان ،همسایگان و همکاران می شود که شخص به طور مداوم با آنها در ارتباط و تعامل است؛ میزان احساس صمیمیت در روابط زیاد و احساس مسئولیت ، تعهد و عبلقه به رابطه بالاست.
گرانووتر (۱۹۷۳) چهار بعد را در ارتباط با سنجش شدت و میزان پیوند – قوی یا ضعیف – بیان می نماید: (Bian, 1999)
۱٫میزان زمان صرف شده در رابطه ۲ . شدت یا عمق عاطفی ۳ . صمیمیت ۴٫ خدمات متقابلی که مشخصه پیوند است.
ولمن،ورتلی و گولیا (از پژوهشگران تحلیل روابط بین شخصی)، ویژگی پیوندهای قوی را در سه مشخصه چنین بیان می کنند:(ولمن و گولیا Wellman and Gulia ,1999:.ولمن و ورتلی: Wellman and Wortley,1990)
الف) احساس صمیمیت و خاص بودن رابطه ، میل به مصاحبت با شریک پیوند و سرمایه گذاری داوطلبانه در پیوند
ب ) علاقه به ارتباط مداوم و مکرر در طول دوره ای طولانی از طریق تعاملات در زمینه های اجتماعی گوناگون
ج ) احساس تقابل در رابطه توأم با شناخت و حمایت از نیازهای شریک پیوند
پیوندهای ضعیف و قوی:
روابط اجتماعی حاصل درگیری افراد در پیوندهای اجتماعی قوی و ضعیفی است که افراد در محیطهای مختلف اجتماعی با هم دارند . پیوندهای اجتماعی امکان دسترسی به همه منابع را می دهد ( اسپینوزا Esinoza,1999: ).
از نظر پژوهشگران پیوندها در دوسطح خرد و کلان برای افراد و جوامع اثرگذارند.در سطح خرد عموماً آثار پیوندها به کسب منابع اجتماعی برای افراد معطوف است . در سطح کلان ، پیوندهای ضعیف در برگیرنده انسجام اجتماعی برای جامعه هستند و پیوندهای قوی انسجام درونی را برای گروههای داخل جامعه به همراه دارند.
گرانووتر نظریه پرداز پیوندهای ضعیف ، این پیوندها را دارای دو کارکرد خرد و کلان می داند:
کارکرد خرد : انتشار اطلاعات،اخبار ، ایده ها وآگاهی ها در بین افراد و گروههای مختلف جامعه
کارکرد کلان : انسجام اجتماعی از طریق اتصالات ضعیف (آشنایی ها) بین افراد و گروهها (گرانووتر: ,۱۹۸۲ Granovetter)
در جامعه مدرن پیوندهای ضعیف مهمترین مولد تقسیم کار هستند و برای ادغام افراد در جامعه جنبه پر اهمیتی دارند . این پیوندها افراد را به محیطهای مختلفی وصل می کنند و بنابراین پیوند ضعیف بین هر فردی با آشنایان خود صرفاً یک پیوند آشنایی کم اهمیت محسوب نمی گردد بلکه پل مهمی بین دو دسته از دوستان نزدیک و صمیمی است . در صورتی که این اتصالات ضعیف وجود نداشته باشند، افراد و گروههای دارای پیوند قوی به صورت مجموعه های بسته و در خود فرو رفته باقی می مانند.
پیوندهای قوی(Guanexi) دلالت بر اتصال و پیوند قوی دوتایی و تعهد به مبادله کمک بین دوطرف درگیر پیوند دارد. زمینه های ساختاری خاصی که بستر ایجاد شبکه های پیوندی قوی هستند ، حدود و گستره ی بهره گیری افراد را از این پیوندها مشخص می نماید.
اسپینوزا (۱۹۹۹) تیپولوژی مبادلاتی پیوندهای قوی و ضعیف را براساس جوامع امریکای لاتین و مطالعه ی پیمایشی از شیلی، مطرح می کند که در برگیرنده طبقه بندی کلی مبادلات بر حسب شدت پیوند و نوع روابط اجتماعی می باشد . براساس این طبقه بندی، چهار زمینه رابطه ای وجود دارد که تبادل منابع حمایتی از طریق آنها صورت می گیرد:
پیوندهای قوی خویشاوندی : مجموعه ای از مبادلات حمایتی را از کمک های مالی تا مراقبت از کودکان تأمین می کند . این مبادلات که مربوط به خویشاوندان نزدیک و بلافصل می شود به علت نزدیکی و مجاورت فیزیکی اعضای خانواده ، دسترسی به کمک را به سهولت ممکن می سازد.
پیوندهای قوی دوستی: این پیوندها مربوط به دوستان نزدیک فرد می گردد، یعنی افرادی که به طور منظم با فرد در تماس و از او مطلع هستند و در هنگام برخورد با مشکلات ، به عنوان منابع حمایتی او محسوب می شوند.
پیوندهای ضعیف خویشاوندی:مبادلاتی که فرد با خویشاوندان گسترده خود که در مجاورت با آنها زندگی نمی کند، دارد . این نوع پیوندها در قالب پیوندهای خفته ، افراد خویشاوند را در مواقعی همچون مرگ و میر، حوادث اضطراری و… در تماس با یکدیگر قرار می دهد . پیوندهای خفته قابلیت فعال شدن در مواقع اضطراری را برای فرد دارند.
پیوندهای ضعیف دوستی: این پیوندها در برگیرنده آشنایی هاست. در این نوع پیوند ، افراد براساس علایق ابزاری خود در مبادلات اقتصادی با هم درگیر می شوند و بر حسب نیازشان در طول مبادلات برابر ، منابع را به دست می آورند.
پیوندهای قوی خویشاوندی دوستی
پیوندهای خانوادگی کمک متقابل
همبستگی سازمان یافته Organized Soliderity
پیوندهای ضعیف پیوندهای خفته Latent Ties
پیوندهای ابزاری
(مبادلات اقتصادی)
شکل‏۲۷ تیپولوژی مبادلاتی پیوندهای قوی و ضعیف اسپینوزا (۱۹۹۹)سلامت روان بر اساس تعریف سازمان بهداشت جهانی (WHO) سلامت حالتى است که بیانگر بهزیستی کامل جسمانى ، روانى و رفاه اجتماعى است و فقط بر فقدان بیمارى یا نقص جسمانى دلالت ندارد ؛ سلامت در دیدگاهی کل نگر از جنبه های روانی- اجتماعی – فیزیکی و نیز در ارتباط با محیط مورد توجه قرار می گیرد (خدا رحیمی، ۱۳۷۴ ، ص ۲۶).
شکل ‏۲۸ ابعاد سلامت مفهوم سلامت روان شامل رفاه ذهنی، احساس خودتوانمندی، خودمختاری، کفایت، درک همبستگی بین نسلی و توانائی تشخیص استعدادهای بالقوه هوشی وعاطفی درخود است. سلامت روان حالتی از سلامتی عاطفی و اجتماعی است که در آن فرد از توانائی های خویش آگاهی یافته و قادر است با استرس و فشار های معمول زندگی تطابق حاصل نموده ، به گونه ای مفید و سازنده به اشتغال پرداخته و بعنوان بخشی از جامعه با دیگران مشارکت و همکاری داشته باشد . سلامت روان شامل افزایش توانایی‌های افراد و جامعه و قادرسازی آن‌ها در دستیابی به اهداف مورد نظر می‌باشد.


دیدگاهی بنویسید